روایتی از دیداری که دیگر تکرار نخواهد شد. یاد ایامی که این روزها باید با حسرت به آن نگریست. مجید احمدی راوی دیداری است با رهبر شهید انقلاب و نگاهی که ایشان به جامعه پرستاری داشت.
دکتر مجید احمدی، دبیر شورایعالی سازمان نظام پرستاری
خورشید تازه از افق طلوع کرده و چشمان شهر را باران رحمت خدا شسته است، همه از دیشب آمادهایم تا به نیابت از مهربانترین آدمهای دنیا به میهمانی کسی برویم که دشمنانش بیش از دوستان، به حکمتِدانیِ در حکومت میشناسندش.
در تقاطع خیابان جمهوری با فلسطین یکدگر را پیدا میکنیم، هر کدام از یک شهر، برخی مستقیم از بیمارستانشان آمدهاند، برخی پریروز شیفت بودند و دیروز را در مسیر؛ اما آنچه در رخسار میهمانان نمیتوان دید، خستگی است.
اینها پرستاران مردماند، چشمهایشان به شب بیداری، دستهایشان به خدمت و گوششان به ملامت شدنهای گاهبهگاه عادت دارد و شاید از این رو پیامک تبریکشان به هم این است که:
«وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
که در طریقت ما کافریست رنجیدن»
بازرسیهای معمول انجام شد و پرستاران با شوق وارد حسینه امام خمینی (ره) شدند، حسینیهای که عمری است آن را در اندک زمانهای استراحت و یا در حین انجام خدمت به بیماران دیدهاند؛ جمعیت لحظهبهلحظه بیشتر میشود و من در گوشهای مینشینم … در همین حال کبوتر ذهنم به افق سال ۶۲هجری پرواز میکند … محله بنیهاشم در مدینهالنبی، شاید در همین دقیقهها بود که قنداقه نورانی دختری را به دست علی (ع) میدهند و زینب (س) در سِترگ دستهای علی چشمهای از زمزم و صفا را به جوشش میآورد:
السلام علیکِ یا بِنت زمزم و صفا
السلام علیکِ یا بنت مکه و منا
السلام علیکِ من هم تَنم اینها لاجلِ جراسیه الرسول الله.
به خود برمیگردم حسینیه پر شده از صفوف منظم پرستاران، صفهای اول را اورژانسکاران پر کردهاند، مثل همیشه منظم و زودتر از بقیه … در کنکاش نگاهت از همه اصناف جامعه پرستاری نمایندگانی را میبینی:
تکنسینهای اتاق عمل ، بچههای هوشبری، بهیاران، اعضا هیئتعلمی دانشکدههای پرستاری و از همه سازمانها و نهادها.
حدیثی امید بخش با نستعلیق استادانه، زینت بخش مجلس است، حدیثی از پیامبر (ص) آن هم در روزهای آخر عمر شریفشان، روزهایی که حضرت طعم شیرین پرستاری را در خانهای که حلقهای از نامحرمان نیز احاطهاش کرده بودند، چشیده:
«من قام علی مریض یوما و لیلة بعثه الله مع ابراهیم الخلیل (ع)»
ساعت به نه و نیم که رسید جوانی پشت تریبون رفت برای خواندن مولودی و کمتر کسی بود که در آن جمع آقای «احمد محمدی» را میشناخت، پرستاری که داوطلب حضور در پست امداد جبهه مقاومت شد و بعد از دو بار اعزام به سوریه، در ماجرای شنیدنی به اسارت یکی از گروههای تکفیری افتاد، ۸ماه اسارت در زندانی به ابعاد یک قفس و هر لحظه منتظر شکنجه و اعدام.
مداحیهای او را شنیده بودم؛ اما امروز صدای احمد از هر زمان رساتر و دلچسبتر بود با اشعاری وزین …. سرود و مولودیاش را با ذکر یادی از ۱۱ شهید پرستار از جبهه مقاومت به اتمام رساند و آغاز شعارها نوید آمدن صاحب بیت را میداد.
عقربههای ساعت به ۱۰که رسید، پرده آبی کنار رفت و حضرت آقا وارد شدند …. در جمعیت به وجد آمده، حس مشترکی با دیدن اولین لبخند زیبای رهبر ایجاد شد، حلاوتی که به صورت برخی در ترنمهای اشک، متبلور شد.
و نهایت تلاوت قرآن، جمعیت را بر زمیننشاند، پس از آن دکتر نمکی، وزیر بهداشت و درمان پشت تریبون رفت و با بیانی شاعرانه خصایص مشترک زینب کبری (س) و پرستار را ترسیم کرد. با فرازهایی از شعری که پیشتر از زبان خودش شنیده بودم.
ایشان اهم اقدامات جامعه پرستاری در سال جاری را این گونه برشمرد:
- خدمترسانی در ماجرای سیل ابتدای سال و تلاشهای مستمر علمی در ممانعت از ایجاد اپیدمیهای رایج بعد از سیل که باعث تحسین نهادهای بینالمللی شده بود.
- مشارکت فعال در طرح ملی سنجش فشار خون.
- حضور در صف اول امداد به مصدومان در بحبوحه اغتشاشات آبان ماه.
- مهار آنفولانزا، ورای استانداردهای جهانی که باعث حیرت سازمان بهداشت جهانی شده بود؛
و آخر سر قولهایی برای پرداخت مطالبات مالی و استخدام ۹ هزار پرستار در سال جاری و از همه مهمتر تلاش موثر برای ایجاد هویتی مستقل در هرم نظام سلامت برای جامعه پرستاری کشور.
این قولها را وزیر چند روز پیش در جمع اعضای شورایعالی سازمان نظام پرستاری نیز بیان کرده بود و حتی از طرح قاصدک گفته بود، نظام پرداخت مالی که وزیر در حضور رهبر هم آن را سراپا تبعیض دانست و حسن انتخابش برای پایان سخن از لسانالغیب:
«به کوی عشق منه بیدلیل راه قدم
که من به خویش نمودم صد اهتمام و نشد»
تا اینجای مجلس حضرت آقا با جدیت و صلابت صحبتهای وزیر را گوش میکرد، بیاناتش که آغاز شد و سخن به تبریک روز پرستار که رسید، لبخندی با ملاحت بر صورتشان نقش بست و در آنجا بود که ایشان «پرستاری را ترکیبی از مجموعه ارزشهای اخلاقی و فضائل انسانی، از شفقت و دلسوزی تا مسئولیتپذیری و صبر در برابر بیتابیها و کژخلقیها» دانستند و شاید هر عبارت ایشان، خاطراتی از نامهربانی را در ذهن پرستاران زنده میکرد…
ایشان در ادامه بیاناتشان فرمودند:
«مشکلات عمده جوامع انسانی غالبا بهخاطر نداشتن این ویژگیهاست» و بعد تاکید کردند که: «آن فضائل را باید در جامعه گسترش دهیم، جامعه امروز ما بهشدت به همدلی و مسئولیتپذیری، بردباری و صبر احتیاج دارد، ما امروز در یک مسیر بسیار مهم و پرافتخار و خطیر هستیم و داریم به سمت قله حرکت میکنیم، مراقبتهایی لازم دارد، جامعه ما احتیاج دارد به این خصوصیات، اینکه با هم مهربان باشیم، با شفقت باشیم…»
و این یعنی آنکه چشمانداز نگاه رهبر به پرستارِ تراز ایرانی-اسلامی یک الگوی قابل تکثیر برای مرجعیت اجتماعی است، برای رفع دردهای مزمن اجتماعی، فرهنگی و سیاسی چنانکه معظمله در بیانی بسیار مهم از نهادهای مدیریتی، رسانهها و فعالان مذهبی و سیاسی خواستند تا فضائل اخلاق پرستاری را بهعنوان یک الگو در جامعه ترویج و توسعه دهند.
این ژرفای نگاه به جایگاه رفیع پرستار چقدر با حقایق اجتماعی و چشمانداز سیاستگذاران سلامت فاصله دارد؟ چنانکه تاکید ایشان بر «مراقبت روحی و جسمی از پرستاران» و از آن مرحله پیشتر «لزوم پاسخگویی به نیازهای خانوادگی پرستاران» میتواند سرفصلهای جدیدی برای متولیان نظام سلامت، مسئولان فرهنگی و دستگاههای تبلیغات و نیز اساتید برد پرستاری در تدوین نظامات آموزشی باشد.
بیانات آقا، دو بخش داشت، بخش دومش به مباحث مهمی از جمله سالگرد ۹دی، اغتشاشات اخیر و رخدادهای جاری منطقه اختصاص یافت و مجلس تمام شد.
آقا که با پرستاران خداحافظی کردند، جمعیت مثل لحظه تحویل سال، با نشاطی سرشار با یکدیگر خوش و بش میکردند … انگار بعد از مدتها تازه یکدیگر را دیدهاند…
دقیقهها خیلی زود گذشت و تا به خود آمدیم باز در خیابان جمهوری بودیم، این جمع هر چند هم که خسته بودند از شب کاری، شیفتهای اجباری، وعدههای وفا نشده و مقررات نانوشته ظالمانه در بیمارستانها؛ اما حالا امیدوارتر از هر روز به محل کار خود برمیگردد.
هوای چهارشنبه ۱۱دی قدری سرد است؛ اما نه آنقدر که بتواند چراغ امید و شعله دلگرمی احیا شده از این دیدار را سرد کند، بیمارانِ مریض خانهها، این گرمای مضاعف را در روزهای بعد و در جاری دستهای دلسوز این سیپدجامگان آسمانی خواهند یافت.
نظرات کاربران