خبرگزاری مهر، گروه استانها– کوروش دیباج: نوروز به عنوان یکی از کهنترین آیینهای ایرانی مجموعهای از نمادها، اشیا و عناصر نمادین را در خود جای داده است که هر یک حامل مفاهیم فرهنگی، اسطورهای و اجتماعی خاصی هستند. سفره هفتسین به عنوان شاخصترین نماد نوروز، در طول تاریخ دستخوش تغییرات و دگرگونیهایی شده و برخی عناصر آن در دورههای مختلف به آن افزوده یا از آن حذف شدهاند. یکی از بحثبرانگیزترین عناصر در سفره نوروز، ماهی قرمز است؛ عنصری که امروزه برای بسیاری از خانوادههای ایرانی بدیهی و جداییناپذیر به نظر میرسد اما پژوهشهای تاریخی و مردمشناسی نشان میدهد حضور آن در سفره هفتسین پدیدهای نسبتاً متأخر است.
در سالهای اخیر پژوهشگران حوزه تاریخ، فرهنگ عامه و مردمشناسی بارها به این موضوع پرداختهاند که آیا ماهی قرمز واقعاً جزو سنتهای اصیل نوروزی بوده یا در دورههای متأخر به این آیین افزوده شده است. بررسی متون تاریخی، سفرنامهها، نگارههای ایرانی و حتی اسناد دوره قاجار نشان میدهد که در منابع کهن، اشارهای به حضور ماهی قرمز در سفره نوروز وجود ندارد. این موضوع باعث شده است که برخی کارشناسان از ماهی قرمز به عنوان عنصری وارداتی در آیین نوروز یاد کنند.
خبرگزاری مهر در گفتگو با چند تن از پژوهشگران حوزه تاریخ، فرهنگ و مردمشناسی به بررسی ریشههای این موضوع پرداخته است.
هفتسین در منابع تاریخی چه عناصری داشته است
جبار رحمانی، مردمشناس و پژوهشگر آیینهای ایرانی، در گفتوگو با خبرنگار مهر درباره ساختار تاریخی سفره هفتسین توضیح میدهد: اساساً شکل کنونی این سفره محصول یک فرایند تاریخی است و نمیتوان آن را کاملاً ثابت و بدون تغییر دانست.
او میگوید: متون تاریخی که از دوره صفویه و قاجار در اختیار داریم، به مجموعهای از عناصر نمادین در نوروز اشاره شده است اما این عناصر الزاماً همان ترکیب امروزی هفتسین نیستند. در برخی منابع به سفره هفتشین یا هفتچین اشاره شده و در برخی دیگر تنها از مجموعهای از نمادهای بهاری سخن گفته شده است. این مسئله نشان میدهد که سنت نوروزی در طول زمان تحول پیدا کرده است.
رحمانی ادامه میدهد: در منابع مکتوب و همچنین در نگارههای دوره صفوی و قاجار که مراسم نوروزی را به تصویر کشیدهاند، عناصری مانند سبزه، سیب، سیر، سنجد، سمنو و سرکه دیده میشود. همچنین آینه، شمع و گاهی تخممرغ رنگی نیز در این سفره حضور دارند. اما نکته قابل توجه این است که در هیچیک از این اسناد تصویری یا نوشتاری، اثری از ماهی قرمز دیده نمیشود.
به گفته این پژوهشگر، همین نبود شواهد تاریخی یکی از مهمترین دلایلی است که بسیاری از محققان را به این نتیجه رسانده که ماهی قرمز احتمالاً در دورههای متأخر وارد آیین نوروز شده است.
او تأکید میکند:برای اثبات اصالت یک عنصر فرهنگی باید رد آن در متون، تصاویر یا گزارشهای تاریخی دیده شود و درباره ماهی قرمز چنین شواهدی بسیار محدود و متأخر هستند.
رحمانی اضافه میکند: بسیاری از سنتهایی که امروز تصور میکنیم کاملاً باستانی هستند در واقع در دوران مدرن تثبیت شدهاند. به اعتقاد او شناخت این فرایند نه تنها از ارزش فرهنگی نوروز نمیکاهد بلکه به درک دقیقتر تاریخ فرهنگی ایران کمک میکند.
رد پای ماهی قرمز در دوره قاجار
محمد عیدی نجف آبادی، پژوهشگر فرهنگ و اسطورهشناسی، درباره زمان احتمالی ورود ماهی قرمز به آیین نوروز توضیح میدهد: برخی شواهد نشان میدهد این عنصر احتمالاً در دوره قاجار وارد فرهنگ نوروزی ایران شده است.
او توضیح میدهد: در دوره قاجار ارتباط ایران با شرق آسیا بهویژه چین افزایش پیدا کرد و بسیاری از کالاها و نمادهای فرهنگی از این مسیر وارد ایران شدند. ماهی قرمز نیز از جمله حیواناتی است که خاستگاه اصلی آن در شرق آسیا بهویژه چین قرار دارد و در فرهنگ چینی نمادی از خوشبختی و فراوانی به شمار میرود.
عیدی نجف آبادی میگوید: بررسی سفرنامههای خارجی که در قرن نوزدهم میلادی درباره ایران نوشته شدهاند نیز نشان میدهد که در توصیف مراسم نوروز معمولاً اشارهای به حضور ماهی در سفره نمیشود. این در حالی است که این سفرنامهها جزئیات زیادی از آیینهای نوروزی را ثبت کردهاند.
او اضافه میکند: برخی از محققان معتقدند ورود ماهی قرمز به ایران از طریق تجارت با چین یا روسیه در دوره قاجار رخ داده است. در این دوره ماهیهای زینتی به تدریج در شهرهای بزرگ ایران شناخته شدند و احتمالاً در همین زمان به عنوان نمادی از زندگی و تحرک به سفره نوروز راه پیدا کردند.
این پژوهشگر تأکید میکند: اگرچه امروز ماهی قرمز برای بسیاری از خانوادهها به نمادی از نوروز تبدیل شده است اما از نظر تاریخی نمیتوان آن را جزو عناصر اصیل و اولیه هفتسین دانست. به گفته او این مسئله نمونهای از پویایی فرهنگ است که در آن عناصر جدید به تدریج در سنتهای قدیمی جای میگیرند.
شواهد تصویری و اسناد تاریخی چه میگویند
شهاب شهیدانی، پژوهشگر تاریخ و نسخههای خطی، نیز در گفتوگو با خبرنگار مهر به اهمیت بررسی اسناد تاریخی در این زمینه اشاره میکند و میگوید: برای فهم دقیق آیینهای سنتی باید به متون و تصاویر باقیمانده از دورههای گذشته مراجعه کرد.
او توضیح میدهد:در بسیاری از نسخههای خطی و نگارههای ایرانی که صحنههای نوروزی را نشان میدهند، سفرهای با مجموعهای از اشیا نمادین دیده میشود اما در میان آنها نشانهای از ماهی قرمز وجود ندارد. این نگارهها که مربوط به دورههای صفوی و قاجار هستند اطلاعات ارزشمندی درباره آیینهای نوروزی ارائه میدهند.
شهیدانی میگوید: حتی در اسناد درباری که مراسم نوروز در دربار شاهان را توصیف کردهاند نیز اشارهای به ماهی قرمز نشده است. در این منابع بیشتر به هدایای نوروزی، سفرههای تزئینی، آینه و شمع و انواع خوراکیها اشاره شده است.
او اضافه میکند: نخستین نشانههای حضور ماهی قرمز در ارتباط با نوروز احتمالاً به اوایل قرن بیستم بازمیگردد. در این دوره با گسترش شهرنشینی و تغییر سبک زندگی، برخی عناصر جدید وارد آیینهای سنتی شدند و به تدریج به عنوان بخشی از آنها پذیرفته شدند.
به گفته این پژوهشگر، نبود ماهی قرمز در منابع کهن به این معنا نیست که حضور آن در نوروز امروزی نادرست یا بیارزش است بلکه نشان میدهد این عنصر محصول تحولات فرهنگی جدیدتر است و نه بخشی از سنتهای چند هزار ساله ایران.
ماهی قرمز از منظر نمادشناسی
همچنین حسن بلخاری، استاد فلسفه هنر و پژوهشگر نمادشناسی، در گفتوگو با خبرنگار مهر معتقد است: حتی اگر ماهی قرمز در سنتهای کهن نوروز وجود نداشته باشد، معنای نمادین آن با روح این جشن سازگار است.
او توضیح میدهد: در بسیاری از فرهنگها ماهی نماد زندگی، پویایی و حرکت است. در سنتهای فلسفی و هنری نیز آب و موجودات آبی اغلب با مفهوم زایش و تداوم حیات پیوند دارند. از این منظر حضور ماهی در کنار عناصر بهاری میتواند معنای نمادین قابل قبولی داشته باشد.
بلخاری ادامه میدهد: نوروز جشن آغاز دوباره طبیعت است و بسیاری از نمادهای آن به مفاهیمی مانند رویش، تازگی و حیات اشاره دارند. بنابراین حتی اگر ماهی قرمز در دورههای متأخر به سفره نوروز افزوده شده باشد، از نظر نمادشناسی با فضای معنایی این جشن همخوانی دارد.
او تأکید میکند: فرهنگها همواره در حال تغییر و تکامل هستند و اضافه شدن یک نماد جدید به معنای از بین رفتن اصالت یک سنت نیست. بلکه گاهی این تغییرات نشاندهنده توانایی یک فرهنگ در جذب و بازآفرینی عناصر جدید است.
این استاد دانشگاه در پایان میگوید: آنچه اهمیت دارد آگاهی تاریخی درباره منشأ عناصر فرهنگی است. به اعتقاد او اگر جامعه بداند که کدام بخش از سنتها ریشههای کهن دارند و کدام بخش در دورههای جدید شکل گرفتهاند، میتواند نگاه دقیقتر و علمیتری به میراث فرهنگی خود داشته باشد.
ضرورت بازنگری در روایتهای رایج
در مجموع بررسی دیدگاههای کارشناسان نشان میدهد که حضور ماهی قرمز در سفره هفتسین احتمالاً سابقهای طولانی در تاریخ ایران ندارد و به احتمال زیاد در یکی دو قرن اخیر وارد این آیین شده است. نبود شواهد در متون تاریخی، سفرنامهها و نگارههای قدیمی یکی از مهمترین دلایلی است که پژوهشگران برای این نتیجه مطرح میکنند.
با این حال بسیاری از متخصصان تأکید میکنند که فرهنگ پدیدهای پویا و در حال تحول است و عناصر جدید میتوانند در طول زمان به بخشی از سنتها تبدیل شوند. ماهی قرمز نیز اگرچه ممکن است ریشهای باستانی در نوروز نداشته باشد اما امروزه در ذهن بسیاری از ایرانیان به نمادی از این جشن تبدیل شده است.
از نگاه پژوهشگران، مهمترین نکته در این میان توجه به پژوهشهای علمی و تاریخی و پرهیز از تکرار روایتهای غیرمستند درباره آیینهای فرهنگی است. شناخت دقیق ریشههای سنتها نه تنها باعث تضعیف آنها نمیشود بلکه میتواند به درک عمیقتر از تاریخ و هویت فرهنگی ایران کمک کند.
در نهایت آنچه نوروز را زنده نگه داشته، نه فقط اشیای موجود در سفره هفتسین بلکه روح همبستگی، امید و نو شدن است که در این جشن کهن جریان دارد؛ جشنی که در طول قرنها بارها تغییر کرده اما همچنان یکی از مهمترین نمادهای هویت فرهنگی ایرانیان باقی مانده است.
نظرات کاربران