مهدی لطفی در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به تحولات اخیر منطقه و طرح برخی تحلیلها درباره اهداف آمریکا در غرب آسیا اظهار کرد: یکی از موضوعاتی که در شرایط کنونی و در فضای ناشی از تنشهای اخیر مطرح میشود، بحث اهداف و نیت ایالات متحده آمریکا در خاورمیانه بهویژه در خصوص تغییر ساختار سیاسی برخی کشورها و حتی تجزیه آنها است.
وی گفت: در این میان گاهی برخی افراد چنین طرحهایی را غیرواقعی تلقی کرده و آن را نادیده میگیرند، در حالی که بررسی ادبیات سیاسی و مطالعات راهبردی غرب نشان میدهد، موضوع تجزیه و بازطراحی جغرافیای سیاسی منطقه از جمله مباحثی است که سالها در برخی محافل فکری و سیاستگذاری غربی مورد توجه قرار گرفته است.
عضو هیئت علمی دانشگاه با اشاره به پیشینه این رویکرد در اندیشه برخی سیاستمداران غربی افزود: در دهههای گذشته شماری از اندیشمندان و سیاستمداران آمریکایی و غربی از جمله برخی نظریهپردازان سیاست خارجی آمریکا، از طرحهایی در ارتباط با تغییر ساختار سیاسی کشورهای خاورمیانه سخن گفتهاند و حتی در مقاطعی از آن حمایت کردهاند.
وی ادامه داد: این رویکردها گاه در قالب مفاهیمی مانند خاورمیانه جدید یا خاورمیانه بزرگ مطرح شده و هر یک از این طرحها اهداف خاصی را دنبال میکردند، به گونهای که در برخی از آنها حفظ ساختار دولتها مدنظر بود و در برخی دیگر شکلگیری واحدهای سیاسی کوچکتر یا نقشآفرینی بازیگران غیردولتی در منطقه مورد توجه قرار میگرفت.
لطفی بیان کرد: در بسیاری از موارد، این سیاستها با شعارهایی نظیر دموکراسی، حق تعیین سرنوشت ملتها و حاکمیت مردم مطرح میشد، اما در عمل اهداف راهبردی و منافع ژئوپلیتیکی قدرتهای بزرگ در پس این شعارها دنبال میشد.
وی با اشاره به برخی نمونههای مطرحشده در ادبیات سیاسی غرب افزود: در مقاطعی حتی برخی دیپلماتها و سیاستمداران غربی در تحلیل وضعیت کشورهایی مانند عراق، از الگوهایی سخن گفتهاند که بر اساس آن تقسیم این کشور به مناطق مختلف قومی یا مذهبی میتوانست بهعنوان یک راهکار مطرح شود، موضوعی که در واقع به معنای تغییر ساختار یک کشور مستقل تلقی میشود.
عضو هیئت علمی دانشگاه با بیان اینکه چنین الگوهایی محدود به یک کشور نبوده است، ادامه داد: در برخی مطالعات راهبردی و مقالات منتشر شده در محافل غربی، سناریوهایی برای تجزیه یا تغییر مرزهای برخی کشورهای منطقه نیز مطرح شده که بر مبنای مؤلفههای قومی و مذهبی طراحی شدهاند.
وی تصریح کرد: در یکی از این تحلیلها که در قالب مقالهای درباره مرزهای جدید در خاورمیانه مطرح شده، پیشنهادهایی درباره شکلگیری واحدهای سیاسی جدید بر اساس ترکیبهای قومی و مذهبی در برخی کشورها ارائه شده است که این مسئله نشاندهنده نوع نگاه بخشی از محافل راهبردی غرب به آینده منطقه است.
لطفی با اشاره به اهداف کلان چنین طرحهایی اظهار کرد: یکی از اهدافی که در پس این رویکردها قابل مشاهده است، شکلگیری دولتهای کوچک و درگیر مسائل داخلی در اطراف رژیم صهیونیستی است؛ دولتهایی که به دلیل چالشهای درونی، توان ایفای نقش مستقل در معادلات منطقهای را نداشته باشند.
وی افزود: در چنین الگویی، کشورهای کوچک و پراکندهای شکل میگیرند که از نظر سیاسی و اقتصادی وابستگی بیشتری به قدرتهای خارجی پیدا میکنند و در نتیجه امکان مدیریت منابع و منافع آنها برای قدرتهای بزرگ آسانتر خواهد بود.
عضو هیئت علمی دانشگاه ادامه داد: در همین چارچوب، تقابل با محور مقاومت در منطقه نیز قابل تحلیل است؛ زیرا شکلگیری و گسترش این جریانها از دید برخی قدرتها مانعی در برابر تحقق طرحهای مورد نظر آنها در غرب آسیا به شمار میرود.
وی گفت: به همین دلیل طی سالهای گذشته تلاشهایی برای تضعیف یا حذف برخی حلقههای این محور در کشورهای مختلف منطقه صورت گرفته است تا زمینه برای پیشبرد طرحهای راهبردی در خاورمیانه فراهم شود.
لطفی با اشاره به سوابق تاریخی این رویکردها بیان کرد: تجربه تحولات پس از فروپاشی برخی امپراتوریها در منطقه و همچنین رخدادهای پس از جنگهای جهانی نشان میدهد که تغییر مرزها و شکلگیری واحدهای سیاسی جدید در خاورمیانه مسبوق به سابقه بوده و در برخی موارد با مداخله قدرتهای خارجی رخ داده است.
وی خاطرنشان کرد: در مجموع بررسی این مباحث نشان میدهد که موضوع بازطراحی ساختار سیاسی منطقه در برخی محافل غربی سابقهای طولانی دارد و همچنان به عنوان یکی از سناریوهای مورد بحث در مطالعات ژئوپلیتیکی مطرح میشود.
عضو هیئت علمی دانشگاه در پایان تأکید کرد: آگاهی از این مباحث و شناخت دقیق اهداف و راهبردهای مطرحشده در عرصه بینالمللی میتواند به درک بهتر تحولات منطقهای و ضرورت حفظ انسجام و وحدت ملی در برابر تهدیدهای خارجی کمک کند.
نظرات کاربران