خبرگزاری مهر، گروه استانها، رقیه رحمتیراد: خراسان جنوبی، این دیار کهنآشنا با علم و ادب و فرهنگ، همواره در کارنامه خود برگهای زرینی از پیشتازی در طرحهای قرآنی ثبت کرده است. سرزمینی که نسبت به سرانه جمعیتی، در بسیاری از عرصههای قرآنی میدرخشد و زبانزد خاص و عام است.
امسال هم، همزمان با ماه نزول قرآن، طرح «زندگی با آیهها» فرصتی شد تا مردم متدین این خطه، جلوه دیگری از ارادت خود به کلام وحی را به نمایش بگذارند، ارادتی که از سطح تلاوت فراتر رفته و تا مقام عمل پیش آمده است.
«زندگی با آیهها» عنوان رزمایشی است که شب گذشته در حسینیه جماران بیرجند، نفسهای تازهای به کالبد شهر دمید. گردهمایی باشکوهی که نشان داد مردم این خطه، قرآن را نه در ویترین کتابخانهها، که در تاروپود زندگی جستجو میکنند. آیاتی که تا دیروز بر سر زبانها جاری بود، امروز قرار است در کوچهها جاری شود… از رواق مساجد تا گرمای خانهها، از هیئتها تا کسبوکارها.
این رزمایش، یک رویداد معمولی نبود بلکه جشن پیوند کتاب خدا با نبض زندگی بود. جایی که مرد و زن و کودک، پای در مسیری نهادند که نشان دهند قرآن برای زیستن آمده، نه فقط برای خواندن.
آری، اینجا در خراسان جنوبی، عطش معنویت، با عمل سیراب میشود و وعدههای نور، یکییکی جامه ظهور میپوشند.
ساعاتی در حسینیه جماران بیرجند
اینجا در حسینیه جماران بیرجند، قشرهای مختلف جامعه با سلیقهها و نگرشهای گوناگون، ذیل پرچم «زندگی با آیهها» گرد هم آمدهاند تا نشان دهند قرآن، زبان مشترک همه انسانهایی است که حقیقت را جستجو میکنند.
زن و مرد، پیر و جوان، کودک و بزرگ، همه با وضوحی تازه پای در مسیری نهادهاند که مقصدش چیزی جز جاری کردن نور وحی در کوچههای زندگی نیست.
چهرهها متفاوت است، اما هدف یکی است. اینجا کسی از جایگاه اجتماعیاش نمیگوید، از قشر و صنفش حرفی نمیزند. بلکه همه در یک نقطه یعنی مشترک هستند: عهدی دوباره با کتابی که قرار است از حاشیهها به متن زندگی بیاید.
همه آمدهاند. پیرمردی که عصازنان خود را به حسینیه رسانده… نوجوانی که اولین روزهای آشنایی جدی با قرآن را تجربه میکند، بانوی خانهداری که این بار میخواهد آیات را در آشپزخانه و تربیت فرزندانش جاری کند و جوان دانشجویی که به دنبال تفسیری عملی برای پرسشهای بیپایانش میگردد.
همه آمدهاند تا بگویند این کلام همیشه جاری، متعلق به همه نسلهاست، برای همه عصرها حرف تازه دارد و در هر برههای میتواند پاسخگوی نیازهای بشر باشد.
مشق کتاب خدا در زندگی
چهرهاش کوچک اما با مصمم است. گوش به سخنرانها سپرده و زیر لب نیز نجوایی زمزمه میکند. از چادر صورتی رنگش به خوبی می توان دنیای کودکیاش را معنا کرد.
زینب نام دارد و به گفته خودش پا در هشت سالگی گذاشته است. از اهمیت توجه به قرآن میپرسیم. بی درنگ و بدون لحظهای تفکر میگوید: باید همواره قرآن بخوانیم و به آنچه خدا در این کتاب به ما دستور داده، عمل کنیم.
گویی به خوبی با آیات این کتاب مقدس آشنا است و می افزاید: خدا در قرآن میگوید که به ما نزدیک است بنابراین هر وقت میخواهم با او صحبت کنم، نماز و قرآن میخوانم.
نگاهی به مادرش میاندازد و میگوید: کوچکتر که بودم، میدیدم مادرم برای آرام کردن برادر ۶ ماههام صلوات میفرستد و آیاتی از قرآن میخواند. پدرم هم کارگر است و هر صبح قرآن میخواند تا خدا به کسب و کارش برکت دهد.
ذهنش را به آموزههای کلاس درس میبرد
و میافزاید: توی مدرسه هم معلممان میگوید قرآن مثل چراغ است. وقتی آن را بخوانیم، راه را در تاریکی گم نمیکنیم.
زندگی با آیهها
مادر که با نگاهی نافذ ما را برانداز میکند، لبخندی شیرین به لب دارد و میگوید: دخترم حافظ جزء ۳۰ قرآن کریم است. اگرچه هنوز برخی از سوره ها را به تازگی حفظ کرده و تسلط کافی ندارد، اما برای یادگیری قرآن تلاش میکند.
این بانوی قرآنی با اشاره به طرح زندگی با آیهها، میگوید: این طرح به خوبی قرآن را به متن زندگی آورده و بسیاری را به خواندن قرآن و درک مفاهیم این کتاب مقدس علاقهمند کرده است.
وی با بیان اینکه قطعا بسیاری از خانوادهها این طرح را دنبال میکنند، میگوید: نباید خواندن قرآن تنها به مجالس عزا و یا مناسبهای خاص خلاصه شود، بلکه باید لحظه به لحظه در زندگی جریان داشته باشد.
حضور ۳ نسل از یک خانواده در رزمایش
به همراه پنج فرزند و همسر و مادر خردسالش آمده است. میگوید از یکی از روستاهای حوالی بیرجند آمده تا از رزمایش زندگی با آیهها عقب نماند. چه زیبا سه نسل از یک خانواده، دور هم جمع شدهاند تا عهد خود با قرآن را تازه کنند. از مادربزرگی که سالهاست با آیات انس گرفته تا نوههایی که تازه اولین قدمهای آشنایی را برمیدارند.
زیبایی و نورانیت خاصی به چهره دارد. برق چشمهایش در میان چروکهای پیشانی، قصه سالها زندگی ساده اما پرمعنای روستایی را روایت میکند.
از هدفش برای شرکت در رزمایش میپرسم. دستی به سر پسر کوچکش میکشد و میگوید: قرآن برای همه ماست، زن و مرد، شهرنشین و روستایی. من میخواهم بچههایم یاد بگیرند که قرآن فقط داخل خونهها نباشد، بلکه در زندگیشان جاری باشد.
ذهنش را به اغتشاشات و آتش دادن مساجد گره میزند و میگوید: کلام خدا هیچ وقت نمیسوزد. دشمن نمیتواند با آتش زدن مساجد و قرآن، ما از خدا و اهل بیت(ع) دور کند چرا که مردم با کتاب خدا زندگی میکنند و همواره به آن توجه دارند.
مهمانی که ستاره محفل شد
مجری، از مهمان ویژه برنامه که همان ستاره محفل است، دعوت میکند. حجتالاسلام کشاورز در جایگاه قرار گرفته و نگاه جمعیت را به خود میدوزد.
سخنان جذاب و طنزگونه وی، فرصت را از مصاحبه میگیرد. با درخواست ایشان، همه کودکان حاضر در مراسم به روی صحنه دعوت میشوند. قرآنها را در دست میگیرند و فضا به اوج شور و دلدادگی نسبت به معبود میرسد.
همه کودکان دستهایشان را بالا برده و میگویند: عهد میبندیم که کلام خدا را، این آیات نورانی را، این دستورات انسانساز را چون چراغی روشن در مسیر زندگی و بندگی به سوی کمال و قلههای بلند انسانیت در دست بگیریم و در برابر هر کس که در برابر کتاب خدا بایستد، بایستیم.
محفل بوی شهادت گرفت
محفل، یکباره رنگ و بوی دیگری به خود میگیرد. ازدحام جمعیت سکوتی معنادار را در خود حل کرده که ناگهان با پخش صدای آشنا شکسته میشود.
صدای رئیس جمهور شهید، آیتالله رئیسی در فضا میپیچد: قرآن هرگز نمیسوزد، ابدی و جاودانه است. آتش توهین و تحریف، هرگز حریف حقیقت نخواهد شد.
با شنیدن این جمله، دلمان میلرزد و هوایی میشود… هوای مردی که خود از جنس همین حقیقت بود.
آری، دشمنان باید بدانند که سوزاندن کاغذ، سوزاندن حقیقت نیست. قرآن در دلها نفوذ کرده است، در فطرتها ریشه دوانده و در جان انسانهای آزاده جاریست. این کتاب آسمانی، نور است و نور هرگز خاموششدنی نیست.
این قرآن، همان کلام جاودانی بوده که خداوند خود حافظ آن است: “إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ”. پس هر توطئهای، هر توهینی و هر تحریفی، به سان شعلهای خواهد بود که در برابر عظمت اقیانوس، لحظهای میدرخشد و خاموش میشود.
نظرات کاربران