خبرگزاری مهر _ گروه جامعه؛ در دل یک ساختمان معمولی، جریانی غیرمعمول شکل گرفته است؛ زنانی که بیهیاهو گرد هم آمدهاند تا با دستانی آکنده از مهر، لقمههایی ساده اما سرشار از عشق آماده کنند. اینجا نه خبری از دوربین است و نه ادعا؛ تنها نیت است و باور.
یکی از این زنان میگوید: ما از سر سفره افطار شروع کردیم. گفتیم اگر قرار است سهمی داشته باشیم، همین لقمهها هم میتواند بخشی از جهاد باشد.
از ماه رمضان تا امروز، این حرکت ادامه یافت، لقمههایی که برای نیروهای بسیجی و مردمی آماده میشود؛ همانهایی که شبها برای تأمین امنیت و حضور در تجمعات به خیابان میآیند.
برای این زنان، این نیروها دیگر غریبه نیستند؛ مثل برادر، مثل پدر، مثل بچههای خودمان شدهاند.
از اشک تا ایمان؛ وقتی ترس جایی ندارد
در میان این روایتها، صدای زنی شنیده میشود که همسرش فرزند یک شهید است. او با آرامش میگوید: وقتی برای رضای خدا کار کنی، انگار خدا خودش توانش را میدهد. دیگر ترس معنا ندارد.
این باور، در جملات سادهای که روی کاغذها نوشته میشود هم دیده میشود؛ دلنوشتههایی که همراه غذاها ارسال میشوند: از دعا برای سلامتی تا آرزوی زیارت و سربلندی.
خیابانهایی که شبها زندهاند
با غروب آفتاب، صحنه تغییر میکند. زنانی که روز را در تدارک گذراندهاند، شب را در خیابانها ادامه میدهند. در تجمعات، دوشادوش مردان حضور دارند؛ شعار میدهند، همصدا میشوند و فضای خیابان را به صحنهای از اتحاد تبدیل میکنند.
نکته قابل توجه، تنوع این جمعیت است؛ زنانی با پوششهای مختلف، اما با هدفی مشترک. اینجا تفاوتها رنگ میبازد و «ایران» به نقطه اتصال همه تبدیل میشود.
بازگشت برای ایستادن؛ از ترکیه تا خیابانهای وطن
در میان جمعیت، چهرههایی دیده میشود که داستانهای متفاوتی دارند. برخی از ایرانیان خارجنشین، حتی از کشورهایی مانند ترکیه، خود را به ایران رساندهاند تا در این روزها کنار مردم باشند.
یکی از این افراد که پیشتر در حوزه مدلینگ فعالیت داشته، حالا در میان جمعیت، پرچم در دست، همصدا با دیگران شعار میدهد. حضوری که نشان میدهد هویت ملی، فراتر از فاصلههای جغرافیایی است.
روایت یک ویلچر؛ ایستادن به سبک دیگر
در گوشهای دیگر از این صحنه، زنی با ویلچر برقی دیده میشود. هر شب، تا جایی که شارژ ویلچرش اجازه دهد، در تجمعات حضور دارد.
وقتی از او پرسیده میشود که آیا از تنها آمدن نمیترسد، پاسخ میدهد: «تنها؟ من تنها نیستم؛ خدا هست.»
این جمله کوتاه، بهخوبی عمق باوری را نشان میدهد که در دل بسیاری از این زنان جریان دارد.
آنچه این روزها بیش از هر چیز به چشم میآید، همدلی گستردهای است که میان اقشار مختلف شکل گرفته است. زنان و مردان، با هر سبک زندگی، در کنار یکدیگر ایستادهاند تا از آنچه «ایران» مینامند، دفاع کنند.
این حضور، نه صرفاً یک واکنش، بلکه بازتابی از ریشههای عمیق هویتی و فرهنگی است؛ ریشههایی که در بزنگاهها، خود را با قدرت بیشتری نشان میدهند.
زنان ایرانی در این روزها، تصویری چندبعدی از نقشآفرینی خود ارائه دادهاند؛ از آشپزخانههای جهادی تا خیابانهای پرشور شبانه. حضوری که نهتنها مکمل، بلکه در بسیاری موارد پیشبرنده جریان همبستگی ملی است.
آنچه شکل گرفته، صرفاً یک حرکت مقطعی نیست؛ بلکه روایتی زنده از مشارکت اجتماعی، باور دینی و تعلق عمیق به سرزمینی است که نامش برای بسیاری، فراتر از یک جغرافیاست.
نظرات کاربران