هنر سلامت
0

برهنگی و سکوت نهادهای فرهنگی؛ مطالبه‌ خانواده شهدا از مسوولان چیست؟

برهنگی و سکوت نهادهای فرهنگی؛ مطالبه‌ خانواده شهدا از مسوولان چیست؟
بازدید 4

خبرگزاری مهر – گروه جامعه: این روزها کافی است چند دقیقه‌ای در خیابان‌های شهر، مراکز خرید، ایستگاه‌های حمل‌ونقل عمومی یا حتی فضای مجازی حضور داشته باشیم تا با واقعیتی مواجه شویم که دیگر نمی‌توان به سادگی از کنار آن عبور کرد؛ مسئله حجاب و تغییر تدریجی الگوی پوشش در جامعه، به یکی از موضوعات پررنگ اجتماعی تبدیل شده است. در میان رفت‌وآمد روزمره مردم، نوع پوشش برخی افراد با آنچه سال‌ها به عنوان الگوی غالب در جامعه شناخته می‌شد فاصله گرفته و در کنار آن، بحث درباره چرایی این تغییر، نحوه مواجهه با آن و مسئولیت خانواده، جامعه و نهادهای فرهنگی بیش از گذشته مطرح است.

حجاب در جامعه ایران صرفاً یک انتخاب فردی یا موضوعی مربوط به نوع پوشش نیست و در طول سال‌های گذشته، همواره در پیوند با مسائل فرهنگی، اجتماعی و هویتی مورد بحث قرار گرفته است. با این حال، امروز آنچه بیش از گذشته به چشم می‌آید، افزایش نمودهای بی‌حجابی و بدحجابی در بخش‌هایی از جامعه و همزمان شکل‌گیری دیدگاه‌های متفاوت درباره شیوه مواجهه با این پدیده است؛ موضوعی که موافقان و منتقدان سیاست‌های موجود هر یک از زاویه‌ای متفاوت درباره آن سخن می‌گویند.

روایت قابل تأمل خانواده شهدا از حجاب

در این میان، خانواده‌هایی قرار دارند که بخشی از عزیزترین اعضای زندگی خود را در راه دفاع از کشور، مردم و ارزش‌هایی که به آن باور داشتند از دست داده‌اند. برای آنان، سخن گفتن از ارزش‌های اجتماعی و فرهنگی تنها یک بحث نظری نیست؛ خاطرات فرزند، همسر یا پدری که دیگر در کنارشان نیست، با بسیاری از این مفاهیم گره خورده است. همین موضوع، روایت خانواده‌های شهدا از وضعیت فرهنگی و اجتماعی امروز را به روایتی متفاوت و قابل تأمل تبدیل می‌کند؛ روایتی که می‌تواند بخشی از دغدغه‌ها، نگرانی‌ها و در عین حال نگاه آنان به شیوه مواجهه با نسل جوان را بازتاب دهد.

البته بررسی مسئله حجاب تنها با اشاره به وضعیت موجود کامل نمی‌شود. آنچه در این میان اهمیت دارد، شنیدن صداهای مختلف جامعه و توجه به دلایل و زمینه‌های شکل‌گیری این وضعیت است؛ از نقش خانواده و نظام آموزشی و فرهنگی گرفته تا تأثیر رسانه‌ها و فضای مجازی، تغییرات سبک زندگی و نحوه عملکرد دستگاه‌های مسئول. برخورد با این مسئله نیز زمانی می‌تواند به نتیجه برسد که در کنار توجه به قانون، ابعاد فرهنگی و اجتماعی آن مورد توجه قرار گیرد و به جای نگاه صرفاً مقطعی، برای آن راهکاری پایدار و اقناع‌کننده در نظر گرفته شود.

در همین راستا و با هدف شنیدن دیدگاه خانواده‌های شهدا درباره وضعیت حجاب و پوشش در جامعه امروز، خبرنگار مهر با شماری از این خانواده‌ها گفتگو داشته است؛ خانواده‌هایی که هر یک از زاویه تجربه شخصی و خاطراتی که از عزیزان شهید خود دارند، درباره جایگاه حجاب، تغییرات فرهنگی جامعه و نحوه مواجهه با نسل جوان سخن گفته‌اند. روایت آنان، فارغ از تفاوت در نوع نگاه و شیوه بیان، بازتاب بخشی از دغدغه‌هایی است که امروز درباره حجاب، فرهنگ و آینده اجتماعی جامعه مطرح می‌شود.

با ادامه مقاومت مدنی شهروندان، قوه قضاییه از دستورهای جدید برخورد با « بی‌حجابی» خبر داد | سایت ملیون ایران

بی‌بند و باری در جامعه، پیامدهای عظیمی برای جامعه دارد

همسر شهید ابوالفضل حسین‌علی فردی، از میان خاطرات و تجربه‌ای که سال‌ها با خود به همراه دارد، وقتی از وضعیت امروز جامعه و تغییرات ایجادشده در نوع پوشش سخن می‌گوید، ابتدا بر یک مرزبندی تأکید می‌کند؛ مرزی میان «آزادی و استقلال» با آنچه به باور او امروز در بخشی از جامعه به عنوان آزادی تعبیر می‌شود.

وی معتقد است آنچه این روزها در خیابان‌ها دیده می‌شود، نمی‌توان صرفاً با عنوان آزادی توصیف کرد و می‌گوید: اگر بی‌بندوباری در جامعه به حال خود رها شود، با گذشت زمان می‌تواند به ترویج رفتارها و هنجارهایی منجر شود که پیامدهای آن تنها به نوع پوشش محدود نخواهد ماند.

همسر شهید فردی با تأکید بر اینکه حجاب را نباید صرفاً در قالب یک لباس یا پوشش دید، تصریح می‌کند: «واقعاً فقط یک پوشش نیست، فقط یک لباس نیست.»

وی در عین حال، از مسئولان می‌خواهد در مواجهه با این مسئله، از افراط و تفریط فاصله بگیرند و با توجه به عرف جامعه، راهکاری متناسب اتخاذ کنند؛ نه آنکه با سخت‌گیری‌های بیش از اندازه، فاصله‌ای میان جامعه و سیاست‌های فرهنگی ایجاد شود و نه اینکه وضعیت به گونه‌ای پیش برود که بی‌بندوباری به یک امر عادی تبدیل شود.

این نگاه، در واقع نقدی دو سویه به نحوه مواجهه با مسئله حجاب است؛ از یک سو نگرانی نسبت به عادی شدن بی‌حجابی و تغییر هنجارهای فرهنگی و از سوی دیگر تأکید بر اینکه برخورد با این مسئله باید متناسب با شرایط جامعه و به دور از زیاده‌روی باشد.

وی سپس از اهمیت حجاب در سلامت فرد و جامعه سخن می‌گوید و آن را بخشی از عزت نفس، اعتماد به نفس و جایگاه اجتماعی یک زن می‌داند. به باور او، نوع پوشش می‌تواند بر نوع مواجهه اجتماعی با افراد نیز اثر بگذارد و زنی که حجاب را رعایت می‌کند، در بسیاری از موقعیت‌ها احساس احترام و ارزش بیشتری را تجربه می‌کند.

همسر شهید فردی تأکید می‌کند که حجاب برای یک زن می‌تواند نوعی عزت نفس و اعتماد به نفس ایجاد کند و می‌گوید رعایت حجاب، در نگاه او، تنها به ظاهر و پوشش فرد محدود نمی‌شود، بلکه با شأن و احترامی که فرد برای خود و جامعه قائل است نیز ارتباط دارد.

وی در نهایت با طرح این مطالبه از مسئولان که نسبت به وضعیت موجود بی‌تفاوت نباشند، خواستار آن است که مسئله حجاب با دقت، تعادل و شناخت درست از شرایط جامعه دنبال شود؛ چراکه به باور او، اگر قرار است از ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی صیانت شود، این صیانت باید به گونه‌ای باشد که هم از بی‌بندوباری جلوگیری کند و هم گرفتار افراط و برخوردهای خارج از عرف نشود.

برهنگی و سکوت نهادهای فرهنگی؛ مطالبه‌ خانواده شهدا از مسوولان چیست؟

مسئله حجاب تنها نوع پوشش نیست و یک دغدغه در وضعیت فرهنگی جامعه به شمار می‌رود

وقتی قرار است از شهید علی حیدرزاده سخن گفته شود، شاید هیچ واژه‌ای به اندازه «آرزوی شهادت» نتواند تصویر روشنی از روحیه او ارائه دهد؛ جوانی متولد سال ۱۳۸۰ که تازه مدرک کارشناسی مهندسی نرم‌افزار خود را گرفته بود، اما سرنوشت برای او مسیر دیگری رقم زد. علی حیدرزاده ۱۱ اسفندماه، در حالی که در محل کار خود حضور داشت، در پی اصابت محل کارش مورد حمله قرار گرفت و به شهادت رسید.

روایت همسر از شهید، روایت جوانی است که شهادت برایش تنها یک آرزوی دور نبود؛ بارها از آن سخن گفته بود و دغدغه‌هایی داشت که حتی در زندگی روزمره‌اش نیز خودش را نشان می‌داد. یکی از این دغدغه‌ها، وضعیت حجاب در جامعه بود؛ موضوعی که به گفته خانواده، ذهن او را درگیر کرده بود و از اینکه چرا وضعیت پوشش در جامعه به این سمت رفته، گلایه داشت.

همسر شهید حیدرزاده می‌گوید: علی بارها درباره این موضوع فکر می‌کرد که در چنین شرایطی چگونه می‌توان برای اصلاح وضعیت جامعه قدمی برداشت؛ اینکه آیا باید امر به معروف کرد یا راه دیگری برای اثرگذاری بر جامعه پیدا کرد. برای او، مسئله حجاب صرفاً یک بحث درباره نوع پوشش نبود، بلکه بخشی از دغدغه‌ای بزرگ‌تر درباره وضعیت فرهنگی جامعه و آینده آن بود.

این دغدغه زمانی پررنگ‌تر می‌شود که خانواده، سخنان رهبر انقلاب درباره حجاب و همچنین تأکید شهدا بر حفظ ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی را در کنار وضعیت امروز جامعه قرار می‌دهد. از نگاه خانواده شهید، خون شهدا برای دفاع از مردم، کشور و امنیتی ریخته شده است که امروز مردم از آن بهره‌مند هستند و نمی‌توان نسبت به ارزش‌هایی که شهدا برای آن جان خود را از دست داده‌اند، بی‌تفاوت بود.

همسر شهید حیدرزاده در همین زمینه خطاب به مسئولان می‌گوید باید برای وضعیت حجاب در جامعه فکری جدی شود؛ چراکه به باور او، وقتی شهدا برای حفظ امنیت و آرامش مردم جان خود را داده‌اند، بی‌توجهی به دغدغه‌های فرهنگی جامعه می‌تواند فاصله‌ای میان آرمان‌های شهدا و واقعیت امروز ایجاد کند.

وی با اشاره به همین نگرانی تأکید می‌کند که درست نیست جامعه با وضعیتی مواجه شود که خانواده شهدا احساس کنند در برابر راه و آرمان عزیزانشان شرمنده‌اند. از نگاه او، شهدا تنها برای یک گروه یا یک قشر خاص جان خود را فدا نکردند، بلکه برای امنیت و آینده همین مردم و همین کشور به میدان رفتند و امروز صیانت از آنچه برایش جان دادند، تنها وظیفه خانواده‌های شهدا نیست.

اما روایت علی حیدرزاده فقط به دغدغه‌های فرهنگی او ختم نمی‌شود. در خاطرات خانواده، تصویر جوانی دیده می‌شود که حتی کار و مسئولیت روزمره‌اش را نیز بخشی از وظیفه خود می‌دانست. همسرش نقل می‌کند که گاهی از او می‌خواست اگر امکان دارد یک روز سر کار نرود و مرخصی بگیرد، اما پاسخ علی روشن بود؛ او نمی‌خواست احساس کند در برابر شهدا کوتاهی کرده است.

می‌گفت: «من نمی‌خوام شرمنده شهدا بشم، باید برم.»

شاید همین نگاه، روایت همسر از علی را با مسئله حجاب و فرهنگ پیوند می‌دهد؛ جوانی که از یک سو دغدغه امنیت کشور را داشت و از سوی دیگر، نسبت به آنچه در عرصه فرهنگی جامعه می‌دید بی‌تفاوت نبود. برای او امنیت تنها به معنای نبود جنگ در مرزها نبود؛ جامعه‌ای که قرار است در امنیت زندگی کند، از نگاه او باید نسبت به ارزش‌ها و آینده فرهنگی خود نیز حساس باشد.

اکنون که علی دیگر در میان خانواده نیست، بخشی از حرف‌های او برای نزدیکانش معنای دیگری پیدا کرده است؛ حرف‌هایی که شاید در روزهای عادی ساده به نظر می‌رسید، اما پس از شهادتش به بخشی از میراث فکری او تبدیل شده است. همسر شهید حیدرزاده امروز از مسئولان می‌خواهد دغدغه‌هایی از این جنس را جدی بگیرند و مسئله حجاب را به موضوعی فرعی یا صرفاً ظاهری تقلیل ندهند.

روایت علی، در نهایت با آرزویی که برای کشورش داشت به پایان می‌رسد؛ اینکه مردم در امنیت و آرامش زندگی کنند، کشور از گزند دشمنان در امان بماند و ایران روزی به دست امام زمان(عج) برسد و جامعه‌ای امام‌زمانی شکل بگیرد؛ آرزویی که همسرش می‌گوید علی با تمام وجود به آن باور داشت و برای رسیدن به آن، خود را مسئول می‌دانست.

حجاب اختیاری | ایندیپندنت فارسی

اگر دغدغه حجاب و فرهنگ عمومی واقعاً جدی است، باید برای آن راه‌حل ارائه شود

وقتی نام امیرحسین یوسفی به میان می‌آید، بغض مادرش اجازه نمی‌دهد روایت زندگی او ساده و بی‌دغدغه پیش برود. گاهی میان جمله‌ها مکث می‌کند، صدایش می‌لرزد و اشک در چشمانش جمع می‌شود؛ انگار هنوز باور نکرده است جوانی که تنها ۲۲ سال داشت و به تازگی مدرک مهندسی خود را گرفته بود، دیگر قرار نیست از در خانه وارد شود. امیرحسین برای خانواده فقط یک فرزند نبود؛ جوانی نخبه، محجوب و کم‌ادعا بود که به گفته مادرش، بسیاری از موفقیت‌هایش را بی‌سروصدا پشت سر گذاشت و در نهایت نیز در جریان جنگ ۱۲ روزه به شهادت رسید.

مادر از امیرحسین که حرف می‌زند، تصویری از جوانی را ترسیم می‌کند که اهل نمایش دادن خودش نبود. با معدل ۱۹ و نیم، در مسیر تحصیل موفقیت‌های مختلفی به دست آورده بود و در حوزه هوافضای سپاه نیز پذیرفته شده بود، اما با وجود این موفقیت‌ها، علاقه‌ای نداشت کسی از جایگاه و توانمندی‌هایش برای او تعریف کند. حتی به مادرش تأکید کرده بود اگر برای خواستگاری می‌روند، درباره محل کار و موقعیت او چیزی نگوید و اجازه ندهد دیگران به خاطر عنوان و جایگاهش درباره او قضاوت کنند.

مادر می‌گوید: امیرحسین «چراغ خاموش» زندگی کرد؛ بی‌ادعا، محجوب و آرام. شاید همین تصویر است که حالا در ذهن مادر پررنگ‌تر از همیشه مانده است؛ تصویری از پسری که هنوز فرصت زیادی برای زندگی داشت، اما جنگ، آینده‌ای را که خانواده برایش تصور کرده بود، ناتمام گذاشت.

روایت مادر اما تنها به خاطرات شخصی از امیرحسین محدود نمی‌شود. او وقتی از فرزندش و دلیل شهادتش سخن می‌گوید، به دغدغه‌های فرهنگی شهیدش نیز اشاره می‌کند و حجاب را یکی از موضوعاتی می‌داند که نسبت به وضعیت آن در جامعه نگرانی داشت. از نگاه خانواده، امیرحسین و دیگر شهدا برای حفظ امنیت مردم و کشور جان خود را از دست داده‌اند و طبیعی است که بازماندگان آنان نسبت به مسیری که جامعه از نظر فرهنگی طی می‌کند، حساس باشند.

مادر شهید یوسفی تأکید می‌کند که مطالبه خانواده‌های شهدا نباید به معنای کنار گذاشتن کسی از جامعه یا ایجاد فاصله میان مردم باشد؛ بلکه سخن آنها درباره رعایت حرمت مکان و احترام به خانواده‌هایی است که عزیزترین افراد زندگی خود را در راه کشور از دست داده‌اند.

وی سپس به مسئولان بازمی‌گردد و می‌گوید: اگر دغدغه حجاب و فرهنگ عمومی واقعاً جدی است، باید برای آن راه‌حل ارائه شود. به اعتقاد او، مردم از مسئولان تنها طرح مسئله نمی‌خواهند؛ بلکه انتظار دارند برای مشکلات فرهنگی، برنامه‌ای روشن، مستمر و قابل اجرا داشته باشند.

در نگاه این مادر، مسئولان باید از مجموعه‌های تحت مدیریت خود آغاز کنند و سپس از جامعه مطالبه داشته باشند. او معتقد است اگر کارمند یک دستگاه دولتی در محیط رسمی حضور دارد، رعایت چارچوب‌های اداری باید از همان محیط آغاز شود و الگوی رفتاری مسئولان و کارکنان نیز با سیاست‌های فرهنگی کشور هماهنگ باشد.

اما تمام این انتقادها، در نهایت به یک نقطه بازمی‌گردد؛ امیرحسین. مادری که میان اشک‌هایش از وضعیت جامعه سخن می‌گوید، در حقیقت از فرزندی حرف می‌زند که می‌توانست امروز در کنار او باشد، کار کند، ازدواج کند و زندگی خودش را بسازد؛ اما در ۲۲ سالگی، در جنگ ۱۲ روزه، جانش را برای کشور گذاشت.

او با یادآوری همین موضوع می‌گوید امنیتی که امروز مردم از آن برخوردارند، به سادگی به دست نیامده است. جوانانی مانند امیرحسین، به گفته او، از آینده خود گذشتند تا مردم بتوانند در آرامش زندگی کنند و همین مسئله باعث می‌شود خانواده‌های شهدا نسبت به آینده کشور و وضعیت فرهنگی آن حساس باشند.

مادر امیرحسین یوسفی حالا از مسئولان می‌خواهد فاصله میان حرف و عمل را کمتر کنند؛ اگر از حجاب و فرهنگ سخن گفته می‌شود، برای آن برنامه فرهنگی واقعی داشته باشند، اگر از حرمت شهدا گفته می‌شود، حرمت گلزارهای شهدا حفظ شود و اگر از نسل جوان انتظار دارند ارزش‌های کشور را بشناسد، باید با زبان قابل فهم و اقناعی با او سخن بگویند.

شاید بغض مادر هنگام گفتن نام امیرحسین، گویاتر از هر مطالبه‌ای باشد. او فرزندش را از دست داده، اما همچنان از آینده همین جامعه حرف می‌زند؛ جامعه‌ای که به باور او، شهیدان برای امنیت و آرامش آن جان دادند و حالا وظیفه مسئولان و مردم است که اجازه ندهند در کنار امنیتی که با خون آنها به دست آمده، سرمایه‌های فرهنگی و اجتماعی کشور نیز به تدریج فرسوده شود.

مادر شهید یوسفی با انتقاد از آنچه افزایش بی‌توجهی به پوشش و حریم‌های اجتماعی در بخش‌هایی از جامعه می‌داند، تأکید می‌کند که مسئله حجاب نباید صرفاً در قالب یک الزام یا ممنوعیت دیده شود. به باور او، موضوع اصلی حفظ حرمت، حیا و چارچوب‌های اجتماعی در فضای عمومی است و اگر نسبت به تغییر تدریجی این چارچوب‌ها بی‌تفاوت باشیم، ممکن است رفتارهایی که زمانی برای جامعه ناپذیرفتنی بود، به مرور عادی شود.

او در عین حال، انتقاد خود را متوجه شیوه عملکرد مسئولان نیز می‌کند و می‌گوید اگر قرار است درباره حجاب و فرهنگ عمومی سیاست‌گذاری شود، این موضوع باید از خود دستگاه‌های دولتی و محیط‌های رسمی آغاز شود. از نگاه او، نمی‌توان از مردم انتظار رعایت الگوی مشخصی از پوشش داشت، اما در برخی محیط‌های اداری، همان استانداردها جدی گرفته نشود.

این مادر شهید معتقد است مسئولان باید به جای آنکه مسئله حجاب را صرفاً در قالب برخوردهای انتظامی ببینند، به سراغ ریشه‌های فرهنگی آن بروند. او تأکید می‌کند که مدرسه، خانواده و دستگاه‌های فرهنگی باید سهم جدی‌تری در آموزش مفاهیمی مانند حیا، احترام اجتماعی و پوشش مناسب داشته باشند و این آموزش باید از سال‌های کودکی آغاز شود.

به باور او، اگر نسل نوجوان و جوان قرار است ارزش‌های مورد تأکید شهدا را بشناسد، باید فرصت گفت‌وگو و شنیدن روایت شهدا و خانواده‌های آنان را داشته باشد؛ چراکه بسیاری از جوانانی که امروز نامشان در فهرست شهدا قرار گرفته، خود روزی دانش‌آموز و جوان همین جامعه بوده‌اند و با وجود برخورداری از فرصت‌های مختلف برای زندگی، مسیر دیگری را انتخاب کرده‌اند.

مادر امیرحسین یوسفی در ادامه از گلزار شهدا نیز سخن می‌گوید؛ مکانی که برای خانواده‌های شهدا تنها یک فضای عمومی نیست. آنجا محل زیارت فرزند، برادر، همسر یا پدری است که دیگر در خانه حضور ندارد. او معتقد است همان‌طور که برای اماکن مختلف عمومی مقررات و چارچوب‌هایی وجود دارد، گلزار شهدا نیز باید حرمت و شأن خود را داشته باشد.

گلایه او این است که گاهی برخی افراد بدون توجه به فضای معنوی این مکان، با پوشش یا رفتاری وارد گلزار شهدا می‌شوند که خانواده‌های شهدا را آزرده می‌کند. او می‌گوید خانواده‌ای که برای زیارت فرزند شهیدش آمده است، انتظار دارد حداقل در همان چند دقیقه‌ای که کنار مزار او نشسته، احساس آرامش و احترام داشته باشد و مسئولان نیز باید برای حفظ این فضا تدبیری محترمانه و روشن بیندیشند.

سکوت مسئولان و ارگان‌های فرهنگی پایمال کردن خون شهداست

در پایان این گفت‌وگوها، آنچه بیش از همه به چشم می‌آید، یک مطالبه مشترک است؛ خانواده‌های شهدا نه از بی‌قانونی و بی‌ضابطگی دفاع می‌کنند و نه خواستار برخوردهای افراطی هستند، بلکه از مسئولان نظارتی می‌خواهند با حفظ اخلاق، حرمت و شأن جامعه، نسبت به وضعیت فرهنگی موجود بی‌تفاوت نباشند. آنان معتقدند حجاب را نمی‌توان تنها به یک تکه پارچه و یک الزام قانونی تقلیل داد؛ مسئله، بخشی از فرهنگ عمومی و سلامت اجتماعی است و وقتی مرزهای عرفی و اخلاقی در فضای عمومی به تدریج کمرنگ شود، آثار آن می‌تواند بسیار فراتر از نوع پوشش افراد ظاهر شود.

نگاه به جوامع مختلف نیز نشان می‌دهد که آزادی در هیچ جامعه‌ای به معنای نبود هرگونه چارچوب برای پوشش در همه مکان‌ها نیست و حتی در بسیاری از کشورهای غربی نیز برای حضور در محیط‌های رسمی، آموزشی، اداری یا عمومی، قواعد و محدودیت‌هایی وجود دارد. بنابراین آنچه امروز در بخشی از جامعه ایران دیده می‌شود، از نگاه خانواده‌های شهدا صرفاً «آزادی پوشش» نیست؛ آنان آن را زنگ خطری فرهنگی می‌دانند که اگر بدون سیاست‌گذاری، آموزش، نظارت و گفت‌وگوی درست ادامه پیدا کند، می‌تواند به معضلی اجتماعی تبدیل شود که پایان مشخصی برای آن متصور نیست.

شاید مهم‌ترین نکته در سخنان خانواده‌های شهدا همین باشد؛ جامعه برای حفظ سلامت خود به قانون نیاز دارد، اما قانون بدون اخلاق و فرهنگ نیز راه به جایی نمی‌برد. مطالبه آنان، پیش از آنکه یک برخورد باشد، درخواست برای مسئولیتی است که سال‌هاست میان دستگاه‌های فرهنگی، آموزشی، اجرایی و نظارتی دست‌به‌دست می‌شود. خانواده‌های شهدا امروز از مسئولان می‌خواهند پیش از آنکه فاصله میان نسل جدید و ارزش‌های اجتماعی عمیق‌تر شود، به جای شعار و برخوردهای مقطعی، یک راهکار روشن، محترمانه، فرهنگی و البته جدی برای این مسئله ارائه کنند؛ چراکه به باور آنان، نمی‌توان از کنار تغییرات فرهنگی جامعه عبور کرد و انتظار داشت این تغییرات خودبه‌خود متوقف شوند.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست + 12 =

مشاهده بیشتر