به گزارش خبرگزاری مهر، سعید توتونکار در روزنامه آگاه نوشت: «ما رأیتُ إلّا جمیلاً» باید این یادداشت را با این جمله طلایی آغاز میکردم -طلایی گفتم تا خوانده شود. اگر نه بسیار بیش از اینهاست. این جمله یکی از نقاط عطف تاریخ موضوعی است که این نوشته درباره آن تقدیم میشود. این روزهای ما معطر به یاد و نام و خاطره حضرت زینب کبری (س) است. از گوشه و کنار به شکلهای مختلف آن اسطوره بیتکرار یادآوری و بازنمایی میشود. خوب که دقت میکنی، میبینی تقارن و تشابهی شگفتانگیز میان آنچه بر سر آلالله گذشت و آنچه بر سر ما میگذرد وجود دارد. اگر توفیق تبیین این مشابهت در تاریخ امامت را داشته باشم، به مقصود رسیدهام.
جنگ نرمی که دشمن علیه ما به راه انداخته تیر مسموم سه شعبهای دارد برای هدف قرار دادن قلب فرد و خانواده و اجتماعات انسانی تا با دستانی نامرئی باعث متلاشی شدن و فروپاشی هدف شود. این کار باعث میشود جهان به اجزای بیدفاع و ناتوانی تقسیم شود که در خدمت اراده آنان است و مقاومتی از خود و هویتی از خویشتن و زندگی برای خود ندارد و این هدف نهایی ایده سلطه و نظام استکباری بینالملل است. ترساندن، القای تردید و تحقیر، سه سر اژدهای جنگ نرم دشمناند. میتوان گفت که جنگهای سخت به پیروزی نمیرسند مگر با پیروزی در جنگ نرم. لذا رویارویی با جنگ سخت را جهاد اصغر نامیدند و جهاد اکبر و کبیر را در برابر جنگی دانستند که اصطلاحاً آن را جنگ نرم مینامیم.
در جنگ نرم، دشمن شعله حسرت و حسادت خود را به شکلهای مختلف به قلب ما مینشاند تا بدون آنکه خود را رسوا و هزینه قابل توجهی تحمل کند، پیروزی خود را جشن بگیرد. جنگ نرم باعث خلأ معنی و ضعف ایمان و سستی اراده و ضعف امید میشود تا فشار تحمیل شده در جنگهای مکمل، مؤثر واقع شده، باعث سقوط و نابودی شود. میتوان چنین گفت که جنگ نرم در واقع با شیوههای منافقانه پشتیبانی میشود. بر پای نفوذ و نفاق و خیانت طراحی میشود و بعد توسعه داده میشود. برنامه اصلی دشمن تضعیف ماست تا خود به خود دچار استحاله و اضمحلال تدریجی شویم. شرایطی که البته با جنگهای امنیتی و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و سایبری و نظامی به طور کامل پشتیبانی میشود. در اینجا مهم است که بدانیم جنگ نرم اصلیترین و پنهانیترین محور هجوم دشمن است. بقیه جنگها پیرامون این جنگ شکل میگیرند. اگر جنگ نرم به اهداف دقیق خود برسد، حتی دشمن میتواند دست به زندهگیری یک کشور و یک ملت و یک حکومت بزند. بدون اینکه بخواهد هزینهای بپردازد یک جغرافیا را با تمام امکانات مادی و معنوی اش به گروگان میبرد و تسلیم اراده خود میکند.
بهترین جنگ کدام است؟ جنگیدن در زمین طرف مقابل با ابزارها و امکانات و سربازان طرف مقابل. البته در جریان جنگ نرم دو طرف حق و باطل منطق متفاوتی دارند. طرف حق این امکان را برای احیای مردم به کار میگیرد و طاغوت را به زیر میکشد و طرف باطل مردم را تضعیف میکند تا آنها را در اختیار بگیرد.
برای آشنا شدن با شیوههای جنگ نرم میتوانیم به تاریخ تقابل حق و باطل بازگردیم. هر یک از دو طرف سعی کردهاند پیش از برخورد سخت کار را تا جای ممکن توسط جنگ نرم پیش ببرند. چه آنان که میخواستند بندگان خدا را از بند غیر آزاد کنند و میخواستند بیشترین تعداد آزاد شدگان را داشته باشند و چه آنان که میخواستند بندگان خدا را به بندگی خود بکشند که آنها هم دوست داشتند بیشترین تعداد برده و کنیز و سرباز و زیردست را داشته باشند. هر دو طرف بیشترین انگیزه را برای جنگ نرم داشتهاند. زیرا انسان همواره گرانترین و با ارزشترین موجود روی زمین است. هر چند در جهان مدرن سعی شده تا حد ممکن انسان را از انسانیتش و سپس از تمام شئونات ویژهاش حذف کنند و به جایش ابزار را بنشانند.
یک سوی داستان پیامبران بودند که سعی میکردند پیام خدا را به گوش وجدان و فطرت و عقل و قلب انسانها برسانند. زیرا معتقدند که همه فطرتها الهی هستند و اگر پیام الهی درست به مقصد برسد، حتماً باعث احیای قلب و ایجاد انگیزه و حرکت وجودی و ارتقای شخصیت خواهد شد و انسان خود به خود از هویت خود دفاع خواهد کرد و کرامت ذاتی خویش را بازخواهد یافت و بر اساس آن عمل خواهد کرد. در اینجا جنگ نرم در واقع کنار زدن موانع رسیدن پیام اصیل است.
رسیدن حرف دل تا بر دل نشیند. انسان ناگهان آشنایی را در پیرامون خود میبیند که گویی از سویدای جان او خبر دارد و همین آشنایی مقدمه آشتی میشود تا کمک کند به قوت قلب و قدرت بدن و اتحاد فطری برای پذیرش و پیادهسازی پیام.
طرف مقابل اما درست عکس این مسیر را میپیماید. تلاش دشمن فروپاشی شخصیت و سپس فروپاشی شخص است. در روایات تصریح شده کسی که برای خودش شخصیت قائل نباشد، باید از او بر حذر بود. چنین شخصی روابط فطری و قلبی بر اساس مهر و فهم را کنار میگذارد و دچار رفتارهای پریشان بر اساس احساس بحرانی خواهد بود که از درون میرنجاندش. یک خلأ بزرگ شخصیتی. یک حفره بزرگ هویتی. همواره جریان باطل علیه جامعیت و جمعیت انسان فعالیت میکند. هم تمرکز را از انسان میگیرد و هم اتحاد را از جامعه. آدم را دچار تشتت و تفرقه میکند.
کسانی که دچار بحران معنی هستند، بیشترین آسیب را از جنگ نرم دشمن خواهند خورد. دشمن علاوه بر اینکه تن را تحت فشار قرار میدهد تا نشان دهد که سبک زندگی ما از عهده مشکلات مادی برنمیآید، تلاش میکند با این فشارها و طراحیهای گسترده برای مشغولسازی و غافلسازی، تمرکز ذهن و حواس را از قلب بردارد و دل را بیدفاع سازد تا هجوم جنگ نرم به سادگی انجام شود. تدارک عمیقتر جنگ نرم مستقیماً روی ذهن است. دشمن تلاش میکند ذهن انسان را دچار اختلال کند تا میانجیگری درستی بین عقل و تن نداشته باشد و ارتباط قلب و دل با بدن قطع شود. این کار چنان با مهارت و در طول زمان انجام میگیرد که بسیاری از مردم حتی متوجه نمیشوند چیزی در پنهانیهای درونشان در حال جابهجا شدن است. ذهن تصویرهای جعلی از قلب و وجدان و عقل را در برابر دید تن قرار میدهد تا مانع سوال فرد از تحولات مخرب درونی شود. در این حالت انسان گمان میکند که خود خواسته و خود انجام داده و از خواسته و داشته خودش باید دفاع کند. در نتیجه یک هجوم نرم، از انسان قلعهای میسازد و انسان را به خدمت میگیرد تا در برابر آزادسازی مقاومت کند.
اگر دشمنی توانست خود را در ذهن بدنه جامعه مقابل تبرئه کند و بخشی از جامعه را در برابر بخش دیگری از آن متهم کند، آنگاه به موفقیت بزرگی دست یافته است. نیروهای جامعه با تفرقه و تقابل، یکدیگر را میفرسایند و ضعیف میکنند تا اینکه لحظه ورود مستقیم دشمن فرابرسد. گاهی کار آنقدر پیش میرود که دشمن به عنوان منجی وارد عمل میشود. جنگ نرم میتواند این کار را انجام دهد. اگر کمی به تجربه انسان در تاریخ برگردیم و در این باره به روایت قرآن مراجعه کنیم، خواهیم دید که پیامبران همواره سعی داشتهاند با کرامتبخشیدن به انسان و دشمنان پیامبران با تحقیر و القای تردید و ترس در انسان، به اهداف خود نزدیک شوند.
آیات قرآن مکرراً به رفتار کافران در برابر مؤمنان و حتی ملتهای خودشان میپردازد. وقتی مردم خود را میترسانند و تحقیر میکنند. قرآن میفرماید شیطان دوستانش را میترساند. شیطان از انفعال انسان جان میگیرد. قرآن درباره فرعون میفرماید: «پس او قومش را سبک مغز شمرد. در نتیجه از او اطاعت کردند؛ زیرا آنان مردمی فاسق و نافرمان بودند.»
آیات فراوانی درباره استهزا و مسخره کافران علیه مؤمنان و تهمت و دروغگویی و توهین و سوءظن و دروغ پنداری آنان علیه دیگران، ما را با جنگ نرم دشمنان آشناتر میکند. همان چیزی که در تمام سالهای انقلاب، ملت ایران با آن مواجه بودهاند. اما یکی از جدیترین لایههای جنگ نرم توسط کسانی انجام میشود که در لایههای اجتماعی نفوذ میکنند یا استحاله میشوند و تبدیل به دست و زبان و گوش و چشم و توان دشمن در میان دوستان میگردند. جایی که فشارها لایه لایه از کلانترین سطح به تدریج منتقل میشود و در کف جامعه به مردم میرسد. حالا وقتی مردم سعی دارند واکنشی داشته باشند، جنگ نرم وارد عمل میشود و با دشمن نمایی از خودیها، بیگانه را در امان نگه میدارد. این روزها ملت ایران شاهد یکی از پیچیدهترین مهندسیهای جنگ نرم در کشور است. همه وجوه جنگ ترکیبی در بالاترین سطح فعالند و دشمن به هوشمندانهترین روش برای تضعیف ایران متمرکز شده و متناسب با نیازمندی جنگ نرم، بازی خود را تغییر میدهد. هر ندائی که از خانه و خیابان ایرانی و شهر و روستای آن و اداره و کارخانه آن در فضا میپیچد، توسط گیرندهها برای تقویت و تمرکز جنگ نرم به کار گرفته میشود. اگر این ندا و این آهنگ، مسیر را دشمن را سد کند برای شکستن آن طراحیها انجام میشود و اگر مسیر را باز کند دشمن یک گام پیش خواهد گذاشت و برای گام بعدی تصمیم خواهد گرفت. لذا شیوه اعتراضات و نحوه مدیریت آن بسیار اهمیت دارد. دشمن سعی میکند تمام تدابیر حکومت را خنثی کند. مردم سعی دارند سخن خود را به مسئولانشان برسانند. مسئولان نیز سعی دارند بدون اینکه مردم را بترسانند وضع واقعی کلان حاکم بر فضا را توضیح دهند و تشریح کنند.
ترس، تردید و تحقیر، قدرت تصمیمگیری را از ما میگیرد. ذهن ما را منقبض و بینظم میکند. آشفتگی ذهنی به آشفتگی رفتاری و گفتاری منجر میشود و ما ناگهان کاری را انجام میدهیم که به صورت طبیعی حتماً از آن پرهیز داشتیم. معمولاً افرادی که تحت القائات تفرقهافکنانه و کینهورزانه دشمن دست به کارهای خطرناک و خارج از قاعده میزنند، پس از قرار گرفتن در محیط امن و آرام نیروهای حافظ امنیت و سلامت جامعه و گفتوگوهای اقناع کننده، از هاله خشمی که آنان را گنگ و گیج و کور و کر کرده بوده خارج میشوند و متوجه عجیب بودن تصمیم خود میشوند. جنگ نرم اینچنین میتواند انسان را ابتدا در درون وارونه و مغلوبه کند و سپس برای ویرانی و تخریب جامعه تشجیع و تحریک کند.
در این وضعیت انسان تخریب شهر را آزادسازی و دریدن رگهای شهر را شجاعت میفهمد. انگار ذهن در جنگ نرم به استخدام دستگاه شناختی دشمن درمیآید و همه چیز را معکوس و وارونه مییابد. حتی دیده شده که فرد پس از به دام افتادن در طور شناختی دشمن، با هدف خیرخواهانه و حتی گمانهای مقدس، دست به نابودی زندگی و شهر زده و مرتکب جنایت و خیانت و تجاوز شده است. اینکه کدام بازوی جنگ هیبریدی پیشروی کند به وضعیت خط مقدم جنگ نرم مربوط است. ممکن است جنگ نرم کار را به جایی برساند که دشمن اقدام نظامی را در دستور کار قرار دهد. در جنگ ۱۲ روزه دشمن به اشتباه تشخیص داد که اگر یک هجوم بزرگ با ترور گسترده مقامات لشکری و کشوری داشته باشد، مردم به سمت فروپاشی جامعه و تجزیه کشور گام خواهند برداشت. چند روز پس از حمله متوجه اشتباه خود شد و شیوه عملیات را تغییر داد. از جبهه نظامی عقب نشست و تمام تمرکز خود را برای ایجاد بینظمی عمومی به کار بندد. فشارهای اقتصادی که بیشترین سهم آن را جنگ اقتصادی دشمن بر عهده دارد، باعث شد تا بخشی از نارضایتیها به سطح خیابان کشیده شود. یعنی بازوی جنگ اقتصادی، زمینه آشفتگی شهری را فراهم کرد تا عناصر نفوذی خائنی که پیش از این در جنگ ۱۲ روزه نتوانسته بودند مردم را به تفرقه و تشتت وادارند، بر موج نارضایتی مردم سوار شوند و زمینه را برای تسهیل مداخله نظامی عناصر مستقر و گروههای تروریستی منتظر و ارتشهای متجاوز خارجی فراهم کنند. بخشی از عملیات دشمن تا کنون رسوا شده و مردم توانستهاند با هوشیاری جلوی برخی آسیبها را بگیرند.
اما روشن است که دشمن دست بردار نخواهد بود. همه مسیرها را خواهد آزمود تا زخم به وجود آمده عفونی شود و خیانتها مردمی جلوه داده شود و دشمن با لباس دوست بر ذهن و روان مردم آسیب جدی وارد کند تا از تهدید مستقیم و آشکار غافل شوند و امکان مداخله خارجی و تهاجم بیگانه به وجود آید.
در جنگ نرم، دشمن همواره در تلاش است تا خود را مصلح و منجی نشان دهد. صورت خشن خود را پنهان کند و چهره مقبولی از خویش به نمایش بگذارد. بین دوستان و نزدیکان سوءتفاهم و سوءظن و جدایی و اختلاف و کینه و حسادت
به راه بیندازد و باعث شود که اولویتها و ضرورتها از چشمها دور بماند. دشمن در جنگ نرم با سفیدشویی خود امکان بازگشت ارزان و آسان را فراهم میکند. وقتی دید که مردم در برابر جنگ سخت موضع محکم و متحدی دارند، با جنگ نرم همان مسیر را با شدت بخشیدن به اضلاع دیگر جنگ اقتصادی و فرهنگی و سیاسی و امنیتی و سایبری، میپیماید. به خیابانها و خانههای ما میرسد و تقدیرات ما را دچار اختلالات جدی میکند. مهارت حل مسئله را از ما میرباید و بنبستها را به جای آن مینشاند.
شرح جمله آغازین این یادداشت نقطه پایان و نتیجهگیری آن نیز خواهد بود. وقتی امام حسین (ع) و یارانش از مدینه به سمت مکه و کربلا حرکت کردند، عده کمی با ایشان همراهی کردند. بسیاری رفتار ایشان را غلط توصیف و تحلیل کردند و حتی برخی ایشان را شماتت و ملامت کردند. حضرت اباعبدالله الحسین از یک سو با تحقیر و توبیخ مردمانی مواجه بود که حرکت ایشان و عدم سازش با یزید را غیر عاقلانه و ستیزهجویانه قلمداد میکردند و از یک سو ذلتی را میدید که قرار گرفتن تحت حکومت فردی مثل یزید در پی داشت. امام سرزنش دوستان و تحقیر غافلان را بر ذلت و تحقیر درونی برگزید و ادامه داد.
ایشان به سوی تقدیر خویش حرکت کرد و در کربلا گذشت آنچه میدانیم. حالا غروب عاشورا بود و همه رزمندگان به فجیعترین شکل ممکن به شهادت رسیده بودند. فشار تحقیر و توبیخ و سرزنش بر کاروان اسرا بیشتر و بیشتر شد. ظاهر امر چنان نشان میداد که انگار پایان همه داستانهاست. اما دشمن نمیدانست که در جبهه حق اگر نقش حسینی هست که آغاز کننده مبارزه است، نقش زینبی هم هست که تمام کننده مبارزه است. نقش زینبی، نقش مکمل داستان حق است. توسل به حضرت زینب چه به یاد و نام و ذکر مصیبتهای ایشان باشد و چه به معنای صبر زیبا بر مصیبتهای الهی باشد و چه به معنای صبر فعال آن حضرت در پاسخ محکم و قاطع به طاغوت و تبیین جبهه حق و چیستی و چرایی و چگونگی ادامه مبارزه باشد، در این روزها برای ما واجب و ضروری به نظر میرسد. ما طی سالها نقش حسینی خویش را به خوبی فعال کردیم و نشان دادیم. همواره به نقش مکمل زینبی نیازمندیم. امروز بیشتر از هر روز.
درست زمانی که ابن مرجانه به جریان قیام کربلا جسارت کرد و سعی کرد حضرت زینب (س) و یارانش را تحقیر و تخریب کند و با این کار جنایت و تجاوز نیمه تمام خویش را کامل کند، حضرت زینب (س) از حمد خداوند و تبیین آنچه اتفاق افتاده و آشکار کردن ذلت و خواری ذاتی متجاوزان و جانیان طاغوت، با صراحت فرمود که جز زیبایی چیزی نمیبینم.
حضرت زینب (س) در ادامه مسیر تا کاخ یزید هم به روشنگریهای خود ادامه داد. جریان تبیین حتی در کاخ یزید هم ادامه داشت. زینب (س) پس از حادثه همان نقشی را پذیرفت که مادرش فاطمه زهرا (س) قبل از حادثه بر عهده گرفت. اشتباه مردم در مدینه و اشتباه مردم در مکه و کوفه و بصره و شام باعث شد برای چند صد سال شقیترین حاکمان تقدیر امور سرزمینهای بسیاری از جمله سرزمین ایران را تحت تأثیر شرارتهای خود قرار دهند. گاهی اشتباهات در بزنگاهها نتایج جبران ناپذیری دارد. لذا تنها نقش حسینی کافی نیست. با نقش حسینی مبارزه نیمهکاره رها خواهد شد. نقش زینبی هم باید در میدان حاضر باشد. نباید اجازه داد نقشه تکراری طواغیت عالم در طول تاریخ با ما همان کاری را بکند که با دیگران کرد. باید جلوی جنگ ترکیبی دشمن به ویژه جنگ نرم آنان ایستاد و تمام راهها را به هر قیمت ممکن به روی آنان بست. ما باید بیاموزیم که چگونه مشکلاتمان را بدون اینکه به دیگران اجازه دخالت دهیم حل کنیم. نباید اجازه دهیم دشمنی که در صده اخیر بارها به مال و جان و میهن ما تجاوز کرده خود را مصلح و منجی نشان دهد و جرأت سخن گفتن و اظهار وجود پیدا کند. نباید دشمن خونخوار را امیدوار کرد. با اتحاد قلوب و اجتماع عقول میتوانیم همه مشکلات را حل کنیم. هر چه ما را پراکنده و آشفته میکند دشمنیها با ما را قویتر خواهد کرد. نگذاریم دشمن ما قهرمان داستان ما باشد.
پس از جنگ ۱۲ روزه ما توانستهایم سنگرهای زیادی را در جنگ نرم جبهه حق فتح کنیم. اتفاقات زیادی در میان مردم جهان افتاد. نگاههای زیادی به سمت ما جلب شد. مردم بیدارتر شدند. این دشمن را عصبانی کرد و خواست تا باز هم نگاهها را به سمت بحرانهایی برگرداند که در ایران اتفاق میافتد. همه رسانههای دشمن امروز ضعف ما را به رخ مردمانشان میکشند تا بیداری فتح ۱۲ روزه ایران مقابل استکبار جهانی را خنثی کنند. اما ایرانیان ثابت کردهاند که امامت را به خوبی میدانند.
تقدیر ما به تقدیر امامت گره خورده. دشمن با ما همان میکند که با امامت در تمام تاریخ انجام داد. نیروهای نظامی و انتظامی و امنیتی ما سلحشورانه نقش حسینی خویش را پیش بردند. سهم ما ایفای نقش مکمل زینبی است. در جنگ نرم صبر فعال بسیار تعیین کننده است. حفظ اتحاد و انسجام و امید و ایمان اساس کار است. هر چیزی که باعث تشتت و تفرقه شود، کمک به دشمن و مایه خسارت و آسیب به حیثیت مردم است. هر کس هر چقدر بتواند باید باری از دوش مردم بردارد تا بازوی اقتصادی جنگ چندوجهی دشمن تضعیف شود و فرصت برای جبران مشکلات باقی بماند. ما باید از حضرت زینب (س) و همراهان ایشان درس ادامه مبارزه را بیاموزیم؛ نه از زبان رسانههای دشمن و عناصر پیاده آنان که در بین ما نفوذ کردهاند. در این صورت ما پیروز خواهیم بود و تاریخ را ما خواهیم ساخت و آیندگان به آنچه بر ما گذشت افتخار خواهند کرد و آن را دنبال خواهند کرد
نظرات کاربران