هنر سلامت
0

غایبان نان‌آور

تصویر پیدا نشد !
بازدید 4

به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه آگاه نوشت: ساعت از ۱۱ شب گذشته است. علی آقا موتور خود را مقابل خانه پارک می‌کند. صبح کارمند یک شرکت خصوصی بوده، عصر در یک فروشگاه کار کرده و حالا پس از چند ساعت پیک‌موتوری به خانه برگشته است. دختر هشت ساله‌اش خوابیده و پسر نوجوانش در اتاق مشغول درس خواندن است. او برای خانواده‌اش کم نگذاشته، اما مدت‌هاست فرصت نکرده کنار فرزندانش بنشیند و یک گفت‌وگوی طولانی داشته باشد.

این روایت تنها یک خانواده نیست؛ روایتی است که این روزها در بسیاری از خانه‌های ایرانی تکرار می‌شود. افزایش هزینه‌های زندگی، اجاره مسکن، هزینه‌های آموزش و درمان و کاهش قدرت خرید، بسیاری از مردان را به سمت شغل دوم و حتی سوم سوق داده است. پدیده‌ای که اگرچه به حفظ معیشت خانواده کمک می‌کند، اما پرسش مهمی را پیش روی جامعه قرار می‌دهد؛ خانواده چه بهایی برای این تلاش اقتصادی می‌پردازد؟

وقتی نان‌آوری با یک شغل ممکن نمی‌شود

در گذشته، داشتن دو شغل برای بسیاری از افراد یک انتخاب بود، اما امروز برای بخشی از جامعه به یک ضرورت تبدیل شده است. کافی است در خیابان‌های شهر نگاهی به رانندگان تاکسی‌های اینترنتی، پیک‌های موتوری یا فروشندگان شیفت دوم بیندازیم تا ببینیم بسیاری از آنها پس از پایان ساعت کاری اصلی، تازه وارد مرحله دوم کار روزانه خود می‌شوند.

این پدران معمولا میان دو دغدغه دائمی گرفتارند.

از یک سو نگرانی تامین هزینه‌های خانواده و از سوی دیگر نگرانی از دست دادن لحظه‌هایی که دیگر هرگز تکرار نمی‌شوند. واقعیت این است که کمتر پدری از روی علاقه، ساعت‌های طولانی از خانه دور می‌ماند. بسیاری از آنان برای پرداخت اجاره خانه، هزینه تحصیل فرزندان یا حفظ سطح حداقلی رفاه خانواده مجبور به پذیرش فشار کاری بیشتر شده‌اند.

خستگی؛ مهمان دائمی خانه

یکی از نخستین پیامدهای چندشغله بودن، فرسودگی جسمی و روانی است. پدری که روزانه ۱۲ تا ۱۶ ساعت کار می‌کند، هنگام بازگشت به خانه اغلب توان چندانی برای تعامل با اعضای خانواده ندارد. او شاید در خانه حضور داشته باشد، اما ذهنش هنوز درگیر مشتری، قسط، کرایه خانه یا هزینه‌های عقب‌افتاده باشد. نتیجه آن است که کیفیت حضور او در خانه کاهش پیدا می‌کند.

خستگی مزمن می‌تواند با کاهش تمرکز، بی‌حوصلگی، اضطراب و زودرنجی همراه شود. همین موضوع گاهی باعث شکل‌گیری سوءتفاهم در خانواده می‌شود. همسر یا فرزندان ممکن است تصور کنند پدر به آنها بی‌توجه شده است، در حالی که مسئله اصلی فشار اقتصادی و فرسودگی ناشی از آن است. کارشناسان خانواده معتقدند کودکان بیش از آنکه به امکانات مالی نیاز داشته باشند، به حضور عاطفی والدین احتیاج دارند.

تربیت فرزند تنها با پرداخت شهریه مدرسه یا خرید وسایل مورد نیاز انجام نمی‌شود. بخش مهمی از تربیت در گفت‌وگوهای روزمره، شوخی‌های خانوادگی، همراهی در مشکلات و شنیدن دغدغه‌های فرزندان شکل می‌گیرد. وقتی پدر بخش زیادی از روز را بیرون از خانه سپری می‌کند، فرصت این تعاملات نیز کاهش می‌یابد. در چنین شرایطی ممکن است کودک احساس کند پدر تنها نقش تامین‌کننده هزینه‌ها را بر عهده دارد و ارتباط عاطفی میان آنها به تدریج کمرنگ شود.

برخی روانشناسان معتقدند کاهش حضور پدر در خانواده می‌تواند امنیت عاطفی فرزندان را نیز تحت تاثیر قرار دهد. کودکان برای احساس آرامش، نیازمند حضور هر دو والد هستند و این حضور صرفا به معنای حضور فیزیکی نیست، بلکه باید همراه با ارتباط، توجه و مشارکت در زندگی روزمره باشد.

آیا مادر می‌تواند جای خالی پدر را پر کند؟

یکی از باورهای رایج این است که اگر پدر فرصت کافی برای حضور در خانه نداشته باشد، مادر می‌تواند این کمبود را جبران کند. اما بسیاری از متخصصان خانواده با این دیدگاه موافق نیستند. نقش پدر و مادر در خانواده مکمل یکدیگر است. هر یک از آنها الگوها، حمایت‌ها و کارکردهای متفاوتی را به فرزندان ارائه می‌کنند. به همین دلیل نمی‌توان انتظار داشت یکی از والدین به تنهایی همه مسئولیت‌های عاطفی و تربیتی را بر دوش بکشد.

در خانواده‌هایی که مادر نیز شاغل است، این چالش پیچیده‌تر می‌شود. والدینی که هر دو ساعت‌های طولانی خارج از خانه هستند، ناچارند برای حفظ کیفیت روابط خانوادگی برنامه‌ریزی دقیق‌تری داشته باشند. البته این مسئله به معنای آسیب قطعی نیست. تجربه بسیاری از خانواده‌ها نشان می‌دهد که حتی در شرایط اشتغال هر دو والد نیز می‌توان با مدیریت زمان، روابط خانوادگی سالمی را حفظ کرد. وقتی پدر ساعات زیادی را در محیط کار سپری می‌کند، بخش قابل توجهی از مسئولیت‌های روزمره خانواده بر دوش مادر قرار می‌گیرد.

پیگیری درس فرزندان، رسیدگی به مشکلات عاطفی آنها، مدیریت امور خانه و حل بسیاری از مسائل روزمره، وظایفی هستند که معمولا سهم بیشتری از وقت و انرژی مادر را به خود اختصاص می‌دهند. در چنین شرایطی مادران به حلقه ارتباطی میان پدر و فرزندان تبدیل می‌شوند. آنها می‌توانند نقش مهمی در حفظ احترام و جایگاه پدر در خانه ایفا کنند و از شکل‌گیری فاصله عاطفی میان اعضای خانواده جلوگیری کنند.

روی دیگر سکه

اما نگاه منصفانه ایجاب می‌کند که فقط از آسیب‌ها سخن نگوییم. بسیاری از فرزندان، تلاش پدران چندشغله را به چشم می‌بینند. آنها شاهدند که پدر برای تامین آسایش خانواده از استراحت، تفریح و حتی بخشی از زندگی شخصی خود می‌گذرد. همین موضوع می‌تواند درس‌های مهمی درباره مسئولیت‌پذیری، سخت‌کوشی و تعهد به خانواده به فرزندان منتقل کند.

برخی پژوهش‌ها نیز نشان داده‌اند کودکانی که در خانواده‌های پرتلاش رشد می‌کنند، معمولا استقلال بیشتری پیدا می‌کنند و درک واقع‌بینانه‌تری از مسئولیت‌های زندگی دارند.

بنابراین چندشغله بودن لزوما به معنای فروپاشی روابط خانوادگی نیست. آنچه تعیین‌کننده است، نحوه مدیریت این شرایط است. شاید مهم‌ترین نکته این باشد که مسئله اصلی همیشه تعداد ساعت‌های حضور پدر در خانه نیست، بلکه کیفیت این حضور است. ممکن است پدری تنها یک ساعت در روز کنار فرزندش باشد، اما در همان زمان با تمام وجود به او گوش دهد، با او صحبت کند و در جریان زندگی‌اش قرار بگیرد. در مقابل، ممکن است فردی ساعت‌ها در خانه حضور داشته باشد اما تمام وقت خود را صرف تلفن همراه، شبکه‌های اجتماعی یا دغدغه‌های کاری کند. کارشناسان خانواده تاکید می‌کنند که ارتباط موثر، گاهی از ساعت‌های طولانی حضور، ارزشمندتر است.

چگونه می‌توان آسیب‌ها را کاهش داد؟

واقعیت این است که بسیاری از خانواده‌ها امکان حذف شغل دوم یا سوم را ندارند. بنابراین راهکارها باید عملی و متناسب با شرایط موجود باشند. اختصاص زمان‌های کوتاه اما منظم برای خانواده یکی از این راهکارهاست. صرف صبحانه در کنار اعضای خانواده، رساندن فرزند به مدرسه، گفت‌وگوی شبانه پیش از خواب یا خوردن چند وعده شام در طول هفته کنار یکدیگر، می‌تواند اثر قابل توجهی بر روابط خانوادگی داشته باشد.

برخی کارشناسان همچنین بر تعیین مرز میان کار و زندگی تاکید می‌کنند. بسیاری از تماس‌ها، پیام‌ها و دغدغه‌های کاری می‌توانند چند ساعت بعد نیز پیگیری شوند. گاهی خاموش کردن تلفن همراه برای مدتی کوتاه و توجه کامل به خانواده، ارزش بیشتری از چند ساعت حضور فیزیکی در خانه دارد. از سوی دیگر، پدران می‌توانند برای خود شاخص‌هایی تعیین کنند؛ مثلا چند بار در هفته با فرزندشان گفت‌وگوی دونفره داشته باشند یا در رویدادهای مهم زندگی او حضور پیدا کنند.

چنین برنامه‌هایی به حفظ ارتباط عاطفی کمک می‌کند. مادران و پدران باید از تبدیل مشکلات اقتصادی به تنش‌های دائمی در خانه جلوگیری کنند. کودکان بیش از آنکه به میزان درآمد والدین توجه کنند، از کیفیت فضای عاطفی خانه تاثیر می‌پذیرند و در نهایت، سیاست‌گذاران نیز باید به ابعاد اجتماعی این مسئله توجه کنند. چندشغله شدن گسترده نیروی کار تنها یک موضوع اقتصادی نیست؛ مسئله‌ای است که بر سلامت روان، کیفیت زندگی خانوادگی و تربیت نسل آینده نیز اثر می‌گذارد.

پدران چندشغله، چهره آشنای اقتصاد امروز ایران هستند؛ مردانی که برای تامین هزینه‌های زندگی ناچارند بیش از گذشته کار کنند و بخش بزرگی از روز را بیرون از خانه بگذرانند. اما در کنار این تلاش ارزشمند، نباید از هزینه‌های پنهان آن برای روابط خانوادگی غافل شد. خانواده تنها با پول اداره نمی‌شود، همان‌گونه که تنها با محبت نیز دوام نمی‌آورد. آنچه خانواده را حفظ می‌کند، تعادل میان تامین معیشت و حفظ پیوندهای عاطفی است. بسیاری از پدران امروز میان دو نگرانی زندگی می‌کنند؛ نگرانی تامین نان و نگرانی از دست دادن لحظه‌هایی که هرگز تکرار نمی‌شوند. شاید مهم‌ترین چالش خانواده ایرانی در سال‌های اخیر، انتخاب میان کار و خانواده نباشد؛ بلکه پیدا کردن راهی برای حفظ هر دوی آنها باشد.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × 2 =