هنر سلامت
0

تعطیلی‌های مکرر مدارس چه خطراتی دارد؟

تعطیلی‌های مکرر مدارس چه خطراتی دارد؟
بازدید 7

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از تسنیم، افزایش تعطیلات آموزشی در سال تحصیلی جاری، از آلودگی هوا و برودت کم‌سابقه گرفته تا وقفه‌های ناشی از شرایط جنگی، بیش از هر زمان دیگری، شکنندگی نظام آموزشی در مواجهه با بحران را آشکار کرده است.

در این میان، بخشی از خانواده‌ها به ویژه دانش آموزان مدارس غیرانتفاعی برای جبران عقب‌ماندگی تحصیلی فرزندان خود، به گزینه‌ای روی آورده‌اند که تا پیش از این بیشتر نقش مکمل داشت: آموزش خصوصی یا «آموزش سایه‌ای».

والدین دانش آموزان مدارس غیرانتفاعی می گویند اگر قرار باشد هزینه های بالا پرداخت کنند و در نهایت امکان حضور در مدرسه و کلاس و آموزش حضوری فراهم نباشد، بهتر است که آن هزینه را صرف کلاس خصوصی کنند در این وضعیت باید دید مدیران و دست اندرکاران مدارس غیرانتفاعی برای ارائه خدمات متفاوت آموزشی چه تدابیری دارند؟

اما آنچه در نگاه نخست به‌عنوان یک راه‌حل سریع و کارآمد به‌نظر می‌رسد، در لایه‌های عمیق‌تر، می‌تواند حامل چالش‌هایی جدی برای آینده آموزش باشد؛ چالش‌هایی که اگر نادیده گرفته شوند، نه‌تنها کیفیت یادگیری، بلکه عدالت آموزشی و حتی کارکردهای اجتماعی مدرسه را با تهدید مواجه می‌کنند.

تغییر نگاه خانواده‌ها؛ از مدرسه به «خدمات آموزشی»

تعطیلی‌های پی‌درپی، ناپیوستگی آموزش و تجربه نه‌چندان موفق برخی از شیوه‌های آموزش مجازی، باعث شده بخشی از والدین، آموزش را نه به‌عنوان یک «فرآیند نهادی»، بلکه به‌مثابه یک «خدمت قابل خرید» ببینند. در این چارچوب، مدرسه حتی از نوع غیردولتی در حال از دست دادن مزیت رقابتی خود در برابر آموزش خصوصی است.

این تغییر نگاه، در ظاهر منطقی به‌نظر می‌رسد: چرا باید هزینه بالایی برای مدرسه پرداخت شود، در حالی که می‌توان همان هزینه را صرف کلاس‌های خصوصی با بازدهی بالاتر کرد؟ اما همین تغییر، می‌تواند آغاز یک انحراف ساختاری در نظام آموزشی باشد.

بر اساس گزارش IMARC Group، رشد سریع بازار جهانی آموزش خصوصی، عمدتاً ناشی از همین نگاه «بازاری» به آموزش است؛ نگاهی که آموزش را از یک کالای عمومی به یک کالای خصوصی تبدیل می‌کند. این مسیر، اگر کنترل نشود، خطرناک است

در گفت‌وگو با میلاد رجبعلی کارشناسان حوزه تعلیم و تربیت، این نگرانی را مطرح کردیم که آیا جایگزینی آموزش خصوصی به‌جای مدرسه، می‌تواند پیامدهای بلندمدت داشته باشد؟ وی با صراحت پاسخ داد: اگر آموزش خصوصی از یک ابزار مکمل به یک جایگزین تبدیل شود، ما با یک تغییر خطرناک در فلسفه آموزش مواجه خواهیم شد. این مدل، در بهترین حالت برای جبران ضعف‌هاست، نه برای جایگزینی ساختار اصلی.

به گفته این کارشناس حوزه تعلیم و تربیت، مهم‌ترین مسئله، «فروپاشی تدریجی کارکردهای مدرسه» است:«مدرسه فقط محل انتقال دانش نیست. دانش‌آموز در مدرسه تعامل اجتماعی را یاد می‌گیرد، هویت جمعی پیدا می‌کند و مهارت‌های زندگی را تمرین می‌کند. آموزش خصوصی این ابعاد را تقریباً به‌طور کامل حذف می‌کند.»

نابرابری آموزشی؛ شکافی که عمیق‌تر می‌شود

یکی از جدی‌ترین پیامدهای گسترش آموزش خصوصی، افزایش نابرابری آموزشی است. در این مدل، کیفیت آموزش به‌طور مستقیم به توان مالی خانواده وابسته می‌شود. خانواده‌های مرفه می‌توانند به بهترین معلمان و منابع آموزشی دسترسی داشته باشند، در حالی که سایرین از این امکان محروم می‌مانند.

حمیدرضا ناجی کارشناس آموزش در این‌باره می‌گوید: آموزش خصوصی ذاتاً نابرابر است، چون مبتنی بر پرداخت است. اگر این مدل گسترش پیدا کند، ما با یک نظام آموزشی دوگانه مواجه می‌شویم: یک آموزش باکیفیت برای ثروتمندان و یک آموزش حداقلی برای دیگران.

به گفته وی این مسئله، نه‌تنها عدالت آموزشی را زیر سؤال می‌برد، بلکه در بلندمدت می‌تواند به نابرابری‌های اجتماعی گسترده‌تر نیز دامن بزند.

یادگیری سطحی؛ خطر پنهان آموزش فردی

در حالی که آموزش خصوصی به‌دلیل تمرکز بر فرد، به‌عنوان یک مزیت معرفی می‌شود، اما همین ویژگی می‌تواند به یک نقطه ضعف تبدیل شود. در بسیاری از موارد، این نوع آموزش به‌جای تعمیق یادگیری، به سمت «نتیجه‌محوری» و کسب نمره سوق پیدا می‌کند.

حمیدرضا ناجی  تأکید کرد: در آموزش خصوصی، به‌ویژه زمانی که هدف آمادگی برای آزمون است، تمرکز بر تکنیک‌های حل مسئله و عبور از امتحان است، نه درک عمیق مفاهیم. این موضوع می‌تواند یادگیری را سطحی و ناپایدار کند.

به بیان دیگر، دانش‌آموز ممکن است در کوتاه‌مدت عملکرد بهتری داشته باشد، اما در بلندمدت، پایه‌های دانشی ضعیف‌تری خواهد داشت.

فشار روانی و فرسودگی تحصیلی

یکی دیگر از پیامدهای کمتر دیده‌شده آموزش خصوصی، افزایش فشار روانی بر دانش‌آموزان است. ترکیب مدرسه، تکالیف درسی و کلاس‌های خصوصی متعدد، می‌تواند زمان استراحت و فعالیت‌های غیرآموزشی را به‌شدت کاهش دهد.

در این شرایط، آموزش به یک «فرآیند فرسایشی» تبدیل می‌شود؛ فرآیندی که در آن، دانش‌آموز به‌جای تجربه یادگیری، صرفاً در حال عبور از یک مسیر فشرده و پراسترس است.

سارا سپیدار روانشناس حوزه کودک و نوجوان در این‌باره هشدار داد: در صورت تحقق این مدل آموزشی ما  به الگویی نزدیک می‌شویم که در آن، کودک عملاً فرصت کودکی ندارد. این مسئله می‌تواند تبعات جدی برای سلامت روان و حتی انگیزه یادگیری در بلندمدت داشته باشد.»

نبود نظارت و استاندارد؛ بازاری بدون قاعده

برخلاف نظام رسمی آموزش که دارای چارچوب‌های مشخص، برنامه درسی و نظام ارزیابی است، بازار آموزش خصوصی در بسیاری از موارد فاقد نظارت مؤثر است. کیفیت آموزش در این حوزه، به‌شدت وابسته به مهارت فردی مدرس است و هیچ تضمین یکسانی وجود ندارد.

این وضعیت، زمینه‌ساز بروز مشکلاتی از قبیل ارائه محتوای غیراستاندارد، استفاده از روش‌های غیراصولی آموزشی، تمرکز بیش از حد بر آزمون‌محوری می‌شود.

در گفتگوهایی که با کارشناسان حوزه آموزش انجام دادیم همگی بر این باور بودند که «در نبود نظارت، آموزش خصوصی می‌تواند به یک بازار سودمحور تبدیل شود که در آن، کیفیت فدای درآمد می‌شود.»

تضعیف سرمایه اجتماعی مدرسه

یکی از مهم‌ترین کارکردهای مدرسه، ایجاد «سرمایه اجتماعی» است؛ یعنی شبکه‌ای از روابط، اعتماد و هنجارهای مشترک که در تعامل میان دانش‌آموزان شکل می‌گیرد. آموزش خصوصی، به‌دلیل ماهیت فردی خود، این کارکرد را به‌شدت تضعیف می‌کند.

در غیاب این تعاملات، دانش‌آموزان ممکن است با مشکلاتی در مهارت‌های ارتباطی، کار گروهی و حتی سازگاری اجتماعی مواجه شوند.

تجربه جهانی؛ هشدارهایی که نباید نادیده گرفت

در برخی کشورها که آموزش خصوصی به‌شدت گسترش یافته، دولت‌ها ناچار به مداخله شده‌اند. محدود کردن ساعات کلاس‌های خصوصی، وضع مالیات بر مؤسسات آموزشی و حتی ممنوعیت برخی فعالیت‌ها، از جمله اقداماتی بوده که برای کنترل این بازار انجام شده است.

این تجربه‌ها نشان می‌دهد که آموزش خصوصی، اگر بدون سیاست‌گذاری رشد کند، می‌تواند به یک چالش جدی برای نظام آموزشی تبدیل شود.

آموزش خصوصی راه‌حلی کوتاه‌مدت، مسئله‌ای بلندمدت

آنچه امروز در میان برخی خانواده‌ها به‌عنوان یک راه‌حل برای جبران عقب‌ماندگی تحصیلی مطرح شده، در صورت تداوم و گسترش، می‌تواند به یک مسئله ساختاری در نظام آموزشی تبدیل شود.

آموزش خصوصی، با وجود مزایای محدود خود، نمی‌تواند جایگزین مدرسه شود؛ چرا که آموزش، صرفاً انتقال دانش نیست، بلکه فرآیندی چندبعدی است که ابعاد اجتماعی، تربیتی و هویتی را نیز در بر می‌گیرد.

اگر این تمایز نادیده گرفته شود، نظام آموزشی به‌تدریج از یک نهاد عمومی و برابر، به یک بازار رقابتی و نابرابر تبدیل خواهد شد؛ تحولی که پیامدهای آن، نه‌تنها در کلاس درس، بلکه در ساختار اجتماعی آینده نیز قابل مشاهده خواهد بود.

شرکت در امتحانات پایان سال بدون حضور در کلاس غیرقانونی

در پی افزایش برخی رویه‌ها مبنی بر استفاده از آموزش خصوصی به‌جای حضور در مدرسه، فرهادی سخنگوی آموزش‌وپرورش در گفت‌وگو با تسنیم گفت: مبنای ارزیابی و قبولی دانش‌آموزان، تأیید معلم از حضور و فعالیت آموزشی آنان در طول سال تحصیلی است و صرف شرکت در امتحانات پایان سال بدون حضور در کلاس‌ها، وجاهت قانونی ندارد.

وی با بیان اینکه محور اصلی آموزش، کلاس درس و معلم است، افزود: چه آموزش به‌صورت حضوری و چه غیرحضوری برگزار شود، معلم باید حضور و مشارکت دانش‌آموز را تأیید کند و این تأیید، ملاک اصلی ثبت نمره و قبولی است.

سخنگوی آموزش و پرورش تصریح کرد: اینکه دانش‌آموزی بدون حضور در کلاس‌ها و صرفاً با اتکا به آموزش خصوصی در پایان سال در امتحانات شرکت کند، مورد پذیرش نظام آموزشی نیست و معلم چنین وضعیتی را تأیید نخواهد کرد.

وی همچنین با اشاره به موضوع آموزش از راه دور گفت: این نوع آموزش در ساختار رسمی آموزش‌وپرورش، عمدتاً برای بزرگسالان تعریف شده و شامل دانش‌آموزان زیر 18 سال نمی‌شود. در این شیوه نیز فراگیران ابتدا آموزش‌های لازم را دریافت کرده و سپس در آزمون‌ها شرکت می‌کنند.

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که در ماه‌های اخیر، برخی خانواده‌ها به‌دنبال جایگزین کردن آموزش‌های خصوصی با حضور در مدرسه بوده‌اند؛ موضوعی که به‌گفته مسئولان، با ضوابط رسمی آموزش‌وپرورش همخوانی ندارد.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 + 19 =