به گزارش خبرنگار مهر، رضا شجیع استاد دانشگاه و از مدیران علمی ورزش ایران در یادداشتی برای گروه ورزشی مهر نوشته است:
واکنش چهرههای ورزشی بینالمللی به جنگ تحمیلی رژیم های آمریکایی صهیونی علیه ایران را نمیتوان صرفا در چهارچوب استانداردهاس دوگانه و با الگوهای دیگری مانند جنگهای اوکراین یا غزه مقایسه کرد.
برخلاف موارد پیشین که با موجی از موضعگیریهای صریح، کمپینهای اعتراضی و حتی کنشگری سیاسی ورزشکاران همراه بود، در این مورد شاهد نوعی سکوت استراتژیک و رفتار محتاطانه از سوی اغلب ستارههای ورزشی جهان هستیم. این تفاوت، نیازمند یک بررسی و تبیین تحلیلی است.
برخلاف انتظار، اکثر ستارههای فوتبال، بسکتبال، تنیس و سایر رشتهها از هرگونه موضعگیری مستقیم درباره این جنگ اجتناب کردهاند. نه حمایت آشکاری از یک طرف دیده میشود و نه محکومیتی صریحی قابل مشاهده است.
در عوض، آنچه بهصورت محدود مشاهده میشود، انتشار پیامهای کلی با مضامین صلح و انساندوستی است، پیامهایی که عمداً فاقد گفتمان های آگاهی بخش و حق مدارانه در محکومیت آشکار این تجاوز و کشتار کودکان بی گناه هستند. این الگو را میتوان بیطرفی فعال نامید. نوعی موضعگیری حداقلی که هم حضور رسانهای ورزشکار را حفظ میکند و هم او را از ورود به میدان پرهزینه سیاست دور نگه میدارد.
علت این رفتار را باید در چند سطح تحلیل کرد. نخست، پیچیدگی ژئوپلیتیک این جنگ است. برخلاف برخی جنگ ها که روایت مسلط و نسبتاً یکدستی در فضای بینالمللی دارند، در اینجا با روایتهای متعارضی مواجه هستیم. هر موضعگیری صریح میتواند بلافاصله به از دست رفتن بخشی از مخاطبان جهانی یا ایجاد موجی از انتقادات در شبکههای اجتماعی منجر شود. در چنین شرایطی، سکوت به یک انتخاب عقلانی تبدیل میشود.
دوم، ساختار اقتصادی ورزش حرفهای است. ورزشکاران نخبه امروز نهتنها کنشگران فرهنگی، بلکه برندهای اقتصادی هستند که بهشدت به قراردادهای اسپانسری وابستهاند. بازار خاورمیانه، بهویژه کشورهای حوزه خلیج فارس، یکی از مهمترین مقاصد سرمایهگذاری برندهای ورزشی و تبلیغاتی محسوب میشود. هرگونه موضعگیری سیاسی میتواند این روابط اقتصادی را به خطر بیندازد. بنابراین، خودسانسوری یا احتیاط در بیان مواضع، بخشی از مدیریت ریسک حرفهای ورزشکاران بین المللی به شمار میرود.
سوم، تجربههای پیشین نقش مهمی در شکلگیری این رفتار دارد. در سالهای اخیر، موارد متعددی از واکنشهای تند افکار عمومی به اظهارنظرهای سیاسی ورزشکاران ثبت شده است. این تجربهها نشان داده که ورود به مسائل ژئوپلیتیک میتواند به سرعت به بحرانهای شخصی و حرفهای برای ورزشکاران تبدیل شود. در نتیجه، بسیاری از آنان ترجیح میدهند از این حوزه فاصله بگیرند.
در مقابل این سکوت جهانی، واکنش ورزشکاران ایرانی قابل توجه است. در داخل ایران، بخشی از جامعه ورزش با اتخاذ مواضع صریحتر، خواستار اقداماتی نظیر تعلیق و تحریم تیمهای ملی مربوط به کشورهای متجاوز شدهاند. این تفاوت نشان میدهد هرچه فاصله جغرافیایی و سیاسی کمتر باشد، احتمال کنشگری بیشتر میشود.
در مجموع، الگوی غالب در واکنش چهرههای ورزشی بینالمللی به این جنگ را میتوان در سه واژه خلاصه کرد. سکوت، احتیاط و انساندوستی. این الگو بیانگر یک تغییر مهم در نقش اجتماعی ورزشکاران است. اگر در گذشته از ورزشکاران بهعنوان صدای اعتراض یا کنشگران اجتماعی یاد میشد، امروز در بسیاری از موارد آنان به مدیران ریسک فردی تبدیل شدهاند که تلاش می کنند میان شهرت، منافع اقتصادی و مسئولیت اجتماعی خود توازن برقرار میکنند.
در نهایت، این وضعیت نشان میدهد که در جهان چندقطبی و پیچیده امروز، انتظار از ورزشکاران برای اتخاذ مواضع سیاسی صریح و ایستادن در جبهه حق و عدالت با محدودیتهای جدی مواجه است. سکوت آنان نه لزوماً نشانه بیتفاوتی، بلکه بازتابی از پیچیدگی محیطی است که در آن فعالیت میکنند، محیطی که در آن هر کلمه میتواند پیامدهایی فراتر از زمین بازی داشته باشد.
نظرات کاربران