هنر سلامت
0

راهکارهایی ساده برای حفظ آرامش کودکان در شرایط بحرانی

تصویر پیدا نشد !
بازدید 3

خبرگزاری مهر-گروه استان‌ها-راضیه سالاری: این روزها بسیاری از خانواده‌ها با حجم بالایی از اخبار نگران‌کننده مواجه هستند که می‌تواند تأثیر عمیقی بر روحیه کودکان بگذارد. کودکان به دلیل درک ناقص از وقایع پیرامون، بیشتر در معرض اضطراب قرار می‌گیرند. اما با چند راهکار ساده می‌توان از این آسیب‌ها پیشگیری کرد. کودکان رفتار والدین را آینه‌وار منعکس می‌کنند. اگر شما دچار استرس باشید، کودک نیز بی‌قرار می‌شود. چند نفس عمیق بکشید و با لحن آرام صحبت کنید. آرامش شما اولین و مهم‌ترین گام است.تماشای مداوم تصاویر نگران‌کننده از تلویزیون یا گوشی همراه، روان کودک را آزرده می‌کند. تلویزیون را روی شبکه‌های خبری روشن نگذارید. به جای آن، موسیقی شاد پخش کنید یا کارتون مورد علاقه کودک را بگذارید.

کودکان به پیش‌بینی‌پذیری نیاز دارند. حتی در شرایط سخت، یک برنامه ساده برای ساعت بیداری، غذا، بازی و خواب داشته باشید. این نظم ساده، لنگرگاه آرامش کودک در میان آشفتگی‌هاست.حضور گرم و همراهی والدین در کنار فرزندان، مهم‌ترین عامل کاهش اضطراب است. با کمی دقت می‌توان بحران‌ها را به فرصتی برای نزدیک‌تر شدن به فرزندان تبدیل کرد.

کارشناس روانشناسی سلامت: حفظ آرامش والدین مهم‌ترین عامل کنترل اضطراب کودکان در شرایط جنگی است

راهکارهایی ساده برای حفظ آرامش کودکان در شرایط بحرانی

مصطفی اکبرپور، کارشناس روانشناسی سلامت در گفت‌وگو با خبرنگار مهر با اشاره به تأثیر مخرب تنش‌های جنگی بر روان کودکان، بر لزوم مدیریت هیجانات والدین، استفاده از بازی‌های هدفمند، ایجاد «نقطه امن» فیزیکی و پرهیز از نمایش صحنه‌های خشونت‌بار تأکید کرد و گفت: کودکان در شرایط بحران، احساسات خود را از طریق رفتار والدین تنظیم می‌کنند؛ خونسردی بزرگ‌ترها به معنای واقعی کلمه برای فرزندان مسکن ضداضطراب عمل می‌کند.

اکبرپور، با اشاره به افزایش تنش‌های اخیر و تأثیرات روانی آن بر خانواده‌ها، به ویژه کودکان، اظهار داشت: در شرایط جنگی و بحران‌های امنیتی، ذهن کودکان بیش از هر گروه سنی دیگری در معرض آسیب قرار می‌گیرد. عدم مدیریت صحیح استرس در این دوره می‌تواند منجر به بروز اختلالاتی نظیر شب‌ادراری، لکنت زبان، اضطراب جدایی، پرخاشگری، کابوس‌های شبانه و حتی افت تحصیلی در بلندمدت شود.

نقش کلیدی والدین در مدیریت بحران روانی

وی با تأکید بر نقش کلیدی والدین در مدیریت این بحران روانی، خاطرنشان کرد: اولین و مهم‌ترین راهکار برای حفظ آرامش کودکان، حفظ خونسردی خود والدین است. کودکان به طور ناخودآگاه ضربان قلب، لحن صدا و زبان بدن والدین را اسکن می‌کنند. اگر والدین دچار پنیک و استرس شدید باشند، نمی‌توانند انتظار داشته باشند کودک آرام بماند.

وی افزود: والدین باید پیش از هر چیز، مدیریت تنفس خود را یاد بگیرند. تنفس دیافراگمی و تمرین تکنیک‌های آرام‌سازی می‌تواند به آنها کمک کند تا در بحرانی‌ترین لحظات نیز ظاهر آرامی داشته باشند.

اکبرپور در ادامه تصریح کرد: یکی از اشتباهات رایج در میان والدین، گفتگوهای پشت‌پرده و با لحن نگران‌کننده در حضور کودکان است. حتی اگر محتوای گفتگو را کودک متوجه نشود، لحن و انرژی منفی آن به طور کامل به او منتقل می‌شود. توصیه می‌شود خانواده‌ها در مواقع اضطراری، بحث‌های حساس را در غیاب کودکان یا با صدای بسیار پایین و کنترل‌شده انجام دهند.

راهکارهای عملی برای سرگرمی و مدیریت اوقات فراغت

راهکارهایی ساده برای حفظ آرامش کودکان در شرایط بحرانی

این کارشناس روانشناسی سلامت در ادامه به ارائه راهکارهایی برای سرگرم‌سازی و مدیریت اوقات فراغت کودکان در زمان بحران پرداخت و گفت: در شرایطی که خانواده‌ها مجبور به حضور در پناهگاه‌ها یا ماندن در خانه هستند، باید برنامه‌ای ساختاریافته برای کودکان طراحی کنند. بی‌برنامگی و ساعات طولانی انتظار، خود به خودی خود یک عامل استرس‌زای قدرتمند است.

وی پیشنهاد داد: استفاده از بازی‌های گروهی ساده مانند لگو، خمیر بازی، پازل و نقاشی با محوریت موضوعات شاد و نه جنگ می‌تواند به عنوان یک تکنیک مؤثر برای انحراف توجه کودک از صداهای مهیب محیطی استفاده شود. همچنین قصه‌گویی با صداهای آرامش‌بخش و استفاده از عروسک‌ها برای نمایش احساسات مختلف، به کودکان کمک می‌کند تا ترس‌های درونی خود را برون‌ریزی کنند.

اکبرپور با اشاره به اهمیت فعالیت بدنی در شرایط جنگی، گفت: حتی در فضای محدود نیز می‌توان حرکات کششی ساده، ورزش کودکانه یا بازی‌های تقلیدی مانند «تقلید راه رفتن حیوانات» را انجام داد. فعالیت بدنی باعث ترشح اندورفین شده و به طور طبیعی سطح کورتیزول هورمون استرس را در بدن کودک کاهش می‌دهد.

هشدار درباره مصرف رسانه‌ای و اضطراب خبری

راهکارهایی ساده برای حفظ آرامش کودکان در شرایط بحرانی

این کارشناس روانشناسی سلامت با اشاره به نقش رسانه‌ها در این شرایط هشدار داد: خانواده‌ها باید به شدت از روشن گذاشتن تلویزیون بر روی شبکه‌های خبری‌ای که اخبار جنگ پخش می‌کنند، خودداری کنند؛ دیدن مکرر صحنه‌های دلخراش حتی از نگاه غیرمستقیم، ضربه روانی جبران‌ناپذیری به ساختار شخصیتی کودک وارد می‌کند.

وی تأکید کرد: در عصر حاضر، شبکه‌های مجازی نیز تهدیدی جدی برای سلامت روان کودکان محسوب می‌شوند. والدین باید مراقب محتوایی باشند که کودکان به طور غیرمستقیم از طریق گوشی همراه آنها مشاهده می‌کنند. توصیه می‌شود زمان استفاده از فضای مجازی برای کودکان به حداقل ممکن کاهش یابد و والدین خود نیز از چرخه «اضطراب خبری» خارج شوند.

ایجاد «نقطه امن» و تقویت همبستگی خانوادگی

وی در بخش دیگری از سخنان خود بر اهمیت ایجاد یک «نقطه امن» فیزیکی تأکید کرد و افزود: در این شرایط، والدین باید زمان بیشتری را در کنار فرزندان بگذرانند و با ایجاد فضای امن و صمیمی، این اطمینان را به آنها بدهند که در کنار هم هستند و از یکدیگر محافظت می‌کنند. ایجاد یک «نقطه امن» فیزیکی در خانه که با وسایل مورد علاقه کودک پتو، بالش، اسباب‌بازی محبوب تزئین شده باشد، می‌تواند به شدت در کاهش سطح اضطراب او مؤثر واقع شود.

اکبرپور توضیح داد: این نقطه امن باید مکانی باشد که کودک احساس می‌کند کنترل آن با خودش است. در مواقعی که صدای مهیبی شنیده می‌شود، می‌توان از کودک خواست به «قلعه امن» خود پناه ببرد. این کار به کودک حس عاملیت و قدرت می‌دهد.

مدیریت سوالات کودک درباره جنگ

این کارشناس روانشناسی سلامت در پاسخ به این پرسش که والدین چگونه باید به سوالات کودک درباره جنگ پاسخ دهند، گفت: هرگز نباید به کودک دروغ گفت، اما اطلاعات باید متناسب با سن او ارائه شود. پاسخ‌ها باید کوتاه، ساده و همراه با اطمینان‌بخشی باشند. مثلاً به جای گفتن «ممکن است بمب بیاید»، می‌توان گفت: بزرگ‌ترها مراقب هستند که ما در امنیت باشیم. الان وظیفه ما این است که کنار هم بمانیم و با هم بازی کنیم.

وی در پایان بر اهمیت حفظ امید و تاب‌آوری تأکید کرد و گفت: خانواده‌هایی که در بحران‌ها توانستند تاب‌آوری خود را حفظ کنند، فرزندانی با اعتماد به نفس و مهارت‌های بالاتر تربیت می‌کنند. تقویت باورهای معنوی، یادآوری خاطرات خوش گذشته و برنامه‌ریزی برای آینده حتی اگر آینده‌ای نزدیک باشد می‌تواند به عنوان یک منبع قدرتمند امید در خانواده عمل کند و از بروز اختلالات استرس پس از سانحه در کودکان پیشگیری نماید.

کارشناس روانشناسی کودکان: «تنظیم‌گری مشترک» مؤثرترین راهکار مدیریت هیجان در بحران است

راهکارهایی ساده برای حفظ آرامش کودکان در شرایط بحرانی

یک کارشناس روانشناسی کودکان با تأکید بر اینکه رویکردهای صرفاً آرام‌بخش در شرایط بحرانی کافی نیستند، گفت: «تنظیم‌گری مشترک» به عنوان مؤثرترین راهکار مدیریت هیجان در کودکان شناخته می‌شود. والدین باید به جای حذف اضطراب، به کودک بیاموزند چگونه با آن مواجه شود و از طریق بازآفرینی واقعیت در قالب بازی، «حس عاملیت» را در او تقویت کنند.

نیلوفر رضایی، کارشناس روانشناسی کودکان در گفت‌وگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: در شرایط بحرانی نظیر جنگ یا تنش‌های امنیتی، سیستم لیمبیک مغز کودک که مسئول پردازش هیجانات است، به ویژه آمیگدال یا هسته مرکزی ترس بیش از حد فعال می‌شود. در این وضعیت، قشر پیش‌پیشانی که مسئول تصمیم‌گیری و کنترل تکانه است، عملاً از کار می‌افتد. به همین دلیل است که کودکان در این شرایط واکنش‌های بدوی و غیرمنطقی از خود نشان می‌دهند.

وی با بیان اینکه صرفاً گفتن جملاتی مانند «نترس» یا «آرام باش» نه تنها مؤثر نیست، بلکه می‌تواند احساس درماندگی کودک را تشدید کند، افزود: آنچه در متون تخصصی روانشناسی رشد تحت عنوان «تنظیم‌گری مشترک» طرح می‌شود، فرایندی است که طی آن والدین به عنوان «مغز کمکی» کودک عمل می‌کنند. یعنی والدین با حضور فیزیکی آرام، لحن صدای کنترل‌شده و لمس حمایت‌گرانه، به سیستم عصبی کودک کمک می‌کنند تا به نقطه تعادل بازگردد. این فرایند پیش‌نیاز اساسی برای شکل‌گیری «تنظیم‌گری درونی» در کودک است.

بازآفرینی واقعیت از طریق بازی درمانی

راهکارهایی ساده برای حفظ آرامش کودکان در شرایط بحرانی

رضایی با اشاره به رویکردهای تخصصی در مواجهه با ترومای دوران کودکی گفت: یکی از مؤثرترین تکنیک‌ها در روانشناسی کودکان، «بازآفرینی واقعیت» از طریق بازی است. کودک در شرایط بحران، احساس می‌کند کنترلی بر محیط ندارد. والدین می‌توانند با طراحی بازی‌های نمادین، این حس کنترل را به او بازگردانند. به عنوان مثال، بازی با بلوک‌های ساختمانی برای ساخت «خانه امن» و سپس شبیه‌سازی محافظت از آن، یا استفاده از عروسک‌ها برای نمایش سناریوهای مواجهه با صداهای بلند و پیروزی بر آنها، به کودک این پیام را منتقل می‌کند که «من توانایی مواجهه دارم».

وی تأکید کرد: در این فرایند، والدین نباید از پرداختن به موضوع بحران فرار کنند. اجتناب کامل از موضوع، پیام ناخودآگاه «خطرناک بودن بیش از حد» را به کودک منتقل می‌کند. بلکه باید با زبانی نمادین و متناسب با سن، اجازه دهند کودک احساسات خود را برون‌ریزی کند. نقاشی با موضوع «صدایی که شنیدم» یا «خانواده در پناهگاه» می‌تواند ابزاری تشخیصی و درمانی قدرتمند باشد.

تقویت «حس عاملیت»؛ مهم‌تر از ایجاد امنیت فیزیکی

این کارشناس روانشناسی کودکان با مطرح کردن مفهوم «حس عاملیت» به عنوان یکی از حفاظت‌کننده‌ترین عوامل روانی در برابر تروما، خاطرنشان کرد: صرفاً تأمین امنیت فیزیکی برای کودک کافی نیست. آنچه تاب‌آوری کودک را در برابر بحران تضمین می‌کند، این باور درونی است که «من می‌توانم روی محیط خود تأثیر بگذارم». بنابراین والدین باید در شرایط بحران، تا حد امکان مسئولیت‌های کوچک و متناسب با سن به کودک واگذار کنند.

وی پیشنهاد داد: به کودک می‌توان گفت «تو مسئول چیدن وسایل کیسه اضطراری هستی» یا «وظیفه تو این است که هر بار قبل از ما چراغ قوه را روشن کنی». این مسئولیت‌های کوچک، مغز کودک را از حالت «درمانده‌گی» که هسته مرکزی اختلال استرس پس از سانحه است، به حالت «کارآمدی» تغییر می‌دهد. تحقیقات نوروساینس نشان داده است که حس عاملیت، مسیرهای دوپامینرژیک مغز را فعال کرده و به عنوان یک سپر محافظ در برابر اثرات مخرب کورتیزول عمل می‌کند.

تفاوت واکنش‌ها در گروه‌های سنی مختلف

رضایی با اشاره به تفاوت‌های اساسی در واکنش کودکان در گروه‌های سنی مختلف گفت: نوزادان و کودکان زیر دو سال، استرس را به طور کامل از طریق تنظیم‌گری فیزیولوژیک والدین دریافت می‌کنند. برای این گروه، حفظ الگوی منظم تغذیه و خواب و تماس پوستی حیاتی است. در مقابل، کودکان سه تا شش سال که در مرحله تفکر جادویی قرار دارند، ممکن است رویدادهای بحرانی را ناشی از رفتار خود بدانند. والدین باید با تأکید مکرر بر اینکه «این اتفاق تقصیر تو نیست» و «بزرگ‌ترها مراقب هستند»، این باورهای خطا را اصلاح کنند.

وی افزود: کودکان هفت تا دوازده سال به اطلاعات واقع‌گرایانه و ساختارمند نیاز دارند. ارائه یک برنامه روزانه مشخص، اینکه چه ساعتی بیدار می‌شویم، چه ساعتی بازی می‌کنیم و چه ساعتی می‌خوابیم، به این گروه سنی احساس پیش‌بینی‌پذیری می‌دهد که در مقابل آشفتگی محیطی، یک لنگرگاه روانی محسوب می‌شود.

وی گفت: اگر کودک به اجبار در محیطی قرار گرفت که محتوای استرس‌زا می‌بیند، والدین باید بلافاصله پس از آن، با انجام یک فعالیت فیزیکی مانند دویدن درجا یا بازی با خمیر بازی فرایند پردازش هیجانی را قطع کرده و سپس با گفتگویی غیرمستقیم مثلاً از طریق نقاشی ارزیابی کنند که چه تأثیری بر او گذاشته شده است. پرسیدن مستقیم «ترسیدی؟» خود می‌تواند تلقین‌کننده باشد. به جای آن می‌توان گفت: «نقاشی بکش ببینم توی اون ویدیو چه چیزایی دیدی.»

رضایی در پایان با تأکید بر اهمیت خودمراقبتی والدین خاطرنشان کرد: والدینی که دچار فرسودگی هیجانی و اضطراب مزمن هستند، ظرفیتی برای تنظیم‌گری مشترک ندارند. دریافت حمایت از شبکه‌های اجتماعی، تقسیم مسئولیت‌ها و حتی چند دقیقه تنفس عمیق در خلوت، نه یک اقدام خودخواهانه، بلکه یک ضرورت حرفه‌ای برای حفظ سلامت روان فرزندان محسوب می‌شود.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده − 13 =

مشاهده بیشتر