خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: در فرهنگ ایران و نزد بزرگان و حکمای این سرزمین، سفر صرفاً یک تفریح یا جابجایی جغرافیایی نبوده، بلکه فرصتی طلایی برای «خودسازی»، «کسب دانش» و «تزکیه نفس» و «بازرگانی و رونق کشور» محسوب میشده است. در اینجا به چند جنبه مهم از هدف سفر نگاه میکنیم:
سفر، مکتبی برای تربیت و آموزش و تزکیه نفس و شکستن تعلقات
در فرهنگ ایرانی، همواره بر این باور بودهاند که انسان با خواندن کتاب و نشستن در یک جا کامل نمیشود. سفر، استاد بزرگ انسان است. مشاهده آثار تاریخی، آداب و رسوم ملل مختلف و دیدن عجایب خلقت، دانشی است که در هیچ مدرسهای یافت نمیشود. حکیمان ایرانی سفر را مکتبی میدانستند که انسان را با واقعیتهای زندگی آشنا میکند.
در عین حال بزرگان دینی و عرفا، سفر را راهی برای پیراستن دل از رذایل اخلاقی میدانستند. در سفر، انسان از آسایش و رفاه روزمره دور میشود و با سختیها روبرو میگردد؛ این امر باعث میشود انسان به خودشناسی برسد و متوجه نعمتهایی شود که در زندگی عادی از آن غافل بوده است. سفر، انسان را فروتن و تواضعپذیر میکند.
سفر برای جستجوی علم و یاران نیک
استفاده از محضر بزرگان دین و عرفان و شاگردی و کسب فیض از دانشمندان علوم مختلف و اولیای الهی نیز همیشه یکی از اهداف مهم سفر در ایران پهناور فرهنگی بوده است. بسیاری از علما و شاعران بزرگ ایران، مانند سعدی، ناصرخسرو، ابنسینا و… سالها از خانه دور شدند تا علم بیاموزند و با اساتید برجسته دیدار کنند. سفر برای دیدار با اولیاالله و اهل بیت (ع) و زیارت اماکن متبرکه و حج عمره و تمتع نیز یکی از اهداف متعالی در فرهنگ ایرانی-اسلامی است که موجب قرب الهی و آرامش روح میگردد.
سفر، سیاحت و سیر آفاق و شناخت جهان در مسیر تجارت و بازرگانی
در متون دینی و فرهنگی کهن ما، به مسافرِ آگاه «سیاح» گفته میشود. هدف سیاح، گردش در زمین برای عبرتآموزی و تفکر در آفریدگاری است. قرآن کریم نیز با آیه «أَفَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ…» (آیا در زمین سفر نکردند…) انسانها را به سفر کردن و اندیشیدن در سرنوشت پیشینیان دعوت میکند.
اهمیت سفر در ایران و نزد حکمرانان و اجتماع آنقدر زیاد است که سعدی در باب اول بوستان به شاهان توصیه میکند و میگوید:
شهنشه که بازارگان را بخست
درِ خیر بر شهر و لشکر ببست
کی آنجا دگر هوشمندان روند،
چو آوازۀ رسم بد بشنوند؟
نکو بایدت نام و نیکی قبول،
نکو دار بازارگان و رسول
بزرگان مسافر به جان پرورند،
که نام نکویی به عالم برند
تبه گردد آن مملکت عنقریب،
کز او خاطر آزرده آید غریب
غریب آشنا باش و سیاح دوست
که سیاح جلّاب نامِ نکوست
در عین حال بازرگانی نیز شغلی است که به این واسطه در سرزمینهای دور و نزدیک رفته و ضمن تجارت و مبادله کالا و کسب ثروت، دانش و فرهنگ ایران را تا دورترین قسمتهای دنیای مسکون آن روزگار میبردهاند. ایرانیان همواره کنجکاو بودهاند تا تمدنهای دیگر را بشناسند و با فرهنگهای گوناگون تعامل داشته باشند. این شناخت باعث شده است که فرهنگ ایرانی همواره پویا و در حال تکامل باشد و از تجربیات ملل دیگر برای پیشرفت خود بهره ببرد.
به این ترتیب است که میبینیم ابن بطوطه، جهانگرد بزرگ اهل شمال افریقا وقتی پا به این سوی دریای سرخ و شهر غزه میگذارد و وارد خاک آسیا میشود، با کلمه پارسی خانی به معنی چشمه برخورد میکند که در آن شهر متداول بوده است. بسیاری از واژگان دریانوردی، تجارت، موسیقی، بازی و اصطلاحات حکومتی و سیاسی در سرزمینهای عربی نظیر مهرجان به معنای جشنواره (برگرفته از جشن مهرگان)، استاذ (استاد/معلم)، دستور (فرمان/ وزیر) و… از فارسی به عربی رفته و هنوز در ادبیات مردمان این سرزمینها روزمره استفاده میشود.
سفر، لوازم و دشواریهای آن
در فرهنگ کهن و دیرپای ایرانی-اسلامی، سفر بهویژه برای بازرگانان و زائران اهمیتی مقدس و شایان توجه داشت، به همین دلیل فراهم کردن لوازم و انجام کارهایی پیش از شروع سفر مرسوم بود. پیش از آنکه کسی کولهبار سفر ببندد، لازم بود مجموعهای از اقدامات دقیق و حسابشده را انجام دهد تا هم امنیت جانی خود را تضمین کند و هم اموالش را حفظ نماید. این آمادگیها ترکیبی از تدبیرهای مالی، معنوی، امنیتی و خانوادگی بود که هر یک نقشی مهم در موفقیت سفر ایفا میکردند.
یکی از نخستین گامها، بهویژه برای بازرگانان، تهیه و تنظیم تدارکات مالی و تجاری بود. آنها باید سرمایه لازم را تأمین کرده و کالاهای مرغوبی را که در بازارهای مقصد مشتری داشت، آماده میکردند. بستن قراردادهای شفاف با شریکان تجاری، نوشتن نامههای تجاری برای همکاران در شهرهای دیگر و سپردن بخشی از اموال به عنوان امانت به افراد مورد اعتماد، از جمله کارهایی بود که برای امنیت اقتصادی خانواده در زمان غیبت بازرگان انجام میشد.
بعد از جنبههای مادی، آمادگیهای معنوی و دینی جایگاه ویژهای داشت. مسافران پیش از سفر برای اطمینان از خیر بودن مسیر، به سراغ عالمان دینی میرفتند و استخاره میکردند. خواندن نماز جعفر طیار برای حفظ امنیت، کسب اجازه و رضایت از والدین که شرط اصلی خروج از خانه بود، و همچنین رفتن به زیارت قبور اولیا و امامزادگان برای دعا و طلب سلامتی، از رسوم رایج و متداول در میان مردم بود.
از آنجا که راههای گذشته ناامن و وجود راهزنان در آنها دور از انتظار نبود، تدارکات امنیتی حیاتی به شمار میآمد. بازرگانان و زائران تلاش میکردند با کاروانهای بزرگ و معتبر همراه شوند تا در سایه جمعیت از خطرات در امان باشند. استخدام محافظان مسلح برای حفاظت از کاروان و انتخاب یک راهنمای باتجربه و آشنا به مسیرها، چاههای آب و پناهگاهها، از دیگر اقدامات ضروری برای عبور ایمن از دشتها و بیابانها بود.
در نهایت، تهیه وسایل سفر و ساماندهی امور خانوادگی آخرین مراحل قبل از حرکت بود. مسافران باید آذوقه و خوراکیهای فاسدنشدنی مانند نان و خشکبار، پوشاک مناسب با فصل و حیوانات سالم و بااستقامت را فراهم میکردند. همچنین سرپرست خانواده با نوشتن وصیتنامه و دادن توصیههای لازم به همسر و فرزندان برای اداره امور خانه، و پرداخت یا جمعآوری بدهیها، با خیالی آسوده و آماده، راهی سفر طولانی و پرفراز و نشیب میشد.
در مجموع، هدف نهایی سفر با همه دشواریهایش در نگاه بزرگان ایرانی، بازگشت انسان به خویشتن، کسب علم و دانش و معرفت، رسیدن به کمال انسانی، و شناخت جهان و پراکندن خیر و نعمت و برکت در سراسر گیتی است.
نظرات کاربران