هنر سلامت
0

سنندج در شب‌های قدر؛ از اشک‌های عاشقانه تا دعا برای ایران

تصویر پیدا نشد !
بازدید 3

خبرگزاری مهر؛ گروه استان‌ها: با فرارسیدن شب‌های قدر، حال و هوای سنندج دگرگون می‌شود، شهری که در روزهای عادی با هیاهوی زندگی جریان دارد، در این شب‌ها در فضایی آکنده از معنویت و سکوتی همراه با زمزمه دعا فرو می‌رود.

صدای تلاوت قرآن، مناجات و ذکر «الهی العفو» از گوشه و کنار شهر شنیده می‌شود و مردم با دل‌هایی امیدوار، خود را برای احیای این شب‌های سرنوشت‌ساز آماده می‌کنند.

سنندج در شب‌های قدر؛ از اشک‌های عاشقانه تا دعا برای ایران

امسال نیز همچون سال‌های گذشته، مراسم احیای شب‌های قدر در نقاط مختلف شهر برگزار شد، اما آنچه بیش از گذشته به چشم می‌آمد، حضور گسترده مردم در فضاهای عمومی شهر بود؛ حضوری که میدان آزادی سنندج را نیز به محافل معنوی تبدیل کرد.

میدان آزادی؛ قلب تپنده مراسم احیا

یکی از مهم‌ترین کانون‌های برگزاری مراسم شب قدر در سنندج، میدان آزادی بود، از ساعاتی پیش از آغاز مراسم، خانواده‌ها دسته‌دسته به این میدان می‌آمدند و برخی زیراندازهایی با خود آورده بودند، برخی قرآن در دست داشتند و برخی دیگر در سکوتی آرام به اطراف نگاه می‌کردند؛ گویی در انتظار لحظه‌ای بودند که دل‌هایشان را به آسمان بسپارند.

کم‌کم میدان آزادی مملو از جمعیت شد؛ پیر و جوان، زن و مرد، کودکانی که در کنار والدین خود نشسته و حضور در این شب معنوی را از دست نداده بودند، نور چراغ‌های میدان در کنار صفحه‌های تلفن همراه، فضایی روحانی و صمیمی ایجاد کرده بود.

سنندج در شب‌های قدر؛ از اشک‌های عاشقانه تا دعا برای ایران

در گوشه‌ای از میدان، صدای آرام تلاوت قرآن شنیده می‌شد و جمعی از مردم با چشمانی اشکبار به آیات الهی گوش می‌دادند، در گوشه‌ای دیگر، مادری زیر لب دعا می‌خواند و گاه دست خود را به سمت آسمان بلند می‌کرد.

زمزمه دعا و قرآن بر سر گرفتن

با آغاز مراسم احیا، جمعیت یکپارچه به دعا و نیایش پرداخت، بسیاری قرآن‌ها را بر سر گرفتند؛ صحنه‌ای که هر سال در شب‌های قدر تکرار می‌شود اما هر بار شکوهی تازه دارد.

در این لحظات، زمزمه «الهی العفو» در فضای میدان طنین‌انداز شد و اشک از چشمان بسیاری جاری بود، برخی سر بر زانو گذاشته بودند و برخی دست‌های خود را به سوی آسمان بلند کرده بودند، هر کس در دل خود سخنی با خدا داشت؛ سخنی که شاید در هیاهوی زندگی روزمره فرصتی برای بیان آن پیدا نمی‌کرد.

در میان جمعیت، مردی میانسال قرآن را بر سر گرفته و چشمانش را بسته بود، اشک آرام از گونه‌هایش جاری می‌شد و لب‌هایش بی‌صدا حرکت می‌کرد، چند متر آن‌طرف‌تر، عده‌ای نشسته و تسبیح در دست، آرام ذکر می‌گفتند.

سنندج در شب‌های قدر؛ از اشک‌های عاشقانه تا دعا برای ایران

دعا برای وطن در شب‌های سرنوشت

در میان جمعیت، گروهی از جوانان با پرچم‌های ایران در دست دیده می‌شدند، آنها در کنار دعا برای خود و خانواده‌هایشان، برای امنیت و سربلندی کشور نیز دعا می‌کردند.

یکی از این جوانان می‌گفت: شب قدر فقط شب دعا برای خودمان نیست؛ ما برای آینده کشورمان هم دعا می‌کنیم.

این صحنه‌ها در بخش‌های مختلف میدان دیده می‌شد؛ مردمی که در کنار یکدیگر نشسته بودند و برای وطن، برای مردم و برای آینده‌ای بهتر دست به دعا برداشته بودند.

در میان زمزمه‌ها، کلماتی مانند «ایران»، «مردم» و «آرامش» بارها شنیده می‌شد؛ نشانه‌ای از اینکه دعاهای مردم تنها به زندگی شخصی محدود نمی‌شود.

حضور نسل‌ها در کنار هم

از جلوه‌های زیبای این مراسم، حضور نسل‌های مختلف در کنار یکدیگر بود، کودکانی که در کنار والدین خود آمده بودند و سالمندانی که با تجربه سال‌ها عبادت، در سکوت و آرامش به دعا مشغول بودند.

در گوشه‌ای از میدان، چند نوجوان کنار هم نشسته بودند و یکی از آنها دعایی را با صدایی آرام می‌خواند و دیگران تکرار می‌کردند، در همان نزدیکی، مادری نیز در حال زمزمه دعا بود.

سنندج در شب‌های قدر؛ از اشک‌های عاشقانه تا دعا برای ایران

این صحنه‌ها تصویری از پیوند نسل‌ها در یک آیین معنوی را به نمایش می‌گذاشت؛ آیینی که از گذشته تا امروز در میان مردم این سرزمین زنده مانده است.

شب قدر؛ نماد همدلی اجتماعی

برگزاری مراسم در فضای باز، فرصت حضور گسترده‌تر مردم را فراهم کرده بود، بسیاری از شهروندان معتقد بودند که حضور در میدان آزادی حس همدلی بیشتری ایجاد کرده است.

در این شب، میدان آزادی تنها یک فضای شهری نبود؛ بلکه به حلقه‌ای بزرگ از همدلی و معنویت تبدیل شده بود که در آن، هزاران نفر در کنار هم دعا می‌کردند.

هر کس در دل خود نیتی داشت؛ یکی برای سلامتی عزیزانش دعا می‌کرد، دیگری برای حل مشکلات زندگی و دیگری برای آرامش و پیشرفت کشور، اما آنچه همه را در کنار هم قرار داده بود، امید مشترک به رحمت الهی بود.

سنندج در شب‌های قدر؛ از اشک‌های عاشقانه تا دعا برای ایران
عنوان

امیدی که تا سپیده ادامه دارد

با نزدیک شدن به سحر، زمزمه دعاها آرام‌تر شد اما بسیاری همچنان در میدان باقی مانده بودند. برخی در سکوت به آسمان نگاه می‌کردند و برخی آخرین دعاهای خود را زمزمه می‌کردند.

سنندج در این شب‌ها چهره‌ای متفاوت به خود می‌گیرد؛ شهری که در آن میدان‌ها و خیابان‌ها نیز رنگ عبادت می‌گیرند و مردمش در کنار هم برای مغفرت، آرامش و آینده‌ای روشن‌تر دعا می‌کنند.

شبی که در آن دل‌ها به آسمان نزدیک‌تر می‌شود و امید به رحمت الهی در میان مردم بیش از هر زمان دیگری جاری است؛ امیدی که تا سپیده صبح در دل‌های مردم سنندج روشن می‌ماند.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 + چهارده =

مشاهده بیشتر