رویدادها و تازه‌ها

نمایش زیبای زندگی، حق همه ماست

نمایش زیبای زندگی، حق همه ماست

دکتر رزیتا ذبیحی، روانشناس تربیتی - 

اگر آموزش را یکی از مهمترین ابزارهای زندگی بشری بدانیم و اگر واقف باشیم که هیچ امری بدون آموزش میسر نیست، به ارزش آموزش پی خواهیم برد. در واقع، از زمانی که انسان به کفایت بازتاب‌ها و غرایز برای برآوردن خواسته‌های خود شک کرد، به یادگیری روی آورد. در این میان، همه محرک‌های محیطی نقش آموزشی به خود گرفتند و انسان با تجربه کردن محیط، یادگیری را آغاز کرد.

سلامتی به‌عنوان به‌زیستی و به‌باشی، از سه جنبه جسمانی، روانی و اجتماعی، خارج نیست و سالم بودن و سالم ماندن را نیز نمی‌توان از آموزش، مستثنی و بی‌نیاز دانست. اولویت نخست هر جامعه‌ای سلامتی مردم است و آموزش و یادگیری نقش مهمی در سالم بودن افراد آن جامعه دارد.

در این میان، سینما و یا به‌طور کلی رسانه‌هایی که به نوعی حواس ما را تحریک می‌کنند، در دایره آموزشی نقش بسیار مهمی بر عهده دارند، زیرا برای چشم‌ها و گوش‌های تشنه و منتظر،  خوراک مناسب فراهم می‌کنند و به همین علت، منبع اطلاعاتی بسیار مهمی هستند.

یکی از علل اهمیت نقش سینما، از این دیدگاه نشات می‌گیرد که یادگیری مشاهده‌ای یا به عبارتی، یادگیری از طریق مهمترین حس ما یعنی حس بینایی، نخستین و یکی از موثرترین گونه‌های یادگیری به‌ شمار می‌رود. صنعت سینما از همان آغاز با برخورداری از این ظرفیت آموزشی، خوراک تبلیغاتی و تجاری مدنظر سفارش‌دهندگان یا سازندگان فیلم را به خورد مردم جهان داده است. سینما می‌تواند به‌راحتی به اعماق وجود افراد نفوذ کند و هر آن‌چه را می‌خواهد به عرصه آموزش و یادگیری بکشاند.

دومین علت تاثیرگذار بودن سینما بر سلامت افراد جامعه، قدرت آن در پالایش روانی مخاطب است؛ به‌این معنا که وقتی مخاطب را با رویدادهای مختلف فیلم، اعم از مثبت و منفی، یا خوشایند و ناخوشایند رو‌به‌رو می‌کند، هیجان‌های او را از اعماق وجودش فرامی‌خواند و به تخلیه هیجانی وی منجر می‌شود. چه زیبا است لبخندهایی که با دیدن فیلم‌های کمدی بر چهره افراد نقش می‌بندد و چه متاثر‌کننده است اشک‌هایی که با مشاهده رنج کاراکترهای فیلم از چشم مخاطب جاری می‌شود. شاید بسیاری از ما هنوز ردی از فیلم‌هایی را که در گذشته دیده‌ایم در خاطر خود ثبت کرده باشیم.

سومین علت تاثیرگذار بودن سینما بر سلامتی افراد، همذات‌پنداری مخاطب با قهرمان داستان است؛ آن‌چنان که فرد، به‌راحتی با داستان فیلم همراه می‌شود و گاهی روزها به مرور ذهنی وقایع داستان می‌پردازد و شباهت‌ها و تفاوت‌هایی را بین خود و قهرمان داستان جستجو می‌کند. چنین تاثیر شگرفی از جانب سایر محرک‌های آموزشی، بعید به نظر می‌رسد. از این‌رو، سینماگران و اصحاب رسانه زمانی می‌توانند به‌نیکی در جایگاه آموزش حاضر شوند که تا حدی از جنبه‌های اقتصادی ماجرا فاصله بگیرند و مخاطب‌‌مدار شوند؛ یعنی مخاطبی را محور کار خود قرار دهند که متناسب با نیازهای خود، تشنه آموزش و یادگیری است. برای سینماگران و اهالی رسانه، ضروری است که نیازهای جامعه خود و سپس جامعه جهانی را بشناسند و اگر به این نیازها واقف نیستند، با نیازسنجی در زمینه‌های مختلف، اهداف کاری خود را شکل دهند.

از آنجا که افراد یک جامعه پیش از هر چیز نیازمند سلامتی هستند، تامین سلامت افراد جامعه می‌تواند نخستین هدف رسانه‌ها باشد؛ هدفی که ایجاد شناخت نسبت به رفتارهای سلامت‌محور، نحوه سالم زیستن، بیماری‌های جسمانی، و اختلالات روان‌شناختی از جمله مولفه‌های آن است.

پرده سینما منعکس‌کننده داستان زندگی من و شما است و نمایش زیبای آن، حق همه ماست.