رویدادها و تازه‌ها

دولت‌های پیشرفته به دو چیز افتخار می‌کنند: سلامت مردم و سلامت محیط زیست

دولت‌های پیشرفته به دو چیز افتخار می‌کنند: سلامت مردم و سلامت محیط زیست

احمد محمد اسماعیلی - 

در همه جوامع رو به پیشرفت، توسعه بهداشت و سلامت از ملاک‌های مهم رسیدن به توسعه پایدار به شمار می‌رود و وزارت بهداشت نیز دفتر آموزش و ارتقای سلامت را در همین راستا تاسیس کرد.

دفتر آموزش و ارتقای سلامت، یکی از بخش‌های مهم معاونت بهداشتی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی است.

شرح وظایف این دفتر، همان‌طور که از نام آن پیدا است، برنامه‌ریزی و نظارت بر اجرای برنامه‌های آموزش عمومی در جهت رشد دانش عمومی در حوزه‌های مختلف سلامت و نیز توانمندسازی مردم برای تامین، حفظ و ارتقای عادلانه سلامت در کشور است. در همین حال، از آن‌جا که امروزه فیلم به‌عنوان یکی از فراگیرترین ابزارهای ارائه هنر، بسیار مورد توجه فعالان عرصه سلامت قرار گرفته است،  

کاربرد آموزشی فیلم، سینما و برنامه‌های تلویزیونی ما را برآن داشت تا به بهانه برگزاری نخستین دوره جشنواره فیلم سلامت با دکتر شهرام رفیعی‌فر، سرپرست این دفتر، درباره اهداف برگزاری جشنواره سلامت، خالقان سلامت، جایگاه دولت‌ها و مردم در تحول سلامت و نسبت سینما و هنر با مقوله سلامت و بهداشت در جامعه گفت‌وگویی انجام دهیم.



چه عواملی باعث می‌شود نهادی مثل وزارت بهداشت، جشنواره فیلم با موضوع سلامت راه‌اندازی کند؟

برای این‌که بتوانیم به مردم کمک کنیم تا سالم‌تر باشند، باید با آن‌ها ارتباط موثر برقرار کنیم و فیلم و سینما مسیری برای ارتباط اثربخش با مردم است؛ ارتباطی دقیق که به مردم تلنگری بزند تا رفتارهای خود را ارزیابی کنند و اگر نیازمند تغییر است،آن را تغییر دهند . فیلم و سینما ابزاری برای ارتقای سلامت است و باید از این فرصت استفاده شود. اگر در این عرصه کاستی و کمبودی به چشم می‌خورد، هم بر ما نقد وارد است و هم بر فیلمسازان. نقدی که بر ما وارد است این است که چرا سراغ فیلمسازی که در این عرصه کار می‌کند نرفتیم و اطلاعات دراختیارش نگذاشتیم. نقد معطوف به فیلمساز نیز این است که اگر درباره سلامت فیلم می‌سازد چرا سراغ ما نیامده است. در عین حال، نقدی نیز بر هر دوی ما وارد است که چرا هرگز گفت‌وگویی را باهم آغاز نکردیم و کانال‌های ارتباطی را در این قضیه نادیده گرفتیم. انشاالله به‌واسطه جشنواره این کانال‌ها برقرار می‌شود. 


برای‌مان از اهداف برگزاری جشنواره فیلم سلامت بگویید.

 سلامت، در تعریف سنتی خود، به معنای رفاه کامل جسمی، روانی، معنوی و اجتماعی است، اما تعاریف جدیدی وارد این حوزه شده است و برخی معتقد هستند که سلامت یک محصول مشترک است؛ محصولی که دولت‌ها و ملت‌ها باید با مشارکت یکدیگر آن را عملیاتی کنند. بنابراین، با چنین نگرشی سلامت یک راه بی‌پایان است. شما می‌توانید در هر لحظه برای سالمتر بودن تلاش کنید؛ مضاف بر این‌که می‌توان از این سالم بودن برای گسترش توسعه پایدار کشور استفاده کرد. برای تحقق چنین خواسته‌ای باید برنامه‌ریزی انجام داد. فیلم و سینما می‌تواند حلقه ارتباطی مردم و ما باشد. اقدامات ما اقدامات فردی و گروهی و سازمانی منفرد نیست. حکومت‌ها از قوای مقننه، مجریه و قضاییه تشکیل می‌شوند. مردم هم تعریف خودشان را دارند. در این میان، بحث بازار نیز وجود دارد و تمام قوا به‌علاوه مردم و بازار در سطح یک کشور و منطقه‌ای که آن کشور در آن واقع شده است و همچنین در سطح جهان، در قبال سلامت وظایفی بر عهده دارند.



در حالی که برای برخی از این بیماری‌ها درمان قطعی وجود ندارد، آیا فیلم می‌تواند ابزاری برای هدایت مردم باشد؟

بله، از فرایند درمان قطعی، هر روز به سمتی حرکت می‌کنیم که باید مراقبت اتفاق بیافتد. وزارت بهداشت که به‌‌طور سنتی یک درمانگر و متولی سلامت بود، امروز متولی سلامت نیست، بلکه یکی از زیرمجموعه‌های قوه مجریه و در دل حکومتی است که متولی سلامت است. در واقع، مفهومی به اسم حکمرانی برای سلامت به‌وجود آمده است. معروف است که دولت‌های مدرن و پیشرفته به دو چیز افتخار می‌کنند: سلامت مردمان و سلامت محیط زیست. این دو عرصه باید مدیریت شود. دولت‌ها برای رسیدن به این خواسته باید در کنار مردم و بازار تلاش و کار کنند. وزارت بهداشت در این فرآیند، متولی توزیع و مراقبت بین متخصص (پزشک و پیراپزشک) و مردم است. از قبل نیز مردم با تلاش برای سالم زیستن، در فرآیند سلامت نقش داشته‌اند. البته هر روز که جلوتر می‌رویم نقش مردم بیشتر و گسترده‌تر می‌شود. مردم در بحث بیماری‌های غیرواگیردار و مزمن، نه به‌عنوان مشتری نظام سلامت، بلکه به‌عنوان خالقان سلامت مطرح هستند.


قطعا موضوعات زیادی می‌تواند در این جشنواره مورد توجه قرار گیرد. می‌توانید نمونه‌هایی از آن را بیان کنید؟

در دهه‌های قبل، آدم‌ها زود می‌مردند و بنابراین، امید به زندگی کم بود. همه تصور می‌کنند که در آن دوران سرطان نسبت به حالا کمتر بود، اما به‌واقع چنین نبود و چون آدم‌ها زودتر می‌مردند مجالی برای بروز و ظهور سرطان در آن‌ها، وجود نداشت. الان امید به زندگی افزایش پیدا کرده است و ما به‌دنبال زندگی با امید هستیم. از یک سو آدم‌ها را در 65 تا 75 سالگی زنده نگه داشته‌ایم (امید به زندگی را افزایش داده‌ایم) اما از سوی دیگر، مشکل معلولیت همچنان وجود دارد؛ به‌این معنا که آن‌ها به فشار خون، چاقی و درد کمر مبتلا هستند و به سمت آلزایمر پیش می‌روند. زنده بودن با زندگی کامل هم‌ارز نیست. خب، با ارائه این توضیحات به این فکر افتادیم که چگونه می‌توانیم این مباحث را با مردم در میان بگذاریم. چگونه می‌توانیم به یک نماینده مجلس بگوییم شما در جایگاه شخصی که قدرت، ثروت، فرصت‌ها، پاداش‌ها و منابع را توزیع می‌کنید، با تصمیمات‌ خود سلامت عمومی جامعه را کم و یا زیاد می‌کنید. چگونه می‌توانم به یک قاضی بگویم وقتی عدالت را حاکم می‌کند، با این کار خود سلامت را نیز ارتقا می‌دهد و یا با نقض عدالت، سلامت را به خطر می‌اندازد. چگونه به مردم بگویم زمانی که خودتان را دوست دارید از سلامت یاد می‌کنید و هنگامی که خود را دوست ندارید در واقع از سلامت‌تان می‌کاهید. مطرح کردن همه این نکات در بحث برگزاری جشنواره می‌تواند بازتعریف داشته باشد.


بحث خودمراقبتی از موضوعات مورد توجه وزارت بهداشت است. فیلم و سینما چگونه می‌تواند در این خصوص به شما کمک کند؟

شروع شکل‌گیری این فرآیند، خودشناسی انسان است؛ این‌که انسان خود را یک موجود عبث نپندارد، باور کند که به جایی وصل است، باور کند که توسط دیگران دوست داشته می‌شود. هنگامی که در آینه نگاه می‌کند، از آن‌چه می‌بیند منزجر نباشد. در گذشته، بسته ارائه‌شده توسط وزارت بهداشت این بود که شما آسوده بخوابید ما بیدار هستیم، جراح پنجه‌طلا داریم، بیمارستان مجهز داریم، نانودارو داریم. به یمن وجود دلارهای نفتی که می‌شد آن‌ها را صرف و خرج توسعه پایدار کشور کرد، تمام این ویژگی‌ها ایجاد شد. آدمی که کار ندارد، به سمت عدم سلامت حرکت می‌کند و این امر به خانواده‌اش هم تسری پیدا می‌کند. چند روز پیش خبری خواندم مبنی بر این‌که حدود چهارصد میلیارد تومان نقدینگی در کشور وجود دارد. صد میلیارد تومان آن در اختیار صد نفر است و مابقی بین هشتاد میلیون نفر جمعیت کشور توزیع شده است. این بی‌عدالتی نیز به سلامت جامعه لطمه می‌زند. این شکاف طبقاتی، چالش‌زا است. نکته‌ای دیگر اما مرتبط این‌که ما به‌عنوان متولی آموزش سلامت باید به بچه‌های زیر 17 سال بگوییم سیگار نکشند. سیگار تنها چیزی است که بچه‌های فقیر نیز مثل بچه‌های پولدار می‌توانند به آن دسترسی داشته باشند. در ایران به این بهانه که قاچاق زیاد می‌شود، قیمت سیگار را افزایش نمی‌دهند. این سیاست‌گذاری را متولیان امر بدون سنجیدن عواقب آن عملیاتی کرده‌اند و نتیجه این شده است که کودکان فقیر هم استطاعت خرید سیگار را دارند. بنابراین، ما که در وزارت بهداشت و معاونت سلامت گفته‌ایم آسوده بخوابید ما هوشیار هستیم ناگهان به هوش آمده‌ایم و متوجه شده‌ایم سالی هشت هزار میلیارد تومان خرج درمان سرطان می‌کنیم که سیگار یکی از مهم‌ترین عوامل آن است؛ سیگاری که مردم سالیانه حدود ده هزار میلیارد تومان صرف تهیه آن می‌کنند. دیگر قرص و سرنگ و آمپول نمی‌تواند برای حل این مسائل به ما کمک کند. در این مباحث مهمترین رسانه‌ای که می‌تواند بین مردم، مسئولان و ما یک پل ارتباطی ایجاد کند، تصویر و فیلم و مباحث فرهنگی و رسانه‌ای است.


بنابراین آگاهی‌بخشی به مردم مهمترین رسالت فیلم در حوزه سلامت می‌شود؟

بله، ایجاد ارتباط به ابزارهای ارتباطی نیاز دارد؛ به‌ویژه در عصری که صنعت سینما حظ دیداری و شنیداری را کامل کرده است و در دنیا بسیاری از محصولات توسط این صنعت به فروش می‌رسد. من نیز برای دیدن و برای سلامت نوینی که مردم خالق آن هستند بازاریابی می‌کنم. ممکن است بازاریابی‌ من تبلیغاتی نباشد. برای این طرز نگاه سلامت، مدام مشغول سوشیال مارکتینگ یا بازاریابی شبکه‌های اجتماعی هستم تا مردم باور کنند که باید بدانند، بتوانند و بخواهند دولت، مجلس و قدرتی را سر کار بیاورند که به آن‌ها اجازه دانستن و توانستن و خواستن بدهد و گزینه‌های سلامت را عادلانه در اختیارشان قرار دهد و به‌همین علت به‌دنبال همه رسانه‌ها می‌رویم. هرچه در این موارد نفوذ بیشتری دارد، مثل موسیقی، ترانه، سینما، نقاشی و تئاتر، می‌تواند ما را در رسیدن به اهداف‌مان کمک کند.