رویدادها و تازه‌ها

من قربانی استفاده از سیگار شدم

من قربانی استفاده از سیگار شدم

جمشید مشایخی این روزها بیش از هر زمان دیگری دوست دارد در حوزه سلامت، اثری هنری ارائه دهد، زیرا معتقد است که انسان‌ها وقتی پا به سن می‌گذارند متوجه می‌شوند که هیچ‌چیز به اندازه سلامتی برای افراد، مهم و ارزشمند نیست و برای حفظ آن باید با تمام توان خود تلاش کنند. او برگزاری جشنواره فیلم سلامت را به فال نیک گرفته و معتقد است که موضوع سلامت از اهمیت خاصی برخوردار است و در این زمینه هراندازه هم که کارهای زیربنایی و آموزشی و فرهنگی انجام شود همچنان کم است. این بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون، بزرگترین دشمن سلامتی افراد را آلودگی هوا، غرق شدن در فضای مجازی و دور شدن از طبیعت ذکر میکند و معتقد است که اگر با همین شیب پیش برویم، انتهای مسیرمان به دره بیماری‌های مختلف ختم خواهدشد و راهی برای نجات‌ نخواهدماند.

مصاحبه ما با ایشان را در حوزه سلامت می‌خوانید. 

امسال برای اولین بار، جشنواره فیلم سلامت برگزار می‌شود. به نظر شما این جشنواره تا چه اندازه می‌تواند در انتقال مفاهیم سلامت در جامعه موثر باشد؟

برگزاری چنین جشنواره‌هایی را باید به فال نیک گرفت. به هر حال، موضوع سلامت از اهمیت خاصی برخوردار است و در این زمینه هرقدر کارهای زیربنایی و آموزشی و فرهنگی انجام شود، باز کم است. متاسفانه طی سال‌های اخیر به‌رغم پیشرفت‌ علم در زمینه بهداشت جسمی و روانی، بیماری‌ها با شدت زیادی در حال گسترش هستند. بی‌شک، ساخت فیلم‌هایی با موضوع سلامت می‌تواند بسیار اثرگذار باشد و در این میان، برگزاری جشنواره‌های سلامت هم می‌تواند راه‌گشا  شود. البته در این‌باره نکته مهمی وجود دارد که نباید آن را از یاد برد.

چه نکته‌ای؟

این‌که جشنواره کارکرد اصلی‌ خود را که درگیری مخاطب با حوزه سلامت است، فراموش نکند و آن را به سمت کلیشه نبرد. گاهی بعضی از جشنواره‌ها موضوع اصلی‌ خود را فراموش می‌کنند و کلیشه بر آن‌ها غالب می‌شود، حال آن‌که برای موفقیت در زمینه‌هایی نظیر سلامتی که با عامه مردم سر و کار دارد، باید موضوع را به‌طور غیرمستقیم و با قصه‌های جذاب روایت کرد. اضافه کردن بار درام به هر موضوعی باعث می‌شود تا مخاطبان جذب آن اثر شوند.


با این اوصاف، به نظرتان تولیدات آثار مختلف سینمایی ما تاکنون توانسته‌اند در این مسیر موفق عمل کنند؟

بر این باورم که هرقدر هم که در این حوزه کار کنیم باز کم است، زیرا «سلامت» یکی از حوزه‌های مهمی است که فعالیت در آن را نباید در یک جشنواره و حتی یک دوره چندساله خلاصه کرد، بلکه لازم است تا همواره با دقت و تمرکز از بزرگان عرصه هنر بخواهیم در این‌باره به تولید اثر بپردازند و با آثار خود، جامعه را آگاه کنند. به هر حال، بسیاری از بزرگان عرصه فیلمسازی ما تاکنون آثار خوبی ساخته‌اند که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم، بر سلامت در جامعه تاثیر زیادی گذاشته است، که از این جهت قابل ستایش هستند و این جشنواره فرصت خوبی است تا از آثار این بزرگان حمایت شود.


به نظرتان کدام موضوع در حوزه سلامت می‌تواند دست‌مایه خوبی برای هنرمندان شود؟

به نظرم دو مقوله مهم وجود دارد که می‌توان به‌راحتی به آن‌ها پرداخت؛ یکی از آن‌ دو، موضوع اضطراب و افسردگی است که بخش بزرگی از جامعه درگیر آن شده ‌است. زمانی جامعه‌شناسان، شهرنشینی و دور شدن انسان از طبیعت را یکی از بزرگترین خطرات پیش روی مردم می‌دانستند و اکنون زندگی در کلان شهرها بزرگترین خطری است که انسان را تهدید می‌کند. زندگی با این سبک و سیاق، به نابودی روابط سالم انسانی منجر می‌شود. بی‌شک از دست دادن این روابط، تاوان‌هایی دارد که افسردگی و عصبی شدن در راس آن‌ است. اگر فیلمساز، این موضوع را با درایت در آثارش نشان دهد، بی‌تردید می‌تواند مردم را به‌طور غیرمستقیم با خطرات این اتفاق آشنا کند و راه‌کارهای مناسبی ارائه دهد.


و مقوله دوم که می‌توان به آن پرداخت، چیست؟

موضوع اعتیاد است. به هر حال، وقتی جامعه با افسردگی دست به گریبان باشد، مردم برای فرار از افسردگی به‌راحتی به هر چیزی چنگ می‌زنند. و متاسفانه، مواد مخدر دامی است که افراد راحتتر در آن گرفتار می‌شوند. در طول این سال‌ها آثار مختلفی با موضوع مواد مخدر ساخته شده است اما هر اندازه هم که در این‌باره حرف زده شود و فیلمسازان فیلم بسازند، باز کم است، زیرا طیف‌های مختلفی از افراد جامعه با تفکرات متفاوت به آن روی می‌آورند، اما متاسفانه سرنوشت این افراد در بیشتر موارد به یکدیگر گره می‌خورد. این گره‌خوردن، خود بهترین سرآغاز برای پرداختن به این موضوع جنجالی است. طی سال‌های اخیر و با توجه به پیشرفت‌هایی که علم داشته است، دیگر بر کارشناسان مسجل شده است که می‌توان مسائل روحی و روانی و به‌ویژه بیماری‌هایی نظیر اعتیاد را با کمک کارهای آموزشی و فرهنگی در جامعه تخفیف داد و از فراگیر شدن آن کاست و به آن‌ها که مبتلا شده‌اند کمک کرد. من، خود یکی از افرادی هستم که قربانی استفاده از سیگار شده است و امروز با وجود همه تلاشی که کرده‌ام نمی‌توانم از آن دست بکشم.


برایم جالب است که خود را قربانی کشیدن سیگار می‌دانید.

بله، زیرا افرادی که از آن استفاده می‌کنند نمی‌دانند که تا چه حد به خود آسیب می‌زنند. بی‌شک، کسی که برای اولین‌ بار به سیگار و یا مواد مخدر روی می‌آورد، اگر بداند که قرار است چه آسیبی به جسم خود وارد کند، بی‌تردید همان لحظه آن را رها می‌کند. به یاد دارم که اولین‌بار وقتی بیست سال داشتم، به علت مشکلی که برایم پیش آمده بود، به پیشنهاد یکی از دوستانم سیگار کشیدم و از آن روز تاکنون بیش از شصت سال است که درگیر آن شده‌ام. اگر الان به آن روز برگردم، بی‌شک دست دوستم را رد می‌کنم و از او می‌خواهم سیگارش را در جیب خود بگذارد. خب، اگر ما بیاییم این خاطرات را بگوییم و یا فیلمسازان، آن را با قصه‌های جذاب برای مخاطبان روایت کنند، به هر حال بر جامعه تاثیر خواهد گذاشت و جوان‌ها آگاهتر گام برخواهندداشت.


طی سال‌های اخیر، بسیاری از فیلم‌ها و سریال‌های ما به موضوع اعتیاد و بیماری‌های مختلف پرداخته‌اند، اما چرا تنها تعداد کمی از آن‌ها توانسته‌اند مخاطب را با خود درگیر کنند؟

به هر حال کار فرهنگی، سختی‌های خودش را دارد و ذات آن‌ با ریسک همراه است و نمی‌توان انتظار داشت که همه آثار بتوانند در جذب مخاطب موفق عمل کنند. همین که چند اثر بتوانند تاثیرگذار باشند رسالت خود را به ‌انجام رسانده‌اند. من، خود در طول دوران بازیگری، از طریق همین هنر سینما با بسیاری از بیماری‌ها و مشکلات جسمی و فکری آشنا شدم. با این اوصاف، نمی‌توان نقش هنر را در شناسایی و آموزش نادیده گرفت. ما باید از این ظرفیت، بیشترین بهره را ببریم و با کمک آن مسائل مختلف را به مردم جامعه انتقال دهیم. البته می‌دانم که در این راه مشکلات بسیاری هم وجود دارد.


هنرمندان دارای یک شخصیت حقیقی هم هستند که برای مردم قابل احترام است. آیا این بعد وجودی هنرمند می‌تواند بازویی برای کمک به ارتقای سلامت جامعه باشد؟

متاسفانه اکثر فیلم‌های ما آپارتمانی شده‌اند و صرفا به روابط سطحی بین دختر و پسرها می‌پردازند و بسیاری از مشکلات جامعه ما که بسیار هم آسیب‌زننده هستند، رها شده‌اند و کسی به آن‌ها نمی‌پردازد. به هر حال، زندگی طبقات مختلف جامعه با مشکلات متفاوتی همراه است و باید معضلات و نیازهای آن‌ها به تصویر کشیده شود. شب یلدای سال گذشته به پیشنهاد یکی از  برنامه‌های تلویزیونی به دیدار کارتون‌خواب‌ها رفتم و ساعتی را با آن‌ها گذراندم. در آن دیدار خصوصی، بسیاری از این کارتون‌خواب‌ها که برخی از آن‌ها به علت مشکلات مالی به این سرنوشت دچار شده بودند، از من ‌خواستند تا صدای‌شان را به گوش دیگران برسانم. آن‌ها می‌گفتند که بسیاری از مردم با آن‌ها مانند جزامی‌ها رفتار می‌کنند و حتی حاضر نمی‌شوند به آن‌ها نزدیک شوند، چه رسد به این‌که بخواهند از مشکلات‌شان آگاه شوند. آن‌ها حتی از برخورد خانواده‌ها نیز گلایه داشتند. هیچ‌گاه یادم نمی‌رود مردی را که به سختی گریه می‌کرد و به من می‌گفت، همسرش سال‌ها است که از او جدا شده است و اجازه نمی‌دهد که او فرزندانش را ببیند. من می‌دانم که بیان کردن این حرف‌ها از جانب یک مرد چه‌اندازه سخت و طاقت‌فرسا است. شک ندارم که جان او به لب آمده که این مسائل را با من در میان گذاشته است. به هر حال، آن‌ها همواره نسبت به هنرمندان لطف دارند و به نوعی هنرمندان را محرم اسرار خود می‌دانند.


در آن شرایط، اولین فکری که برای کمک به این افراد به ذهن‌تان رسید چه بود؟

این‌که بتوانم در اثری بازی کنم که معضلات و مشکلات این افراد را نشان ‌دهد. بیشتر آن‌ها از به تصویر کشیده‌ شدن چهره‌ خود و حتی از این‌که درباره‌‌شان مستندی ساخته شود و خود آن‌ها جلوی دوربین ظاهر شوند، ابایی نداشتند، زیرا بر این باور بودند که وقتی مردم بیشتر درباره آن‌ها بدانند، با آن‌ها بهتر برخورد می‌کنند. من هم بر این باورم که مشکلات این افراد باید بدون پرده‌پوشی نشان داده شود. مشکلاتی مانند بی‌خانمانی و یا اعتیاد، مشکلات فردی نیستند زیرا هر فرد، خانواده‌ای  هم دارد و درنتیجه، جامعه نیز درگیر این معضلات می‌شود. پرواضح است که در چنین  شرایطی، اگر آگاهی کافی داشته باشیم، بهتر چاره‌جویی می‌کنیم و با اتخاذ راه‌کاری مناسب، در صدد رفع معضلات بر می‌آییم.


شما برای سلامت روحی و جسمی‌تان چه می‌کنید؟

متاسفانه من سال‌ها است که با بیماری‌های مختلفی دست و پنجه نرم می‌کنم و خب، این موضوع باعث می‌شود تا با احتیاط بیشتری گام بردارم. برای ارتقای وضعیت روحی‌ام سعی می‌کنم به کتاب پناه ببرم، زیرا کتاب بهترین همراه انسان‌‌ها است و هر نوع خوراک فکری لازم برای افراد را تامین می‌کند. جای بسی تاسف است که ما نسبت به این مهم بی‌اعتنا هستیم و به آن توجه چندانی نداریم. به هر حال، باید در این زمینه فرهنگ‌سازی غنی و پرباری صورت بگیرد، زیرا اگر در این حوزه قوی عمل کنیم، بی‌تردید نتیجه درخشانی از آن دریافت خواهیم کرد. وقتی می‌بینم برخی از جوان‌ها همه وقت‌ خود را با فضای مجازی پر می‌کنند و به مطالعه توجهی ندارند، به‌واقع ناراحت می‌شوم، زیرا کشورهای پیشرفته نسبت به رشد سرانه مطالعه دقت زیادی دارند اما ما نسبت به آن بی‌اعتنا هستیم. بی‌اعتنایی نسبت به مطالعه، ما را به آدم‌هایی سطحی تبدیل می‌کند؛ آدم‌هایی که نه تنها درباره گذشتگان خود اطلاعاتی ندارند، بلکه برای آینده خود نیز نمی‌توانند دورنمایی ترسیم کنند. البته بی‌علاقه بودن به مطالعه، تنها به عوام جامعه اختصاص ندارد و این روزها حتی هنرمندان ما هم کمتر مطالعه می‌کنند و اغلب آن‌ها هنرمندان شفاهی هستند! فقط تعداد کمی از هنرمندان ما اهل مطالعه هستند که این خوانش و مطالعه، در شکل‌گیری کار آن‌ها تاثیر نیز داشته است. ناگفته نماند که من در کنار مطالعه روزانه، به عرفان نیز علاقه زیادی دارم و سعی می‌کنم در این حوزه، فعالیتی داشته باشم و روح و جسم خود را تزکیه دهم.


اگر قرار باشد شما در حوزه سلامت فیلمی بسازید، به چه موضوعی می‌پردازید؟

بی‌تردید، فیلمی می‌سازم که به‌طور جدی به بحث آلودگی هوا در تهران و کلان‌شهرها بپردازد. این روزها همه ما با نفس کشیدن در تهران، آرام آرام مرگ را تجربه می‌کنیم.

گاهی پزشک به من پیشنهاد می‌دهد که برای کاستن از مشکلات جسمانی پیاده‌روی کنم، اما بلافاصله حرف خود را پس می‌گیرد، چون می‌داند که تهران جای پیاده‌روی نیست. نمی‌دانم چه بر سر ما انسان‌ها آمده است که با بی‌رحمی، با طبیعت بکر تهران چنین کردیم و با خودخواهی‌، طبیعت را نابود کردیم. به هر حال، یک نفر باید این معضلات را نشان دهد، زیرا اگر این‌طور پیش برود، دیگر کسی نمی‌تواند در این شهر زندگی کند. به نظرم درباره آلودگی می‌توان قصه‌های زیادی برای مردم روایت کرد تا آن‌ها با نقش مهم خود در این‌باره آشنا شوند. اگر هر فرد وظیفه خود در حفظ طبیعت را به‌جا آورد، بی‌شک جامعه و شهر سالمی خواهیم داشت. اما اگر با همین شیب پیش برویم، انتهای مسیرمان به دره بیماری‌های مختلف ختم خواهدشد و راهی برای نجات نخواهدماند.