رویدادها و تازه‌ها

آسیب‌شناسی بازنمایی اعتیاد در رسانه‌ها، هجمه جهانی فیلم علیه بشریت

آسیب‌شناسی بازنمایی اعتیاد در رسانه‌ها، هجمه جهانی فیلم علیه بشریت

دکتر شهرام خرازی‌ها، مدیر گروه سلامت روان دانشگاه علوم پزشکی تهران و عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران - 

در همه کشورها ژست، تکیه‌کلام، منش و رفتار چهره‌های مشهور، به‌ویژه هنرپیشگان و ورزشکاران، مورد تقلید جمعیت کثیری از مردم به‌ویژه کودکان و نوجوانان قرار می‌گیرد.

پژوهش‌ها ثابت کرده‌اند که تمایل به دود کردن سیگار اغلب با تقلید از فیلم‌ها، عکس‌ها و تصاویر اشخاص معروف، آغاز و یا تشدید می‌شود. از همین رو، گذاشتن سیگار در دست و یا بر لب هنرپیشگان و به‌ویژه ستاره‌ها و ابرستاره‌های سینما الگو و ترفندی قدیمی اما موثر برای تبلیغ زیرکانه استعمال دخانیات است.

متاسفانه در سراسر جهان، در بسیاری از فیلم‌های سینمایی، میان‌پرده‌ها، سریال‌های تلویزیونی، نمایش‌های صحنه‌ای و حتی انیمیشن‌هایی که کودکان مخاطب آن‌ها هستند، قهرمانان و ضدقهرمان‌های داستان در حال استعمال پیپ و سیگار و نوشیدن مشروبات الکلی مشاهده می‌شوند (برای مثال، مشروب‌خواری و پیپ کشیدن کاپیتان هادوک در «ماجراهای تن‌تن و میلو»).

در مجموعه‌های تلویزیونی خانوادگی نیز که به‌ظاهر فاقد صحنه‌های غیراخلاقی و بی‌پروا هستند، استعمال دخانیات توسط اعضای خانواده و در حضور یکدیگر بارها و بارها به‌مثابه رفتاری کاملا معمولی به‌‌نمایش گذاشته می‌شود. پخش این‌گونه سریال‌ها در کشورهایی که استعمال دخانیات در آن‌ها امری ناپسند محسوب می‌شود، قباحت این رفتارهای ناشایست و مضر را از بین می‌برد، آن را عادی جلوه می‌دهد و در نهایت، حرمت خانه و خانواده را زیر سوال می‌برد.

جهان غرب نیز با آن‌که همواره خود را در جبهه مخالفان استعمال دخانیات و سوءمصرف مواد مخدر جا زده است، در عمل، و در شبکه‌های ماهواره‌ای، آگهی‌ها، فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی، انیمیشن‌ها، بازی‌های کامپیوتری، و تقریبا هر محصول رسانه‌ای دیگر، سیگار را به طرق مختلف تبلیغ و استعمال آن را به رفتاری مدرن و کاملا معمولی تعبیر کرده است.

اگرچه امروزه در بیشتر کشورها دامنه اقدامات پیش‌گیرانه بسیار گسترش یافته و استعمال دخانیات در اماکن عمومی قدغن و تبلیغ آن بسیار محدود شده است، نگاهی به تاریخچه تبلیغ دخانیات نشان می‌دهد که شرکت‌های تولیدکننده محصولات دخانی از دیرباز رسانه‌های گوناگون را به ابزاری برای بازاریابی و تبلیغ محصولات خود تبدیل کرده‌اند. طبق نظریه روان‌شناختی «یادگیری اجتماعی» بندورا، دانش، نگرش و رفتار انسان از خروجی رسانه‌ها تاثیر می‌پذیرد. پژوهش‌ها ثابت کرده‌اند که استفاده از فیلم، عکس، کارتون و نظاریر آن، وسوسه استعمال دخانیات، الکل، مواد مخدر و مواد محرک را تشدید می‌کند. از سوی دیگر، مردم از چهره‌های مشهوری همچون رهبران سیاسی و اجتماعی، مربیان و ورزشکاران نامی، ستارگان سینما و تلویزیون و شخصیت‌های ادبی بیش از دیگران تاثیر می‌پذیرند. علاوه بر این، هرچه محبوبیت چهره‌های سینمایی و تلویزیونی بیشتر و نقش‌هایی که ایفا می‌کنند مثبت‌تر و موجه‌تر باشد، تاثیر آن‌ها بر مخاطب عمیق‌تر خواهد بود و به تبع آن، احتمال الگوگیری و تقلید مخاطب از رفتار آن‌ها افزایش خواهدیافت.

سهل‌انگاری و سهل‌نمایی؛ خطایی مهلک
گاهی شاهد پخش فیلم‌ها و برنامه‌هایی هستیم که اگرچه اعتیادستیز به‌ نظر می‌رسند، در عمل به ترغیب و تبلیغ آن می‌پردازند! برخی از این فیلم‌ها فرد معتاد را در قالب شخصیتی بامزه، حلال مشکلات و مقبول جمع به تصویر می‌کشند، غافل از این‌که چنین شخصیت‌سازی‌هایی ممکن است مخاطب نوجوان یا کم سن و سال را در تفکیک اعتیاد از ویژگی‌های مثبت رفتاری شخص معتاد به اشتباه بیاندازد و از قبح عمل در نزد او بکاهد.
ندامت خلق‌الساعه و خوش‌بینانه کاراکتر معتاد در قسمت آخر برخی از سریال‌های تلویزیونی یا دقایق انتهایی فیلم‌های سینمایی و تحول روانی و بهبود جسمی سریع او، نقد دیگری بر نحوه داستان‌پردازی برخی از فیلم‌سازان و فیلمنامه‌نویسان ما است. سهل‌نمایی فرآیند ترک اعتیاد و از جمله محبوس شدن کاراکتر معتاد در زیرزمین یا اتاق دربسته (برای مثال، سریال آینه عبرت، و فیلم تاراج) می‌تواند برخی از مخاطبان، بویژه مخاطبان جوان را با سوء‌تفاهم سهل بودن ترک اعتیاد و این باور نادرست مواجه ‌کند ‌که فرد به همان سرعتی که دچار اعتیاد می‌شود می‌تواند اعتیاد را ترک کند.

البته سخت‌نمایی غیرواقعی ترک اعتیاد نیز می‌تواند به اندازه سهل‌نمایی آن نادرست و زیان‌بار باشد؛ به‌این معنا که اگر مراحل ترک اعتیاد، بسیار سخت، طاقت‌فرسا و طولانی نمایش داده شود ممکن است انگیزه مخاطبان معتاد را برای ترک اعتیاد کاهش دهد. از این‌رو، بهترین روش، بهره گرفتن از معیارهای علمی و امکانات درمانی مجاز و معتبر موجود در کشور است که لازمه آن، یک مشاوره تخصصی و ساده است.

پناه بردن شخصیت قصه ‌به سیگار و الکل به محض شنیدن خبر بد یا وقوع رویداد ناگوار و نیز توصیف نادرست و فریبنده‌ مواد مخدر با به‌کار بردن عباراتی همچون «معجزه آسا»، «تاثیر جادویی»، «فراموشی لذت‌بخش» و «قدم گذاشتن روی ابرها» از دیگر اشتباه‌هایی است که بعید نیست مخاطب را دچار سوء‌برداشت کند و او را به این باور برساند که مواد مخدر واقعا تاثیری سحرآمیز دارند و مصرف آن‌ها سبب آرامش و تسکین و افزایش تمرکز و خلاقیت می‌شود، حال آن‌که هرگز چنین نیست.

نکته دیگر این‌که در بسیاری از کشورهای جهان، تلویزیون مجاز نیست معتادان بهبودیافته را با آراستگی وافر و ظاهری جذاب به‌ نمایش بگذارد، اما متاسفانه سال‌ها است که مصاحبه با معتادان یا بهبودیافتگان شیک‌پوش و جذاب به فرمول دم‌دستی برنامه‌سازی در تلویزیون تبدیل شده است. این در حالی است که در جزوه «پیش‌گیری اولیه از اعتیاد» که از طرف ستاد مبارزه با مواد مخدر منتشر شده است، می‌خوانیم: «در برنامه‌ها و فیلم‌های آموزشی که جهت آگاه‌سازی افراد به کار می‌رود، نباید از معتادان بهبودیافته استفاده کرد. در حقیقت، پیام معتاد بهبودیافته وقتی می‌گوید کاری را که من کرده‌ام نکنید این است که فرد معتاد هر وقت بخواهد، بدون هیچ مشکلی، می‌تواند اعتیاد خود را ترک کند بنابراین، تنها از معتادانی می‌بایست استفاده کرد که مصرف مواد باعث ایجاد صدمه واضح، معلولیت و یا وارد آمدن آسیب‌های جدی به سلامت جسمی، روانی و اجتماعی آنها شده است»

در بخش دیگری از این جزوه قید شده است: «نباید در برنامه‌های آموزشی از معتادان سابق یا قاچاقچیان نادم استفاده کرد...» در واقع، نشان دادن کودکان و نوجوانان معتاد، پخش صحبت‌های معتادان بزرگ‌سالی که رو به دوربین، سن آغاز اعتیاد خود را هفت، هشت سالگی اعلام می‌کنند و عرضه داستان یا عکس با همین موضوع از طریق مطبوعات یا اینترنت، خطای رسانه‌ای بزرگی است. با پخش بدون کنترل این‌گونه تصاویر، صداها و نوشته‌ها، قبح اعتیاد از بین می‌رود و نیز ممکن است این باور در ذهن برخی از مخاطبان شکل بگیرد که استعمال دخانیات و یا مواد مخدر در سنین کم، چندان هم قباحت ندارد. همچنین بسیار مهم است که فیلم‌های مستند یا داستانی درباره معتادان کم سن و سال در ساعات پربیننده و بدون اعلام قبلی رده‌بندی سنی از تلویزیون پخش نشود.

چرخی که باید بازایستد!
سال گذشته معاون ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی، پیش از برگزاری سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر درباره وفور صحنه‌های استعمال دخانیات در تولیدات ایرانی هشدار داد و از احتمال حذف یا تعدیل این صحنه‌ها سخن گفت اما آن‌چه در عمل اتفاق افتاد پخش وسیع صحنه‌های استعمال دخانیات و سوءمصرف مواد مخدر بود. برای مثال، در فیلم «پل‌خواب»، شخصیت اصلی در چندین نوبت به‌راحتی با پایپ، شیشه می‌کشد؛ در فیلم «عادت نمی‌کنیم»، صحنه‌های استعمال دخانیات بدون کارکرد دراماتیک به‌وفور مشاهده می‌شود و شخصیت قصه (با بازی هدیه تهرانی)، درحال دود کردن سیگار نشان داده می‌شود.

این‌ همه، در حالی رخ می‌دهد که زنگ خطر در این‌باره از چند سال پیش به صدا در آمده بود: در سال 1389، رئیس‌ گروه سلامت روان دانشگاه علوم پزشکی تهران از وفور صحنه‌های استعمال دخانیات در فیلم‌های ایرانی بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر ابراز نگرانی کرده و گفته بود: «در بیش از 75 درصد فیلم‌های ایرانی به نمایش درآمده در جشنواره، حداقل یک صحنه سیگار کشیدن وجود داشت که این امر تاکنون در دوره‌های گذشته جشنواره سابقه نداشته است! رسانه‌ها از یک طرف به تشریح مضرات سیگار و مواد می‌پردازند، از طرف دیگر همان رسانه‌ها بی‌اعتنا به این مضرات، استعمال دخانیات و اعتیاد را به‌عنوان رفتارهایی عادی، معمول و فراگیر معرفی می‌کنند! رسانه‌ها باید مراقب باشند تا به جاده‌صاف‌کن سوداگران مرگ تبدیل نشوند. سناریست‌ها و کارگردان‌ها برای توجیه گنجاندن صحنه‌های استعمال دخانیات و سوءمصرف مواد در فیلم‌های‌شان که البته هیچ ارتباطی هم با قصه ندارند، پای شخصیت‌پردازی را به میان می‌کشند در حالی که شخصیت‌پردازی بدون توسل جستن به این‌گونه صحنه‌ها نیز امکان‌پذیر است... در فیلم مرگ کسب و کار من است تقریبا همه ایفاگران نقش‌های اصلی و فرعی حداقل در یک صحنه سیگار بر لب و یا در دست دارند، در حالی که اگر سیگار را از تمام صحنه‌های یادشده حذف کنیم، قصه از حرکت و پیش‌روی باز نمی‌ایستد».

او از «مرگ کسب و کار من است»، «کوچه ملی» و «آفریقا» به‌عنوان فیلم‌هایی که استعمال دخانیات را به‌کرات به نمایش می‌گذارند، انتقاد کرده و نشان دادن صحنه‌های تزریق مواد مخدر و مثبت جلوه دادن تأثیرا ت روانی تریاک در فیلم «جرم» را بسیار بدآموز توصیف کرده بود.

جالب است که همان سال، معاون وقت رییس سیمای جمهوری اسلامی ایران در امور سیما، بخش‌نامه ممنوعیت پخش صحنه‌ها و تصاویر مربوط به استعمال دخانیات در همه برنامه‌های نمایشی و فیلم‌ها و سریال‌های سیما را به مدیران شبکه‌های سیما ابلاغ کرده بود، اما حتی پس از ابلاغ این بخش‌نامه، پخش صحنه‌های استعمال دخانیات همچنان ادامه یافته است!

حساسیت نسبت به نمایش صحنه‌های می‌خواری در جوامع اسلامی به‌واسطه حرام بودن این عمل، در مقایسه با ممالک غربی که نوشیدن نوشابه‌های الکلی در آن‌ها عرف محسوب می‌شود، بیشتر است. در ایران توصیف و نمایش می‌خواری در رسانه‌ها بالاخص در دهه 50 و در حوزه‌های ادبیات و سینما وجود داشت اما پس از انقلاب این موضوع به سرعت خط قرمز تلقی شد و تا دو دهه در رسانه‌ها بازتاب نداشت. در دهه 80 شاید برای نخستین بار در مجموعه تلویزیونی «مرگ تدریجی یک رویا» یکی از کاراکترهای زن قصه، می‌خواره به تصویر کشیده شد. در سال 1391 در مجموعه تلویزیونی «کلاه پهلوی» صحنه‌های می‌خواری به‌کرات مشاهده شد و هم‌زمان با پخش این سریال تلویزیونی، در سینما نیز فیلم «من مادر هستم» به‌ نمایش درآمد که تبعات شوم و منفی می‌خوارگی یکی از ارکان فیلمنامه‌ آن به شمار می‌آمد. اکران این فیلم با اعتراضات فراوانی همراه شد. یکی از علل اعتراضات، نمایش صریح و مکرر صحنه‌های می‌خواری بود. وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حاشیه این اعتراض‌ها گفته بود: «...برای به تصویر کشیدن فردی منفی همچون یزید در یک اثر سینمایی باید شراب‌خواری وی به تصویر کشیده شود، اما این مهم باید با ظرافت‌های خاصی صورت گیرد و تصور برخی مبنی بر این‌‌که هیچ مسأله‌ای در فیلم‌ها تصویر نشود، صحیح به نظر نمی‌رسد...»

در کنار این وقایع، البته، شاهد اتفاق‌های خوب نیز بوده‌ایم. از جمله، جای بسی خوشحالی است که در سال‌های اخیر، در مذمت سیگار، مواد مخدر و مواد محرک، فیلم‌های کوتاهی با حضور ورزشکاران و هنرپیشگان چه در سینما و چه در تلویزیون ایران ساخته و پیش از پخش تولیدات پرطرفدار، بر پرده نقره‌ای تابیده یا روی آنتن رفته است. اما پخش این قبیل فیلم‌ها باید بی‌وقفه و مستمر باشد و صرفا به مناسبت‌های خاص محدود نشود.

سلاحی به نام سواد رسانه‌ای
واقعیت این است که رسانه‌ها، در کنار همه فواید و مزایای خود، گاهی خواسته یا ناخواسته، به ابزار ترویج ناهنجاری‌های رفتاری و اخلاقی تبدیل می‌شوند.

در چنین شرایطی، برخورداری مردم از «سواد رسانه‌ای» می‌تواند به مثابه سلاح‌ و حربه‌ای قدرتمند، هجمه امواج زیان‌بار و ویرانگر رسانه‌ای‌ را در هم بشکند. به همین علت، ضروری است که این دانش از جانب دولت در همه کشورها ارتقا داده شود. سواد رسانه‌ای توانایی دریافت کنترل‌شده پیام‌های رسانه‌ای و تفسیر درست آن‌ها و اصلی‌ترین، قابل‌دفاع‌ترین و مهمترین راه‌کار مقابله با تأثیرات سوء رسانه‌ها است. بایسته است که این مبحث حتی در کتب درسی دانش‌آموزان و دانشجویان همه مقاطع و رشته‌های تحصیلی نیز گنجانده شود.

توجه داشته باشیم که در حال حاضر، رسانه‌های گروهی غرب و کشورهای توسعه‌یافته و صنعتی به ارائه و پردازش وسیع الگوهای سوء‌مصرف مواد مخدر روی آورده‌اند و شمار زیادی از شبکه‌های ماهواره‌ای و سایت‌های اینترنتی، به‌عنوان لشگر مجازی «جنگ نرم»، ممالک در حال توسعه را هدف گرفته‌اند و حتی روش‌های تولید آشپزخانه‌ای مواد مخدر و محرک را به‌طور علنی، به مردم این کشورها آموزش می‌دهند و با حربه‌های تبلیغی از پیش برنامه‌ریزی شده، قبح اعتیاد را از بین می‌برند!

فیلم‌سازان و برنامه‌سازان سینما و تلویزیون باید بر اهمیت و دامنه تأثیرگذاری حرفه خود وقوف کافی داشته باشند، خود را ملزم به پاسخ‌گویی به خداوند متعال بدانند و همواره این نکته را به یاد بسپارند که چه‌بسا عزیزان، خویشاوندان و فرزندان خود آن‌ها نیز از جمله مخاطبان تولیدات‌‌شان هستند. این افراد باید متوجه باشند که اگر برای پیش‌گیری از اعتیاد و مقابله با آن اقدامی نمی‌کنند و به مشورت با متخصصان مجرب بی‌اعتنا هستند، دست‌کم از گسترش اعتیاد، از بین بردن قبح آن و راه دادن سیگار، الکل و مواد مخدر و محرک به درون لنز دوربین اجتناب کنند.

سینما، تلویزیون و مطبوعات در ایران محمل مناسبی برای آگاهی‌بخشی به مردم درباره اعتیاد است. دستاوردهای رسانه‌ای جمهوری اسلامی ایران در این حیطه مفید و قابل‌توجه، اما ناکافی بوده است و هنوز تا رسیدن به نقطه مطلوب راه درازی باقی است/.