رویدادها و تازه‌ها

جشنواره صدای ‌ما را به مردم و جامعه سینمایی می‌رساند

جشنواره صدای ‌ما را به مردم و جامعه سینمایی می‌رساند

احمد محمد اسماعیلی: دکتر سید محمدهادی ایازی سال‌ها در حوزه‌های مدیریتی فعالیت داشته و تازه‌ترین مسئولیت مدیریتی او معاونت اجتماعی شهرداری تهران بوده است.

دکتر ایازی مدتی است که در وزارت بهداشت و درمان با سمت معاون وزیر در امور مشارکت‌های مردمی فعالیت می‌کند.

هنگامی که وزارت بهداشت در سال 1364 تشکیل شد، قوه قانون‌گذار، دولت را مکلف کرد بنیاد، موسسه یا سازمانی تشکیل دهد که به ارتقای همکاری‌های بین‌بخشی، شکل‌گیری و تقویت سازمان‌های مردم‌نهاد، کمک خیرین و همچنین مشارکت عمومی در امر سلامت مردم کمک کند.

همچنین، وزارت بهداشت مکلف شد تا با تشکیل معاونت اجتماعی در این وزارت‌خانه، موضوع اهمیت عوامل اجتماعی موثر بر سلامت مردم را به شکل ساختارمند و نظام‌مند پی‌گیری کند و به این ترتیب، در جهت حفظ و تامین سلامت مردم گام‌های موثری بردارد.

در حال حاضر، بالغ بر 620 سازمان مردم‌نهاد سلامت در کشور مشغول به کار هستند. در دولت یازدهم، وزیر بهداشت تصمیم گرفت برای نخستین بار سمتی با عنوان قائم‌مقام وزیر در امور مشارکت‌های مردمی ایجاد شود که این مهم، مورد توجه قرار گرفت. با تشکیل معاونت اجتماعی وزارت بهداشت، علاوه بر این که زمینه مشارکت‌های بین‌بخشی سایر وزارتخانه‌ها و دستگاه‌های اجرایی برای تامین و حفظ سلامت مردم فراهم شده است، زمینه مشارکت مردم در عرصه‌های سلامت، تقویت سازمان‌های مردم‌نهاد سلامت، کمک خیرین به نظام سلامت و بسیاری دیگر از مولفه‌های اجتماعی موثر بر سلامت نیز نظام‌مند خواهد شد.

قریب به 80 درصد از موضوعات مربوط به سلامت، خارج از حیطه مسئولیتی مدیریت نظام سلامت است. پس بدیهی است که بدون همکاری‌ سازمان‌های دیگر که عملکردشان به نوعی با سلامت مرتبط است نمی‌توان به نتایج مثبتی رسید.

در همین راستا، با دکتر ایازی درباره اهداف و نحوه برگزاری جشنواره فیلم سلامت گفت‌وگویی انجام داده‌ایم.


در حوزه مشارکت‌های مردمی وزارت بهداشت و درمان، نحوه تعامل و ارتباط‌ شما با هنر و سینما چگونه است؟   

تعامل خوبی داریم. آقای دکتر هاشمی به این حوزه­ ها و تاثیراتی که می­توانند در فرهنگ­سازی داشته باشند بسیار معتقد است. ایشان تاکنون با اعضای خانه سینما، خانه هنرمندان و خانه تئاتر جلسات و نشست­های خوبی داشته­اند که برخی نیز به عقد تفاهم­نامه منجر شده است. همچنین بین وزارت بهداشت و رسانه ملی تعامل بسیار خوبی وجود دارد. جامعه هنری نیز به حوزه سلامت بسیار علاقمند است و با وزارت بهداشت رابطه خوبی دارد. جامعه پزشکی و پیراپزشکی، جامعه فرهیخته‌ای است و همیشه توانسته است با سایر نهادها و تشکل‌ها ارتباط خوبی برقرار کند. موضوع سلامت هم دغدغه آحاد جامعه هنری است و معتقدم پس از برگزاری نخستین دوره جشنواره فیلم سلامت، این ارتباط مستحکم‌تر می‌شود و به‌طور حتم در دوره‌های بعدی جشنواره، آثار بسیار خوبی در حوزه سلامت خواهیم داشت.


در حال حاضر برای حمایت از تولید آثار مرتبط با سلامت چه برنامه‌هایی دارید؟

چتر حمایتی ما در حوزه‌های متنوعی، از ارائه مشاوره و در اختیار نهادن اطلاعات مورد نیاز فیلمسازان گرفته تا حمایت­های مادی و معنوی، گسترده است. در مواردی که فیلم‌نامه‌ها مورد تایید قرار بگیرند، کمک‌های مالی به آن‌ها اختصاص پیدا می‌کند. در ضمن، بستری فراهم می‌کنیم تا فیلم‌نامه‌نویس و کارگردان بتوانند با سازمان‌های مردم‌نهاد خیریه ارتباط برقرار کنند. برای مثال، انجمن ام‌اس در این حوزه مشارکت جدی دارد. به هر صورت، گام اول را برداشته‌ایم و مجموعه مدیریتی وزارت‌خانه به‌این باور رسیده است که باید در حوزه فرهنگ سرمایه‌گذاری شود. با فرهنگ‌سازی می‌توانیم در جهت پیش‌گیری موثر عمل کنیم. هر اندازه در امر پیش‌گیری موفق باشیم، به همان نسبت هزینه‌های درمان بیماری‌ها کاهش پیدا می‌کند. عمده بار مالی سلامت در بخش درمان است. معتقد هستم که اگر هنرمندان بیایند و درگیر این موضوع شوند، می‌توانند فیلم‌هایی تولید کنند که مورد استقبال مردم قرار بگیرد و این یک کار خیر است. هنرمندان بخشی از این جامعه هستند و به‌خوبی می‌توانند در این کارهای خیر مشارکت داشته باشند. هنگامی که هنرمند اثر خوبی به مردم عرضه می‌کند، می‌تواند در رسالت خود موفق باشد.


درباره دیگر اهداف برگزاری جشنواره سلامت برای‌مان بگویید.

مهمترین علت برگزاری جشنواره، ایجاد رابطه­ای عمیق و دوسویه میان هنرمندان حوزه سینما و تلویزیون با کارشناسان و استادان حوزه سلامت کشور است. آشنایی هنرمندان عزیز با اولویت­های حوزه سلامت می‌تواند به ارتقای سطح سلامت جامعه، بسیار کمک کند. یکی از اهداف نظام سلامت این است که در حوزه سلامت رویکردی اجتماعی ایجاد کند، زیرا 80 درصد موضوعات مربوط به حوزه سلامت، خارج از مدیریت نظام سلامت است. برای مثال، وقتی هوای شهرها آلوده می‌شود، مگر وزارت بهداشت در آن نقشی دارد؟ البته ما می‌توانیم با مشاوره دادن  به سازمان‌های ذی‌ربط به آن‌ها بگوییم که باید چه کارهایی انجام دهند تا آلودگی ایجاد نشود. یا در بحث ایمن‌سازی جاده‌ها باید وزارت راه و شهرسازی نقش جدی داشته باشد. طبق آمار، بیشترین مرگ و میرها در حال حاضر ناشی از تصادف‌های جاده‌ای، تغذیه غلط و سکته‌های قلبی و مغزی است. مردم باید بدانند که عامل اصلی سکته، خوردن چربی و شیرینی و کم‌تحرکی است. برخورداری از رویکرد اجتماعی در حوزه سلامت، امری جدی است. در چنین شرایطی، هنرمند می‌تواند با کارهای هنری نظر مردم را به این نوع مسائل جلب کند.


وزارت بهداشت قبل از این چه‌قدر در حوزه فیلم و سینما مشارکت‌ داشته است؟

 وزارت بهداشت در گذشته نیز کم و بیش از چنین ابزاری استفاده کرده است که البته حجم و گستره آن از 5 درصد فراتر نرفته است. باید بیش از این‌ها از چنین ظرفیتی بهره‌برداری کنیم. در کل، تلاش می‌کنیم بستری فراهم کنیم تا هنرمندان پیغام ما را به مردم برسانند. برای رسیدن به این خواسته، راه‌هایی وجود دارد. برای مثال، می‌توانیم با تهیه‌کننده برای تولید فیلم قرارداد ببندیم و یا با مستندساز و یا سازنده سریال در این‌باره مشارکت داشته باشیم. فرض دوم این است که اطلاع‌رسانی انجام دهیم تا هنرمندی که قصد دارد فیلم داستانی و یا مستند بسازد، بیاید در این عرصه کار کند. ما کار خود را با این نگاه آغاز کرده‌ایم و با تاسیس  موسسه «آوای هنر سلامت» به‌عنوان نهاد مسئول این کار، گام موثری برداشته‌ایم. این موسسه ارتباط خود با جامعه هنری را آغاز کرده است و از ظرفیت‌های آن‌ها به نفع سلامت مردم استفاده خواهدکرد. بنابراین، کارکرد موسسه آوای هنر را می‌توان به کارکرد موسسه «ناجی هنر» در نیروی انتظامی و یا موسسه «تصویر شهر» در شهرداری تهران تشبیه کرد. در هر حال، با برگزاری نخستین دوره جشنواره، مهم است که بتوانیم صدای‌ خود را به گوش مردم و جامعه سینمایی برسانیم.


آیا در برگزاری جشنواره‌های بعدی به افق‌های بزرگتری می‌اندیشید؟

بله، به طور حتم در دوره‌های بعدی آثار فاخر و مناسبتری خواهیم داشت. اطمینان داریم که صدای ما شنیده می‌شود و نظر همه را جلب می‌کند. در حوزه سلامت، هنرمندان با موضوعات مختلف و متنوعی روبه‌رو هستند. مدتی است که بسیاری از هنرمندان به ما مراجعه می‌کنند و علاقه خود به کار درباره این موضوع را ابراز می‌دارند. برای مثال، از تمایل خود برای ایجاد کمپین حمایت از بیماران سرطانی و یا مبارزه با دخانیات، تالاسمی و هموفیلی صحبت می‌کنند.


بسیاری از فیلمسازان شاخص سینمای ایران درباره این موضوعات فیلم‌های ارزشمندی ساخته‌اند...

 کیانوش عیاری یک دهه قبل در فیلم «بودن  یا نبودن» سراغ موضوع پیوند اعضا رفت و هنگامی که علت چنین رویکردی از او پرسیده شد پاسخ داد که با شنیدن خبر فعالیت انجمن اهدای عضو، نظرش به این موضوع جلب شده است. ایشان می‌رود و با کارشناسان و متولیان این حوزه ارتباط برقرار می‌کند و از دل آن فیلم تاثیرگذاری بیرون می‌آید که از آن استقبال هم می‌شود. در جامعه پزشکی دوستانی هستند که به مشارکت در این عرصه‌ها تمایل دارند و می‌توانند در نوشتن فیلم‌نامه‌های خوب موثر باشند.

به نظر شما حوزه سلامت در وزارت بهداشت تا چه اندازه می‌تواند در این مباحث به اهالی سینما آموزش‌های صحیح ارائه دهد؟

در موضوع سلامت با چهار محور سلامت جسمانی، روانی، اجتماعی و معنوی مواجه هستیم. به‌طور مشخص، ما در دو موضوع سلامت جسمانی و روانی مسئولیت صددرصدی داریم. البته در بحث سلامت، کسی نیست که مسئولیتی نداشته باشد و همه نهادها مسئول هستند. در مبحث سلامت اجتماعی جای کار بسیاری برای هنرمندان وجود دارد. روزگاری امید به زندگی در کشور ما 56 سال بود. امروز امید به زندگی در آقایان به 72 و در خانم‌ها به 74 سال افزایش پیدا کرده است. بنابراین، می‌شود با توسعه راه‌کارهای سلامت و اطلاع دادن آن‌ها به مردم، امید به زندگی را افزایش داد. البته در بحث افزایش امید به زندگی، کیفیت زندگی نیز اهمیت زیادی دارد. کیفیت مطلوب زندگی باعث می‌شود تا فرد در دوران پیری به کمک دیگران نیازی نداشته باشد.


گویا با توجه به آمارها، جمعیت ایران به سمت میان‌سالی و پیری در حرکت است.

 بله، آمارها از این امر حکایت دارند. جمعیت ایران در حال عبور از میان‌سالی است و با این‌که میانگین  جمعیت ایران را افراد فعال تشکیل می‌دهند، جمعیت سالمندان در آینده نزدیک رشد چشمگیری خواهدداشت. باید کشور را برای رسیدن به این دوران، یعنی سالمندی، آماده کنیم و زیرساخت‌های سلامت را توسعه دهیم. باید با تکیه بر ابزار هنر، این فرهنگ‌ را بین مردم بسط دهیم که بهترین محل برای نگهداری از سالمندان  منزل است. به‌این ترتیب، احترام و شخصیت سالمند نیز حفظ خواهدشد.


در سال‌های اخیر درباره سالمندی فیلم‌های زیادی ساخته شده است که به موضوعی که اشاره کردید پرداخته‌اند...

 فیلم «کفش‌هایم کو؟» ساخته کیومرث پوراحمد در همین باره است و به بیماری آلزایمر و اهمیت نگهداری سالمند در منزل می‌پردازد. این فیلم توانست درباره آلزایمر و مسئولیت‌های اجتماعی و فردی در قبال آن، نظرات متنوعی را برانگیزاند. متاسفانه ما در مقام متولیان اصلی سلامت در جامعه، نتوانستیم این فیلم را خوب معرفی کنیم. به نظرم تلویزیون باید رسالت خویش را دریابد و با پخش تیزر فیلم‌هایی از این دست، به رسالت خود درباره گسترش و توسعه سلامت در جامعه عمل کند. حتی فیلم «طلا و مس» بهروز شعیبی نیز درباره بیماران ام‌اس و حضور حمایتی اعضای خانواده از بیماران، فرهنگ‌سازی خوبی ارائه کرد. در ایران حدود 650 هزار بیمار آلزایمری وجود دارد که یک درصد از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند. باید برای این یک درصد برنامه داشته باشیم. درباره بیماران ام‌اس نیز همچنین؛ روزگاری در تهران فقط 26 نفر به ام‌اس مبتلا بودند اما امروز شمار آن‌ها از 60 هزار نفر فراتر رفته است.


آیا به آموزش مستقیم سلامت و رویارویی با بیماری‌ها در فیلم‌ها اعتقاد دارید؟

 نه، چنین انتظاری نداریم. در همین فیلم «کفش‌هایم کو؟» علاوه بر روایت یک داستان خوب دراماتیک، به بیماری آلزایمر شخصیت اصلی نیز پرداخته می‌شد و این شیوه در ارتباط با مخاطب تاثیر بیشتری دارد.  


آیا درباره مشارکت کودکان در طرح‌های سلامت برنامه‌هایی وجود دارد؟

طی یک تا دو سال اخیر در حوزه طرح سفیران سلامت کارهای زیادی انجام داده‌ایم. این طرح به مدارس برده شده و اقدامات موثری انجام یافته و یا در شرف انجام است. حدود نیم میلیون نفر به‌عنوان سفیران سلامت در کشور فعالیت می‌کنند. اقدام مذکور از این نظر مهم بود که می‌توانستیم از طریق کودکان با خانواده‌ها ارتباط برقرار کنیم. اگر کودکان به‌طور صحیح آموزش ببینند می‌توانند هنگام طبخ غذا از مادرشان بخواهند که از روغن کمتری استفاده کند و یا از پدر درخواست کنند که حین خوردن غذا از نمک استفاده نکند. بنابراین، چنین طرح‌هایی بنیادی و مهم هستند و با ارائه آموزش‌های صحیح می‌توان توسط کودکان، فرهنگ سلامت را در همه سطوح جامعه اشاعه داد.


در این حوزه، با توجه به نقش رسانه ملی، چه تعاملاتی انجام داده‌اید؟

با رسانه ملی درباره تحقق این بحث‌ها توافقات و مذاکرات خوب و سازنده‌ای داشته‌ایم.