رویدادها و تازه‌ها

با افزودن بر کیفیت معنوی می‌توان بحران‌های روانی را در انسان‌ها حل کرد

با افزودن بر کیفیت معنوی می‌توان بحران‌های روانی را در انسان‌ها حل کرد

علی‌رضا رئیسیان، فیلم‌ساز نسل میانی سینمای پس از انقلاب، همواره در آثار خود به واکاوی درون‌مایه شخصیت‌های داستانی‌اش می پردازد. اغلب شخصیت‌های آثار او دچار بحران روحی و روانی می‌شوند و این امر برای‌ آن‌ها چالش‌هایی به بار می‌آورد. او فیلم‌ساز کم‌کاری است و معمولا در هر ده سال، تنها دو یا سه فیلم می‌سازد. فیلم «دوران عاشقی» آخرین اثر او در جشنواره دو سال پیش فیلم فجر نامزد دریافت 10 جایزه اصلی جشنواره بود و سیمرغ بهترین فیلم‌نامه و بهترین فیلمبرداری را کسب کرد. این فیلم همچنین در شانزدهمین دوره جشن حافظ، نامزد دریافت شش جایزه شده است. «چهل‌سالگی» فیلم پیشین رئیسیان در جشنواره فیلم فجر سال ۸۸ برای بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگران نقش زن، بهترین بازیگر نقش مرد و بهترین فیلم‌نامه، نامزد دریافت جایزه شد و در نهایت، دو سیمرغ ویژه بهترین کارگردانی و بهترین فیلم‌نامه اقتباسی را از آن خود کرد. «ایستگاه متروک»، دیگر فیلم علی‌رضا رئیسیان نیز در سال ۸۰ برای بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین بازیگر نقش زن و بهترین فیلم‌برداری نامزد دریافت جایزه شد که سرانجام محمد آلادپوش، سیمرغ بهترین فیلم‌برداری را به خود اختصاص داد. این دو فیلم، علاوه بر حضور موفق در جشنواره‌های داخلی، در چندین جشنواره خارجی نیز موفقیت‌هایی کسب کردند. همه این سوابق بهانه‌ای شد تا با این فیلم‌ساز کهنه‌کار درباره ساختارهای روایی و مسائل مطروحه در آثار او در ارتباط با سلامت روحی و ذهنی و نیز مطالبات او از وزارت بهداشت و درمان به گفت‌وگو بنشینیم.

در فیلم‌های شما ردپایی از مسائل روحی و روانی مشاهده می‌شود که شخصیت‌های فیلم‌های‌تان با آن درگیر می‌شوند. آیا پرداختن به این موضوعات، بخشی از دغدغه‌های کار شما است؟

  دراغلب فیلم‌هایم به نوعی به روابط درون‌خانوادگی پرداخته‌ام که پایه اصلی ایجاد درام است. وجود این بحران‌ها، روح و روان شخصیت‌های فیلم‌هایم را دچارآسیب کرده است. در «چهل‌سالگی»، «دوران عاشقی»، «ریحانه» و حتی «پرونده هاوانا» که یک درام جاسوسی است، این رویکرد قابل بازخوانی است. در کل، روان‌شناسی علمی جدید و مربوط به یکی دو قرن اخیر است و به همین علت با وضعیت زندگی بشر در دوران مدرن ارتباط دارد. در این وضعیت، آدم‌ها با آسیب‌های جدی روانی مواجه هستند. بنابراین، به جز فیلم حادثه‌ای که رویکرد متفاوتی دارند، اگر فیلم‌سازان بخواهند فیلم بسازند از آن‌جا که موضوع کاری‌شان درباره آدم‌ها و کیفیت رفتاری و نحو زیستن آن‌ها است، باید به نحوی به درون‌مایه‌های روحی و روانی آدم‌ها ورود پیدا کنند. به‌علاوه، این‌گونه موضوعات، موضوعات مورد علاقه من است. محوریت اصلی برخی از فیلم‌ها پیسکو درام یا به عبارتی، نمایش‌درمانی است، اما من ترجیح می‌دهم پیسکو درام را با این ژانرها ترکیب کنم.

همین موضوع را می‌شود در فیلم «سفر» و یا «ایستگاه متروک» نیز دید که شخصیت‌ها بر اثر فشارهای روانی موجود در محل زندگی‌شان در شهرهای بزرگ، به دل طبیعت پناه می‌برند و تلاش می‌کنند به آرامش برسند. این‌طور نیست؟

درباره عرفان ایرانی مطالعات زیادی دارم و معتقد هستم که می‌توان با افزودن بر کیفیت معنوی در شخصیت انسان‌ها، اغلب بحران‌های روانی آن‌ها را حل کرد. من چندان به این اولویت‌بندی اعتقاد ندارم که آیا اجتماع در انحطاط روانی شخص مقصر است و یا خود شخص، و این‌که اجتماع باید در مسیر بهبودی آدم‌ها گام بردارد و غیره و ذالک. اگر آحاد جامعه، کیفیت بهتری را تجربه کنند، کلیت جامعه نیز متحول می‌شود. در جامعه ایرانی طی چهل سال اخیر بیشتر مسائل اجتماعی با سیاست در هم آمیخته شده است و بنابراین، بیشتر فیلم‌های درام اجتماعی تلاش می‌کنند جامعه و نقش آن را برجسته‌تر کنند. محور فیلم‌های من، نمایش دادن ویژگی‌های شخصیت و فردیت در درون مسائل و روابط اجتماعی است.

 ‍پس می‌شود فیلم‌های شما را در دو محور سلامت معنوی و سلامت روانی جای داد. فکر می‌کنم در اغلب فیلم‌های‌تان از مشاور روان‌پزشکی استفاده می‌کنید.

بله، همیشه به استفاده از مشاور روان‌پزشک در آثارم اعتقاد داشته‌ام. یکی از نویسندگان «دوران عاشقی» مطالعات روانشناسی داشت و چون فضای فیلم به روابط علت و معلولی می پرداخت، باید از این رویکرد بهره می بردیم تا روند انحطاط و عدم تعادل در انسان‌ها بهتر مشخص شود. خود من نیز در مباحث روان‌پزشکی مطالعات زیادی دارم تا بتوانم ضمن ریشه‌یابی، آن را از حیث هنری در فیلم‌هایم بازتاب دهم.

وزارت بهداشت در دوره جدید فعالیت خود با تشکیل نهادهایی مثل موسسه آوای هنر سلامت و معاونت ارتقای عمومی سلامت، برای مشارکت با فیلم‌سازان، هنرمندان و دیگر نهادهای ذی‌ربط در تحقق چنین خواسته‌ای حمایت و اعلام آمادگی کرده است. با توجه به مشخص شدن این نکته که در هر زمینه‌ای پیش‌گیری بهتر از درمان است، درباره تغییر و تحولات اخیر، چه نظری دارید و به نظرتان چنین رویکردی تا چه اندازه می‌تواند سازنده باشد؟

به نظر من وجود چنین زیرمجموعه‌هایی بسیار بهتر از نبود آن‌ها است، اما متاسفانه تجربه نشان داده است که چنین زیرگروه‌هایی به ‌تدریج از اهداف اولیه خود فاصله می‌گیرند و به گروه‌هایی فاقد کارایی لازم تبدیل می‌شوند و حتی در نهایت، دسترسی فیلم‌سازان به منابع مورد نظرشان در وزارت‌خانه مرتبط را کند می‌کنند. بنابراین، اگر این زیرمجموعه‌ها در کار خود استمرار داشته باشند و راه را برای فیلم‌سازان و هنرمندان هموار کنند، به نتایج خوبی خواهیم رسید. متاسفانه دیده می‌شود که بسیاری از این شوراها تلاش می‌کنند نظرات خود را بر فیلم‌سازان تحمیل کنند.

در حال حاضر نیز وزارت بهداشت و درمان در تولید برخی از آثار مرتبط مشارکت دارد؛ برای مثال، سریال پریا که در حال پخش است.

 در این بحث هم نکته مهمی مطرح است و آن سپردن تولید به تیم های طراز اول است. در غیر این‌صورت، این فیلم‌ها به آثاری معمولی و فاقد اثرگذاری لازم تبدیل می‌شوند. بنابراین، این نهادها باید به سازمان‌هایی پویا تبدیل شوند و سینمای اندیشه‌ورز را یاری کنند و مطمئن هستم که با این رویکرد به دستاوردهای خوبی می‌رسیم.  

در مقام فیلم‌سازی که در کارهای‌تان دغدغه طرح مسائل اجتماعی را دارید، مطالبات‌ شما از وزارت بهداشت و درمان چیست؟

معتقد هستم که برای نزدیکتر شدن رابطه فیلم‌سازان و هنرمندان با مدیران و مسئولان وزارت بهداشت و درمان، باید نشست‌های ماهیانه و منظمی برگزار شود تا نظرات دو طرف مطرح شود و مورد بررسی و تبادل نظر قرار بگیرد.

 تجربه نشان داده است که بسیاری از هنرمندان دغدغه حضور در چنین برنامه‌هایی را ندارند.

 اشکالی ندارد. هنرمندانی که دغدغه دارند در این نشست‌ها حاضر شوند. با اجبار، کار به جایی نمی‌رسد.

بسیاری از فیلم‌سازان معاصر ایرانی قبل از داریوش مهرجویی و کیانوش عیاری، با پرداختن به موضوعات مرتبط با سلامت روحی و جسمی انسان‌ها در جامعه از جمله راه‌اندازی سازمان انتقال خون و نهاد اهدای اعضا پس از مرگ، مبلغ گسترش سلامت بوده‌اند. در این زمینه تاثیرات سینما و فیلم‌سازان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

سینما هنر فراگیری است و فیلم‌سازان متفکر می‌توانند جریان‌ساز باشند. موضوع همه درام‌ها انسان است وشاکله خلقت انسان از جسم و روح تشکیل شده است و طرح مسائل روحی در یک درام می‌تواند اثرگذار باشد. طرح مسائل جسمی نیز می‌تواند در داستان‌های دیگری اثرگذار واقع شود. برای مثال، در بسیاری از فیلم‌ها نقص جسمانی پایه اصلی داستان است. بنابراین، وقتی بیشتر فیلم‌های مهم و به‌دردبخور با چنین محورهایی ساخته می‌شوند، با سلامت عمومی جامعه که متولی اصلی آن وزارت بهداشت و درمان است، نسبت مستقیمی پیدا می‌کنند. حلقه مفقوده، رابطه درست و شریفی است که باید بین این نهاد و سینماگران برقرار شود. امیدوارم با رویکرد جدید وزارت بهداشت و درمان این رابطه درست شکل بگیرد.

آیا علاقه دارید فیلمی بسازید که محور داستانی آن بیماری خاصی باشد؟

بله، در حال تکمیل طرحی با محوریت بیماران «او سی دی» هستم و این موضوع بر اساس یک طرح به ذهنم رسید. شمار مبتلایان به «او سی دی» یا بیماری شک در جهان زیاد است. این بیماری عارضه بزرگی است. در آموزه‌های دینی نسبت به شک و سوء‌ظن تذکرات زیادی داده شده است. در ادبیات کلاسیک و روان‌شناسی مدرن نیز به این وضعیت توجه زیادی شده است.

 این بیماری شک، در شخصیت محمدرضا فروتن در فیلم چهل‌سالگی نیز دیده می شد؟

 نه. آن، موضوع دیگری بود. در نوشتن این فیلم‌نامه با مشاوران صاحب‌نظر جلساتی دارم و امیدوار هستم که با کامل شدن فیلم‌نامه، کار شروع شود و اگر وزارت بهداشت و درمان کمک‌های مادی و معنوی برای تولید این فیلم ارائه دهد، باعث خوشحالی است.

آیا درباره این بیماری در سینمای هالیوود فیلمی ساخته شده است؟

 نه، بیشتر فیلم‌سازان هالیوود در صورت ساخت این‌گونه فیلم‌ها بر جنبه نمایش‌درمانی آن تمرکز دارند، اما کار من یک درام خانوادگی و معمایی است.

از سوی زیرمجموعه‌های وزارت بهداشت و درمان تلاش‌هایی صورت گرفته است که یکی از نمونه‌های آن طراحی لوگوهای تبلیغاتی برای تبدیل کردن قلیان‌ها به گلدان است. شماری از بازیگران نیز در این‌باره اظهار نظر کرده بودند. این طرح‌ها تا چه اندازه می‌تواند در ترویج سلامت عمومی جامعه موثر باشد؟

من نسبت به این جریانات که شبیه شو و نمایش است، نظر مساعدی ندارم. این‌گونه فعالیت‌ها در بین دوستان بازیگر نیز متداول شده است و هر روز درباره یک مسئله کمپین راه می‌اندازند و بدون رسیدن به اثرگذاری رهایش می‌کنند و می‌روند سراغ موضوع بعدی. بسیاری از بازیگران مطرح دنیا با متمرکز شدن بر یک آسیب انسانی در سطح جهانی، آن را دچار تحول می‌کنند و هر هفته برای مطرح کردن خود، کمپین راه نمی‌اندازند. این نوع اقدامات نمایشی اعتماد عمومی را از این‌گونه مسائل سلب می‌کند.

 مرگ نابه‌هنگام عباس کیارستمی و علل مرگ او و شائبه سهل‌انگاری‌هایی که در این‌باره صورت گرفت، بازتاب زیادی داشت. این مسئله را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

هنوز هم از مرگ عباس کیارستمی متاثر هستم. در واقع، با ایشان رابطه دلی و عاطفی داشتم تا شغلی. کار بهانه‌ای بود تا به ایشان نزدیکتر باشم. فکر می‌کنم چنین هنرمندانی تنها هر صد سال یک‌ بار به جهان قدم می‌گذارند. درباره مرگ ایشان نیز سهل‌انگاری صورت گرفت و من از نزدیک در جریان بودم و این سهل‌انگاری با بدشانسی همراه شد. آن‌چه مسلم است، باید وزیر بهداشت و درمان پیگیر این واقعه باشد و مقصران را مجازات کند و این یکی از مطالبات مردم و هنرمندان است. عمل ایشان بسیارساده بود و معمولا این نوع بیماران چند روز پس از عمل از بیمارستان مرخص می‌شوند. به‌هر حال، منتظر اقدامات جدی مسئولان هستیم. 

به چه علت فیلم‌ساز کم‌کاری هستید؟

 عده‌ای از کارگردان‌ها، سینما را نوعی شغل و منبع درآمد می‌بینند و برخی خودِ سینما و جنبه‌های فرهنگی آن را در نظر می‌گیرند تا از این طریق حرفی یا دغدغه‌ای را بیان ‌کنند. در چنین رویکردی به‌طور حتم، نه به جنبه تجاری و نه جنبه‌های شخصی و درونی سینما پرداخته می‌شود. من نیز بسته به شرایط کاری خود، اگر موضوع  و سوژه خوبی داشته باشم، فیلم می‌سازم و عواملی را انتخاب می‌کنم که افکارشان به روحیاتم نزدیک باشد و بتوانند در فیلم من حضور موفقی داشته باشند.