رویدادها و تازه‌ها

فیلم سلامت از نگاه شبکه‌های تلویزیونی

فیلم سلامت از نگاه شبکه‌های تلویزیونی

محمد جلیل‌وند: تلویزیون به واسطه ویژگی دربرگیرندگی‌اش می‌تواند علاوه بر سرگرمی، از جنبه‌های دیگری همچون آموزش و آگاه‌سازی نیز برای مخاطبان حائز اهمیت باشد. به همین علت، شبکه‌های تلویزیونی جهان به این وجه از کارکرد خود، سرمایه‌ هنگفتی اختصاص داده و تولیدات پرشماری را روی آنتن برده‌اند. شبکه‌های تلویزیونی کشور ما نیز که از این قاعده مستثنا نیست، با سبک و سیاق خود به مقوله یاد شده پرداخته و از آن میان برخی را برجسته تر ساخته‌ که موضوع بهداشت و سلامت از آن جمله‌ است.

حوزه سلامت به واسطه گستردگی و تنوع موضوعی، همواره مورد توجه شبکه‌های تلویزیونی ایران قرار داشته است و به اشکال گوناگون و در قالب فیلم‌های مستند، تلویزیونی و سریال به آن پرداخته شده است. شبکه‌ها گاهی با مشارکت سازمان‌های ذ‌‌‌ی‌ربط و گاهی بدون آن، سراغ این حوزه جذاب و سرشار از سوژه رفته و فیلم‌های تلویزیونی بسیاری تولید کرده‌اند. در واقع، این شبکه‌ها در این رابطه پا را از حوزه سرگرمی فراتر گذاشته و جنبه‌های آموزشی کار را پررنگتر کرده‌اند. میزان تاثیرگذاری این آثار با توان و ظرفیت نویسندگان فیلم‌نامه و سازندگان آن رابطه مستقیمی دارد و این‌که نویسنده فیلم‌نامه و فیلم‌ساز چگونه و از چه زاویه‌ای به موضوع‌های مرتبط با حوزه سلامت می‌پردازند بر نتیجه کار تاثیرگذار می‌گذارد. در ادامه و در این‌باره، به چند نمونه از فیلم‌های تلویزیونی شاخص و تاثیرگذار می‌پردازیم؛ به‌ این امید که کیفیت آثار ساخته شده از این نیز فراتر رود و در جامعه تاثیر عمیقتری به جای بگذارند.

((وزن خشک))

مشاور پزشکی همگام با سینماگر

از بین رفتن یکی از اعضای حیاتی بدن و مشکلات ناشی از آن، به خودی خود، برای شکل دادن قصه یک فیلم تلویزیونی موضوع جذابی است و می‌تواند مخاطبان انبوهی را به خود جلب کند. مانلی شجاعی‌فرد که این فیلم را براساس فیلمنامه‌ای از سیروس تسلیمی ساخته است، داستان دختر جوان دانشجویی به نام بهاره اسکندری را روایت می‌‌کند که چند سال پیش مادرش را در اثر مشکل حاد کلیه از دست داده و اینک خود نیز با این بیماری دست و پنجه نرم می‌کند. شجاعی‌فرد در «وزن خشک» روی قهرمان داستان خود (بهاره) مانور داده و مخاطب را به هم‌زادپنداری با او وامی‌دارد و با تکیه بر این موضوع، قصه را با ضرب‌آهنگی مناسب به پیش می‌برد و در نهایت، پایان خوبی را برایش رقم می‌زند. این تله‌فیلم از حیث پزشکی نیز جزو کارهایی است که از مرحله نگارش فیلم‌نامه گرفته تا پایان تصویربرداری، حضور مشاوران پزشکی در آن حس می‌شود و از این منظر ایراد چندانی به آن وارد نیست.

((فیروزه سیاه))

مشکلات ژنتیکی در ازدواج فامیلی

اختلال‌های ژنتیکی، یکی دیگر از موضوع‌های مهم برای خلق داستان‌های تاثیرگذاری است که طی سال‌های اخیر گاهی به آن توجه شده است. «فیروزه سیاه» ساخته رضا بهشتی یکی از نمونه‌های به‌نسبت مناسب در این باب به شمار می‌رود که فیلم‌نامه آن توسط فدیا نوراللهیان نوشته شده است. در «فیروزه سیاه»، کودک قهرمان فیلم (سروش) به نوعی بیماری ژنتیکی مبتلا است وهمین امر مشکلات زیادی را برای پدر و مادر او به بار آورده است. گم شدن سروش، نقطه عطف فیلم‌نامه «فیروزه سیاه» است که تنش‌ها میان زوج جوان را به اوج می‌رساند و به تکاپوی هرچه بیشتر این زوج، برای پیدا کردن سروش می‌انجامد. این فیلم با وجود برخورداری از خط داستانی مناسب، به‌وضوح از چربش دیالوگ بر تصویر رنج می‌برد و این، مسئله‌ای است که آشکارا به پیکره فیلم لطمه وارد کرده است؛ مضاف بر این‌که امروزه با توجه به اجباری شدن آزمایش‌ها و مشاوره‌ها در این رابطه، شاید موضوع ازدواج فامیلی و مشکلات ژنتیکی حاصل از آن تا حدود زیادی موضوعیت خود را از دست داده و باور آن برای مخاطب کمی دشوار شده باشد. با همه این‌ها «فیروزه سیاه» با توجه به شکل داستان و نحوه پیش‌برد آن می‌تواند برای طیف وسیعی از مخاطبان عام جذابیت‌هایی داشته باشد.

 ((جزر و مد))

بیم و امید های سرطان

بیماری سرطان به‌عنوان شایعترین بیماری سال‌های اخیر که طیف وسیعی از مردم ایران را به‌طور مستقیم و یا غیرمستقیم درگیر خود کرده است، موضوعی مناسب با دربرگیرندگی وافر به حساب می‌آید و تاکنون داستان چندین فیلم تلویزیونی را شکل داده است. «جزر و مد»، ساخته محمدحسین غضنفری، یکی از نمونه‌های قابل اعتنا در این باب به شمار می‌رود. این فیلم به رابطه سرد پدر و پسری می‌پردازد که بیماری پسر (آرمان) در آستانه ورود او به تیم ملی، این دو را در کنار هم قرار می‌دهد. این قصه به‌رغم سادگی ظاهری‌اش به شکلی کلاسیک نوشته و روایت شده است و تنها در لحظاتی معدود به ملودرام‌های سطحی تلویزیونی شباهت می‌یابد. ابتلای آرمان به سرطان، نقطه عطف اول فیلم‌نامه جزر و مد است که ذهن مخاطب را به فضای دیگری معطوف می‌کند و آن‌ها را نسبت به سرنوشت آرمان در بیم و امید قرار می‌دهد. پدر(نیما) نیز با وجود برخی کلیشه‌های دم‌‌دستی و گاهی آزاردهنده، به‌نسبت خوب از کار درآمده است و مخاطب  در پایان فیلم نسبت به او شناخت کاملتری پیدا می‌کند. البته در این بین، نباید از بازی خوب و تاثیرگذار علی عمرانی در نقش پدر به سادگی گذشت؛ کسی که نقش‌آفرینی او وزن و عیار بازیگری کار را بالا برده است.

((جای او دیگر خالی نیست))

نمونه ای معقول  از فیلم سلامت

نمونه‌ای دیگر از فیلم‌های تلویزیونی با محوریت سرطان که توسط مهرداد خوشبخت ساخته شده و در آن از زاویه‌ای متفاوت به مقوله سرطان نگریسته شده است. این فیلم، داستان زنی به نام سیما است که فرزند او به علت ابتلا به سرطان فوت کرده است. سیما در اثر پریشان‌حالی و افسردگی، از پزشک معالج فرزندش به خاطر سهل‌انگاری در فرآیند درمان شکایت می‌کند، اما در دادگاه، پزشک تبرئه می‌شود و سیما که همچنان بر ادعای خود پای می‌فشارد، به جمع‌آوری اطلاعات درباره سرطان و تحقیق درباره این بیماری روی می‌آورد. خوشبخت در این تله‌فیلم دست روی نقطه حساسی گذاشته و به زندگی مادرانی پرداخته است که فرزند کم‌سن‌وسال خود را در اثر ابتلا به سرطان از دست داده‌اند و اکنون دوره‌ای از افسردگی را سپری می‌کنند. «جای او دیگر خالی نیست» به‌عنوان یک فیلم نود دقیقه‌ای تلویزیونی از ظرفیت لازم برای جذب مخاطب برخوردار است و بیننده را تا پایان با خود همراه می‌کند که البته این ویژگی تا حد زیادی مرهون فیلم‌نامه کم‌‌نقص و نیز بازی باورپذیر شیرین بینا در نقش سیما است.

((آذر))

فیلمی حرفه‌ای  از فرزاد موتمن

چگونگی نگهداری از فرزندانی که دچار معلولیت‌های جسمی و روانی هستند، همواره یکی از موضوعات مورد علاقه فیلم‌سازان بوده و دست‌مایه تولید فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی زیادی قرار گرفته است که برخی از آن‌ها به آثار ماندگاری تبدیل شده‌اند. «آذر»، ساخته فرزاد موتمن، یکی از این فیلم‌ها است که در قاب کوچک تلویزیون به نمایش درمی‌آید و زندگی زن جوانی به نام آذر را به تصویر می‌کشد که فرزند خردسال او مشکل ذهنی دارد. او که با فرزند خود تنها زندگی می‌کند، از یک سو با مشکلات پسربچه و از سوی دیگر با مشکلات مالی دست به گریبان است تا این‌که دریافت پیشنهاد ازدواج مجدد، او را بر سر دوراهی سختی قرار می‌دهد. موتمن، قصه خود را با محوریت آذر پیش می‌برد و این فیلم را اساسا می‌توان فیلمی قهرمان‌محور به حساب آورد که مخاطب را به خوبی با خود درگیر می‌کند. موتمن همچنین با مانور دادن روی تنهایی آذر و مشکلات فرزند او، مهر مادری او را به چالش کشیده و سرانجام، وی را با سربلندی از این آزمون بیرون می‌کشد. نکته مثبت فیلم، همین نحوه رویارویی آذر با موقعیت مناسب ازدواج مجدد است و کنش‌مند بودن آن را به رخ می‌کشد و آذر را به تمام مادران این سرزمین شبیه می‌کند؛ مادرانی که بخش مهمی از آینده و زندگی خود را به پای فرزندان‌شان می‌ریزند. حضور مهتاب کرامتی در نقش آذر یکی دیگر از نقاط قوت فیلم است و بخش مهمی از مخاطبان تلویزیون را که به دنبال چهره‌ای شاخص برای دنبال کردن فیلم هستند، به سمت خود می‌کشاند.

((یک اسم))

نگاه چند وجهی به باروری

بیژن میرباقری در این فیلم به سراغ موضوع باروری رفته و با استفاده از چند شخصیت، چند داستان را به‌طورموازی پیش برده است. حلقه اتصال همه این شخصیت‌ها و داستان‌ها مسئله باروری است که در نتیجه آن، قصه‌ها به‌صورت نسبتا خوبی به یکدیگر وصل شده‌اند و در یک نقطه به هم رسیده‌اند. «یک اسم» در عین حال، از یک شخصیت مرکزی خوب و باورپذیر به نام مریم سود می‌برد که بخشی از موفقیت فیلم در مواجهه با مخاطبان نیز به آن بازمی‌گردد. علاوه بر این، حضور بازیگرانی همچون الهام کردا که نقش‌های زیادی را روی صحنه تئاتر اجرا کرده‌اند در کیفیت نهایی این فیلم و بهتر دیده شدن آن سهم به‌سزایی دارد که البته هدایت درست میرباقری نیز در این میان نباید نادیده گرفته شود.

((نیلا زنده است))

پیوند اعضاء به روایت سعید اسدی

پیوند اعضا و اهدای عضو از جمله موضوعات جذابی است که قابلیت لازم برای تبدیل شدن به قصه‌های گوناگون تلویزیونی را دارد و تاکنون نیز به تولید آثاری با کیفیت‌های متفاوت در تلویزیون کشورمان منجر شده است. «نیلا هنوز زنده است»، به کارگردانی سعید اسدی، یکی از نمونه‌های درخشان در این رابطه به شمار می‌رود که از فیلم‌نامه بسیار خوبی بهره برده است. این فیلم، داستان فروغ، سرپرستار بیمارستانی را روایت می‌کند که برای پسر خود (سامان) به دنبال قلبی برای پیوند می‌گردد. در همین حین، با ورود دختری به نام نیلا به بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان که دچار مرگ مغزی شده است، تلاش‌های فروغ برای رضایت گرفتن از مادربزرگ او آغاز می‌شود. فدیا نوراللهیان که فیلم‌نامه این فیلم را نوشته است، روی موضوع حساس و پیچیده پیوند اعضا به خوبی مانور داده است و فروغ را به عنوان شخصیت محوری فیلم، وارد بزنگاهی کرده است که یک سوی آن فرزند و سوی دیگر آن وجدان است. به همین علت، «نیلا زنده است» در جذب مخاطب کشش زیادی دارد و بیننده را تا پایان با خود همراه می‌کند. حضور زنده‌یاد، عسل بدیعی در نقش فروغ نیز یکی دیگر از نقاط قوت فیلم به حساب می‌آید که با توجه به مرگ تلخ و ناگهانی بدیعی، بازپخش‌های پربیننده‌تری را برای فیلم رقم زده است.

((صدای پای من))

امید دوباره زندگی در نوجوان دوازده ساله

مهرداد خوشبخت که یکی از پرکارترین کارگردان‌های فیلم‌های تلویزیونی به شمار می‌آید، دراین فیلم نیز سراغ قصه دیگری رفته است که در حوزه سلامت جای می‌گیرد. قهرمان فیلم، پسری دوازده ساله است که در شهر خود دونده خوبی به حساب می‌آید، اما در حادثه‌ای تلخ پای او روی مین می‌رود و قطع می‌شود و اکنون بقیه عمر را باید با یک پای مصنوعی بگذراند. «صدای پای من» از آن دسته فیلم‌های تلویزیونی است که صرفا طرحی بسیار جذاب دارند، اما به فیلم‌نامه تاثیرگذاری تبدیل نشده‌اند. در «صدای پای من»، سحر عصر آزاد ایده فوق العاده‌ای را پرورده است که متاسفانه در مرحله نگارش فیلم‌نامه به آنی که باید، تبدیل نشده است. به همین علت نیز فیلم با وجود برخی لحظات تاثیرگذار نمی‌تواند ذهن مخاطب را تا مدتی پس از پایان، به خود مشغول نگاه دارد. با این همه، صدای پای من با توجه به ایده اصلی جذاب و گروه خوب بازیگرانش، در نمایش‌های جشنواره فجر و نیز جشنواره‌های خارجی با موفقیت نسبی روبرو شده است.

((از میان سایه‌ها))

آرامش پوشالی قرص های آرام‌بخش

رهبر قنبری یکی از باسابقه‌ترین کارگردان‌های ایران در حوزه سینمای مستقل و کم‌هزینه است که بسیاری از فیلم‌های کوتاه و گاهی بلند او جوایز متعدد داخلی و خارجی را به خود اختصاص داده‌اند. «از میان سایه‌ها» فیلمی تلویزیونی از او با بازی کوروش سلیمانی و ماه‌چهره خلیلی است که چهار سال پیش ساخته شده است. این فیلم، داستان زندگی زن جوانی به نام مه‌گل است که در کنار همسرش کیوان زندگی خوبی دارد، اما هراس از گذشته دست از سر او برنمی‌دارد و او را عذاب می‌دهد. قصه فیلم به‌رغم این‌ که ساده است و چندان هم تازگی ندارد، به سبب نگاه متفاوت قنبری به مقوله استفاده از قرص‌های آرام‌بخش، از دیگر فیلم‌های مشابه خود متمایز شده است. فیلم قنبری، آرامش مقطعی حاصل از مصرف این قرص‌ها را به نمایش می‌گذارد و نشان می‌دهد که این آرامش پوشالی، چگونه به‌‌مرور رنگ می‌بازد و برای قهرمان فیلم، زمینه‌ساز مشکلات بیشتری می‌شود. «از میان سایه‌ها» به این علت مهم است که در حوزه سلامت به سراغ موضوعی کمتر پرداخته شده رفته است و مخاطبان خود را با قرص‌های آرام‌بخش و اثرات سوء و وحشتناک آن آشنا کرده است.