رویدادها و تازه‌ها

اهدای خون از دل هنرمندان سینما بیرون آمد

اهدای خون از دل هنرمندان  سینما بیرون آمد

وقتی از قدرت تاثیرگذاری سینما در ایران صحبت می‌شود، نام فیلم «دایره مینا»، ساخته داریوش مهرجویی و راه‌اندازی سازمان ملی انتقال خون به میان می‌آ‌ید؛ فیلمی اجتماعی که در حوزه سلامت تحول عظیمی ایجاد کرد؛ تحولی که پس از گذشت چهار دهه باعث برتری ایران در میان 22 کشور حوزه مدیترانه شرقی شده است.

با علی‌ اکبر پورفتح‌الله، مدیرعامل سازمان انتقال خون، درباره اهمیت پرداختن به فیلم سلامت به گفت‌وگو نشستیم. او سینما را به‌خوبی می‌شناسد و برخلاف بسیاری از مدیران نهادهای دولتی با فیلم و سینما رابطه نزدیکی دارد. دکتر پورفتح‌الله 12 سال قبل کتابی با موضوع نقش رسانه در جذب اهداکنندگان خون منتشر کرده است.

از نام جشنواره فیلم سلامت پیدا است که در جستجوی ارتباط سینما با سلامت است. شما این ارتباط را چگونه می‌بینید و به نظر شما فیلم تا چه میزان می‌تواند در خدمت سلامت باشد؟


وجود سازمان انتقال خون در کشور و وضعیت مناسب امروز آن در میان کشورهای مدیترانه شرقی به خاطر تاثیر هنرمندان و سینماگران و تاثیری است که فیلم «دایره مینا»، اثر داریوش مهرجویی، به جا گذاشته است. سازمان انتقال خون در شرایط بسیار سخت دایره مینایی تاسیس شد؛ به‌طوری که مافیای خون‌فروشی در کشور حاکم بود و هیچ‌کس نمی‌توانست مقابل این مافیا قرار بگیرد. در یکی از خاطرات خواندم که آقای علا گفته بود به یکی از مراکز خون‌فروشی رفته و با یک عده اهداکننده خون روبه‌رو شد و از نزدیک شاهد رفتار نادرست مرکز با اهداکننده بود. دکتر علا برای تاسیس سازمان انتقال خون، راه‌های بسیاری را طی می‌کند و موفق نمی‌شود. در یکی از ملاقات‌های ایشان با داریوش مهرجویی، موضوع خون‌فروشی مطرح می‌شود. مهرجویی که در تلاش بود فیلمی اجتماعی بسازد، وقتی با این موضوع برخورد می‌کند، تصمیم می‌گیرد در همین‌‌‌باره فیلم بسازد. یکی از شخصیت‌های این فیلم در واقع، نقش آقای علا را بازی می‌کند.



به‌این ترتیب، فیلمی که کارکرد اجتماعی داشت، در حوزه سلامت، نقشی جدی ایفا کرد.


 «دایره مینا» در شرایط خاصی از کشور ساخته می‌شود و با واکنش‌های زیادی روبهرو می‌شود، زیرا دایره مینا زمانی نمایش داده می‌شود که جشن‌های ۲۵۰۰ ساله برگزار شده است اما فیلم از بدبختی مردم و خون‌فروشی حرف می‌زند. نمایش فیلم جنجال به پا می‌کند و به محاق توقیف می‌رود. گفته می‌شود که محمدرضا پهلوی فیلم را می‌بیند و دستور می‌دهد اگر واقعیت دارد، اوضاع درست شود وگرنه، با فیلم‌ساز برخورد شود. همین امر باعث می‌شود به فکر تاسیس سازمان ملی انتقال خون بیافتند. به‌این ترتیب، در سال 1353 سازمان انتقال خون تاسیس می‌شود.


درواقع «دایره مینا» سرنوشت انتقال خون را تغییر می‌دهد.

حتی بعد از این فیلم، آقای مهرجویی سه تیزر تلویزیونی درباره اهدای خون می‌سازد که خیلی در جذب اهداکنندگان خون موثر واقع می‌شود. البته آقای مهرجویی این تیزرها را نداشت و من هنوز نتوانسته‌ام آن‌ها را پیدا کنم و ببینم. می‌خواهم بگویم، سینمای اجتماعی چنین نقش مهمی در تاسیس این سازمان داشته است. امروز در میان 22 کشور مدیترانه شرقی، از شمال آفریقا گرفته تا افقانستان و پاکستان، با حدود 800 میلیون جمعیت، به جز ایران در همه این کشورها معضل اهدای خون داریم. ما تنها کشوری هستیم که از لحاظ اهداکننده وضع مطلوبی داریم. شاخص اهدا در این منطقه، هفت واحد به ازای 1000 نفر جمعیت است در حالی که در کشور ما 27 واحد خون است.


حتی در ترکیه هم به حد مطلوب نرسیده است؟

در این کشور با وجود سرمایه‌گذاری‌های گسترده‌ای که انجام شده است، هنوز وضع اهدای خون داوطلبانه آن‌ها بسیار عقب‌تر از ما است و آماری که دارند، در نتیجه اهدای خون جانشین است. یا برای مثال، 10 سال قبل در مصر با حضور سوئیس سرمایه‌گذاری زیادی صورت گرفت اما اهداکننده بسیار کم است. اهدای خون داوطلبانه فقط در کشورهای آمریکایی و اروپایی در حد مطلوب است. البته نکته قابل توجه این است که آلمانی‌ها در جنگ جهانی اول و دوم از سیستم انتقال خون، تجربه موثری کسب کردند و در جنگ جهانی دوم درس بزرگی گرفتند. زمانی که مجروحان جنگی از جنگ باز می‌گشتند و مردم در صدد مشارکت و ابراز حس همبستگی برمی‌آمدند، مراکز انتقال خون شکل گرفت. اهدای خون در کشورهای غربی، اروپا و آمریکا از دل جنگ پدید آمد، در حالی که اهدای خون در ایران از دل هنرمندان و سینما بیرون آمد.


شما از چه زمانی به بحث انتقال خون علاقمند شدید؟


با توجه به این‌که شورای عالی انقلاب فرهنگی بعد از تعطیلی دانشگاه بازگشایی شد، من در 1363 رشته هماتولوژی را در دانشگاه انتخاب کردم و علاقه من به این رشته از کارآموزی‌ در بیمارستان‌ها آغاز شد؛ ضمن این‌که بخشی از درس را در سازمان انتقال خون واقع در خیابان نجات‌اللهی گذراندم. وقتی وارد مرکز شدم، تحصیلات خود را در این رشته ادامه دادم و حتی دوره دکتری هماتولوژی در ایران را من راه‌اندازی کردم. حدود 24 سال است در این حوزه تدریس می‌کنم.


از چه زمانی به قدرت فیلم سلامت پی بردید؟


وقتی سخن از انتقال خون است، پای اهداکنندگان به میان می‌آید و در این‌جا بحث‌های جامعه‌شناسی و روان‌شناسی نیز مطرح می‌شود؛ این‌که چگونه مردم را آموزش دهیم و جذب و حفظ کنیم. این‌جا موضوع بهره‌گیری از رسانه مطرح می‌شود. دوازده سال قبل کتابی نوشتم که به آموزه‌های سازمان بهداشت جهانی درباره آموزش، جذب و حفظ اهداکنندگان و بحث استفاده از رسانه‌ها و آموزش‌های رو در رو می‌پرداخت. وقتی در بحث استفاده از رسانه، موضوع فیلم مطرح شد به نقش «دایره مینا» اشاره کردم ونقد دایره مینا را در قالب یکی از ضمائم کتاب آوردم.



با توجه به آشنایی چندین ساله شما با قدرت رسانه، از آن زمان تاکنون چگونه از این ابزار استفاده کرده‌اید؟


بخشی از اهدای خون در کشور مربوط به فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی است که برای ترویج آن باید سرمایه‌گذاری کرد. متاسفانه، ساختار ذهنی قانون‌گذاری و برنامه‌ریزی کشور، غلط و پیچیده است. ما دو میلیون و صدهزار اهدای خون داریم. پانصدهزار نفر اهداکننده مستمر خون داریم که سالی دوبار خون اهدا می‌کنند. یک میلیون اهداکننده غیرمستمر نیز داریم که گاهی می‌آیند و خون مورد نیاز را تامین می‌کنند. این‌ها حمایت‌های آموزشی می‌خواهند. باید یک گروه جامعه‌شناسی و روان‌شناسی در کنار ما به این امور برسند. به همین علت می‌گوییم در حوزه جذب مشارکت‌های مردمی باید سرمایه‌گذاری شود. اما کمتر کسی در حوزه قانون‌گذاری این را درک می‌کند.  در سال 81 در مجلس شورای اسلامی تخصیص بودجه به اهدای خون حذف شد و قرار شد صدا و سیمای جمهوری اسلامی به سازمان انتقال خون کمک کند تا مشکلات ما در سازمان رفع شود، اما صدا و سیما نقش خود را در این‌باره ایفا نکرد و معتقد بود که هزینه تیزر تلویزیون بر عهده رسانه ملی نیست.


آیا بابت پخش تیزرهای خود از تلویزیون، پول پرداخت می‌کنید؟

خیر، اما برای پخش تیزرها محدودیت داریم و هزینه ساخت آن را باید خودمان متقبل شویم.


درباره فیلم و تیزر چه فعالیتی داشتید؟

جا دارد از تولید تیزرهای خانم معتمد آریا بازیگر مطرح کشورمان که داوطلبانه در جهت کمک به سازمان انتقال خون کار کردند، سخن بگویم. تیزرهای این هنرمند کشورمان از تاثیرگذارترین تیزرها به مناسبت 40 سالگی سازمان انتقال خون بود. بیماران تالاسمی در انتقال خون از دوره پنجم زندگی خود عبور کرده‌اند که این مسئله دستاورد بزرگ سازمان انتقال خون در کشور است و امروز با این دستاورد، ظاهر بیماران تالاسمی همچون مردم عادی خواهد بود. ما اسلایدی داریم که در آن یکی از بیماران تالاسمی در میان دیگر بیماران تالاسمی، 42 سالگی خود را جشن می‌گیرد. قبل از تاسیس سازمان انتقال خون، این عزیزان وارد دهه دوم زندگی خود نمی‌شدند، اما حالا به دهه پنجم نیز قدم می‌گذارند. این پدیده در کشورهای آسیایی وجود ندارد و بسیاری از کشورها این اسلاید را از ما گرفتند و استفاده کردند. خانم معتمد آریا با استفاده از این تصویر، برای ساخت تیزر ایده‌ای خلق کرد؛ به این مضمون که مادری در آستانه وضع حمل، خبر تالاسمی بودن فرزندش را می‌شنود. او جرات ورود به مطب و مشورت با دکتر را ندارد. همسرش به مطب می‌رود و خانم دکتر به او می‌گوید: «من خودم بیمار تالاسمی هستم.»  تیزر خانم معتمد آریا تاثیر بی‌نظیری به جا گذاشت. این اثر، دستاورد یک مرکز ملی را نشان می‌دهد، اما موفق نشدیم آن را پخش کنیم.


شما و یک هنرمند، خیلی هوشمندانه ضمن تعامل با یکدیگر کار تاثیرگذاری خلق کردید. البته احتمالا این تیزر در زمان ممنوع‌التصویر بودن خانم معتمد آریا در تلویزیون ساخته شده است.

بله. نکته، همین بود. البته سازمان انتقال خون با پشتیبانی شخص وزیر بهداشت و درمان در حال فعالیت است و در تلاش هستیم تا این فعالیت‌ها نهادینه شوند تا در آینده نیز فعالیت‌ها ادامه یابد، زیرا در صورت عدم نهادینه شدن، ممکن است بعد از اتمام دوره دکتر هاشمی، معاونت اجتماعی و فرهنگی در وزارت بهداشت و درمان باقی نماند.


یکی از مهمترین نیازهای سازمان شما ورود سینما به بحث خود مراقبتی است.

 تبلیغ و گسترش خودمراقبتی جز با سینما و هنر به دست نمی‌آید. همان‌طور که می‌دانید، خودمراقبتی به لحاظ ساختاری بسیار مهم است و سازمان‌های دولتی اعم از صدا و سیما، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان تبلیغات اسلامی باید نقش خود را در نهادینه کردن این جنبه از انتقال خون ایفا کنند. طبق آمار به‌دست‌آمده از انگلستان، وجود برنامه‌های خودمراقبتی در این کشور باعث شده است هزینه‌های درمان ۷۲ میلیارد دلار کاهش یابد. بنابراین، سازمان صدا و سیما و انتقال خون، هر دو ملی هستند و درنتیجه، صدا و سیما باید حامی مرکز ملی خون ایران باشد. کسب درآمد برای صدا و سیما مهم است، اما نباید برای پرکردن برنامه‌های به‌اصطلاح خودگردان خود، از سازمانی مثل انتقال خون استفاده کند، در حالی که بسیاری از پزشکان برای افزایش درآمد، جلوی دوربین‌های تلویزیون می‌روند و از راه افزایش بیمار در مطب‌های خود، درآمد بیشتری کسب می‌کنند.


من فکر می‌کردم رابطه شما با صدا و سیما خیلی نزدیک‌تر باشد.

ما سازمان ملی هستیم، تلویزیون هم ملی است. وقتی کمبود خون هست سراغ ما می‌آیند و من توقع دارم صدا و سیما هم برای رفع نیازهای فرهنگی به من مراجعه کند.


این انتظار زیادی است، زیرا مدیران زیر باد کولر نشسته‌اند و این سازمان شما است که باید نیاز خود را به رسانه ملی برساند.

بله. ولی وقتی من سراغ تلویزیون می‌روم، برنامه خودگردان دارد و از من پول می‌خواهد و وقتی در مجلس بودجه می‌خواهم به من نمی‌دهند و کمیسیون تلفیق، مرا به نهادهای فرهنگی ارجاع می‌دهد.


بودجه که نمی‌دهند و تلویزیون هم که سنگ تمام نمی‌گذارد. پس این همه اهداکنند را از کجا می‌آورید؟ من بارها شاهد بودم که با یک زیرنویس یا پخش تیزر، مردم برای اهدای خون به معنای واقعی هجوم می‌آورند.


یکی از مشکلات امروز ما همین اهداکنندگان هیجانی هستند. سازمان بهداشت جهانی اهداکننده هیجانی را حذف کرده است، زیرا طبق آمار، مراجعان هیجانی الزاما همگی افراد سالم برای اهدای خون نیستند. اگر به واقعه ۱۱ سپتامپر اشاره داشته باشیم، مشاهده می‌کنیم که حدود ۵۰۰ هزار خون در آمریکا اهدا می‌شود، ولی بعد از این حادثه میزان بیماری هپاتیت B و C افزایش می‌یابد. تبلیغ اهدای خون هیجانی، خطرساز است؛ ضمن این‌که این هیجان، از نظر کمیت، نیاز به خون را رفع می‌کند اما سلامت خون را تامین نمی‌کند. لازم است کار فرهنگی صورت دهیم تا در سازمان انتقال خون اهداکنندگان مستمر داشته باشیم؛ یعنی کسانی که مثلا سالی دوبار خون خود را اهدا کنند، نه این‌که اهدای خون، هیجانی باشد. اهداکننده خون باید آگاه و فرهیخته باشد. در دنیای امروز حتی برای ارتقای سطح سواد اهداکننده کار می‌کنند. اهداکننده‌ای که سطح سوادش بالا باشد، خودمراقبتی بهتری خواهدداشت. از سال گذشته تلاش کردیم تا اهداکننده هیجانی را به حداقل برسانیم و همچنین به مراکز استانی اعلام کردیم تلاش کنند تا درهیچ برهه زمانی کمبود خون نداشته باشیم. ولی تحقق یافتن این کار به سرمایه‌گذاری جدی فرهنگی و تغییر نگاه جامعه نیاز دارد.


از هنرمندان چگونه برای حل مشکلات سازمان کمک گرفته و می‌گیرید؟

پویش‌ها و کمپین اهدای خون را با همکاری هنرمندان، نویسندگان و ورزشکاران آغاز کردیم که این حرکت طی یک‌ سال گذشته از برگزاری نمایشگاه مطبوعات با عنوان «من یک اهداکننده هستم» آغاز شد و این طیف‌های جامعه با سازمان انتقال خون اعلام همبستگی کردند. پویش جدیدتر ما از 24 خرداد، روز جهانی اهداکنندگان خون آغاز شده است و تا ۹ مرداد ادامه دارد. اهداکنندگان، از اهدای خون عکس می‌گیرند و آن را به اشتراک می‌گذارند. هر عکسی که بیشترین بیننده را داشته باشد، مورد تقدیر قرار می‌گیرد. این پویش را از سازمان بهداشت جهانی با شعار «اهدای خون – اشتراک زندگی» گرفتیم. اکنون پویش «اهدای خون» ما جهانی شده است. این فعالیت فرهنگی، زمان‌بر است و در تلاش هستیم که این ارتباط حفظ شود. تابلویی که در اتاق من مشاهده می‌کنید، تصویری از اثر استاد کامبیز درم‌بخش است که از شعر «بنی آدم اعضای یکدیگرند...» الهام گرفته و جالب است بدانید که این تابلو بیش از 5 سال قبل کشیده شده است اما با شعار امروز سازمان جهانی بهداشت یعنی اهدای خون – اشتراک زندگی، هم‌خوانی دارد.



برای فیلم‌ساز، گنجاندن پیامی سلامت‌محور درباره انتقال خون در فیلم، زحمت زیادی ندارد. قطعا هنرمندان ما مثل طیف‌های مختلف جامعه حاضر هستند خون فرهنگی خود را به سازمان خون اهدا کنند، به شرط آن‌که آن‌ها را از معضلات و نیازهای فرهنگی این حوزه آگاه کرده باشید. تا چه اندازه دغدغه‌های خود را در این‌باره به هنرمندان منتقل کرده‌اید؟


ما از آقای رجبی معمار به عنوان مشاور فرهنگی اجتماعی سازمان و رئیس خانه هنرمندان در جلسات مختلف معاونان بهره‌مند شدیم. ایشان بسیار فعال هستند. بحث بازخوانی فیلم «دایره مینا» با حضور آقای مهرجویی که در سال جاری انجام شد، با کمک آقای رجبی معمار صورت گرفت. ما در قدم‌های اول هستیم. خانم معتمد آریا مثل همیشه برای شرکت در این پویش اعلام آمادگی کرده است. تلاش می‌شود تا در جشنواره فیلم سلامت چند اثر در ارتباط با سازمان انتقال خون داشته باشیم. چند قسمت از مجموعه «دیرین دیرین» با موضوع انتقال خون ساخته شده است. ما برای مخاطب ۵/۱ میلیونی اهداکننده خون نشریه منتشر می‌کنیم که در پایگاه‌های انتقال خون به آن‌ها داده می‌شود؛ ضمن این‌که سازمان انتقال خون در لیگ برتر نیز حضور خواهد داشت. من تاکنون در سه جلسه شورای فرهنگی اجتماعی حضور پیدا کرده‌ام و آن را همواره جدی می‌گیرم.



با توجه به اینکه فیلم‌ساز حوزه سلامت به حمایت نیاز دارد، شما چه امکاناتی را در اختیار این فیلم‌سازان قرار می‌دهید؟

ما از همین‌جا از فعالان حوزه فیلم و سینما، هم برای گفت‌وگو و هم نزدیک کردن نگاه‌ها به هم و نیز مطرح کردن معضلات‌ موجود و نشان دادن نقطه‌ضعف‌های سازمان انتقال خون و حتی ورود به سیستم انتقال خون، دعوت می‌کنیم. مدیران استانی در سراسر کشور و مدیریت روابط عمومی ما در تهران آماده ایجاد این ارتباط است.