رویدادها و تازه‌ها

بررسی كاركردهای فیلم سلامت از نگاه جامعه‌شناسان

بررسی كاركردهای فیلم سلامت از نگاه جامعه‌شناسان

بخش تولیدات تلویزیونی، از مهمترین بخش‌های جشنواره فیلم سلامت و نیز از جمله منابع اطلاعاتی برای رفتارهای بهداشتی و افزایش سواد سلامتی تلویزیون به شمار می‌رود.

در جوامعی که با فقر اطلاعات و کاهش کارایی ابزارهای ارتباطی مواجه هستند، دستیابی به اطلاعات بهداشتی، سخت و اندک است. هیچ‌یک از کارشناسان جامعه‌شناسی نقش رسانه‌ها را در افزایش سواد سلامتی و آگاهی انکار نمی‌کنند و معتقد هستند که رسانه‌ها می‌توانند پیام‌های اخلاقی و سلامت‌محور خود را به‌طور غیرمستقیم و از طریق فیلم‌های داستانی با شیوه بهتری به مخاطب منتقل کنند.

این کارشناسان همچنین اعتقاد دارند که رفتن به سینما و شنیدن موسیقی نیز کنشی برای رسیدن به احساسات خوشایند و بهسازی عملکرد روحی محسوب می‌شود. در این گزارش، با کارشناسان جامعه‌شناسی همراه شدیم تا درباره تاثیر نقش فیلم، سینما و وسایل ارتباط جمعی در سلامت فردی و اجتماعی پرسش‌هایی داشته باشیم.

نخستین کارشناسی که درباره نقش فیلم در ارتقای سلامت جامعه از او پرسش می‌کنیم، دکتر سید مجید حسینی‌زاد، استاد جامعه‌شناسی سینما و مدرس سینما و تلویزیون است. او معتقد است که نقش فیلم در ارتقای سلامت جامعه به این بستگی دارد که ما نسبت به فیلم‌هایی که می‌بینیم، چه دیدگاهی داریم. حسینی‌زاد می‌گوید: «فیلم‌هایی که می‌بینیم، برآمده از میدانی به نام سینما است و سینما نیز یک وسیله ارتباطی محسوب می‌شود. اگر به سینما به‌عنوان یک وسیله ارتباطی نگاه کنیم، بسیاری از مشکلات در این رابطه به‌طور خودکار رفع می‌شود. گاهی این پیام می‌تواند پیام سلامتی باشد.»

حسینی‌زاد اضافه می‌کند: «کارکرد وسیله ارتباطی، انتقال پیام‌های ارتباطی از طریق زبان مخصوص به خود است تا معنای جدیدی در ذهن ما خلق شود. از این نظر، فیلم می‌تواند یک وسیله ارتباطی، هنری و فرهنگی باشد که در آن به‌جای قلم، از ابزارهای دیگری مانند صدا یا دوربین استفاده می‌شود.»

این کارشناس جامعه‌شناسی با بیان این‌که از دو جنبه می‌توان به سینما نگریست، می‌گوید: «هم می‌توانیم پیام سلامت‌محور به مخاطب منتقل کنیم که فیلم‌های آموزشی و نظایر آن را شامل می‌شود و هم این‌که گاهی نتیجه یک مساله را از طریق سینما به مخاطب انتقال دهیم. فیلم‌های پوران درخشنده، بیشتر دارای پیام اخلاقی است و برای مثال، به این اشاره می‌کند که اگر کسی مشکل برقراری ارتباط با دیگران دارد، قابل حل است و می‌تواند مانند دیگران زندگی کند.»

حسینی‌زاد با اشاره به این‌که فیلم‌ها و نمایش‌های گوناگون می‌توانند در درمان بیماری‌های روحی نقش داشته باشند، یادآوری می‌کند: «گاهی فیلم‌ها یا نمایش‌ها به‌عنوان دارو به‌کار می‌روند و برای مثال، در نمایش‌درمانی، فیلم‌های مختلفی را با پیام‌های متفاوت برای بیماران روحی نمایش می‌دهند تا به رموز درمان بیماران پی ببرند.»

امان‌الله قرایی مقدم، دیگر جامعه‌شناس مرتبط با حوزه رسانه نیز در این رابطه می‌گوید: «از نظر جامعه‌شناسی، ارتباطات رسانه‌ها اعم از رادیو، تلویزیون و سینما بر سلامت و بهداشت فردی، خانوادگی و اجتماعی تاثیر بسیار زیادی دارند. ارتقای بهداشت عمومی و فردی موجود در جامعه حاصل وجود رسانه‌ها و آگاهی‌بخشی آن‌ها است. برنامه‌های رادیو و تلویزیون و سینما به‌اندازه‌ای فراگیر شده‌اند که حتی در بخش‌های دورافتاده کشور نیز مردم می‌دانند که چه الگویی را برای سلامت خود انتخاب کنند. برای مثال، مجید میرفخرایی در برنامه «دانش»، چندین سال قبل اعلام کرد که سبزی‌های تهران به‌علت وجود فاضلاب، آلوده هستند و پس از گذشت زمان اندکی خرید سبزی متوقف شد و این ناشی از قدرت رسانه است.»

دکتر پرویز اجلالی، جامعه‌شناس و پژوهشگر نیز درباره نقش فیلم در سلامت جامعه اظهار می‌دارد: «این مساله به‌این بستگی دارد که شما چه تعریفی از سلامت داشته باشید. این تعریف می‌تواند گسترده یا محدود باشد. یکی از معانی سلامتی، مربوط به بدن انسان و پزشکی است، اما در حال حاضر مفهوم سلامت گسترده‌تر شده و ابعاد اجتماعی، سیاسی و اجتماعی یافته است. در واقع، سلامت، وضعیتی انسانی است که در زندگی اجتماعی ساخته می‌شود.»

اجلالی اضافه می‌کند: «اگر منظور، سلامت اجتماعی در ارتباط فرد با جامعه باشد، سینما و هر هنر دیگری علاوه بر افزایش آگاهی، باعث سلامتی روح و روان و لذت و خوشحالی می‌شود. به همین علت وقتی مردم دلتنگ می‌شوند، ترجیح می‌دهند به سینما یا کنسرت موسیقی بروند.»

این پژوهشگر با بیان این‌که در ابعاد جزئی‌تر اگر سلامت را در حوزه انتقال مفاهیم اخلاقی بدانیم، در همه آثار هنری از جمله فیلم، این پدیده‌ها تحلیل می‌شوند، می‌گوید: «اگر سلامت را به معنای امری فردی و مربوط به عملکرد ارگانیسم انسانی بدانیم، سینما و هر هنر دیگری علاوه بر افزایش آگاهی، باعث لذت و خوشحالی و التذاذ هنری می‌شود. به همین علت، وقتی مردم دلتنگ و خسته می‌شوند به هنر روی می‌آورند، به موسیقی گوش می‌دهند یا به سینما و تئاتر می‌روند. در این حالت فیلم دیدن، ضدافسردگی و نشاط‌آور است. امروزه سینما امری اجتماعی هم تلقی می‌شود و سخن از سلامت و یا بیماری اجتماعی به میان می‌آید. از این لحاظ، سینما در آموزش و پیش‌گیری، قابلیت زیادی دارد. تماشاگر با دیدن فیلم، درباره زندگی آگاهی بیشتری پیدا می‌کند؛ برای مثال، فیلم‌هایی با مضمون  آسیب‌های اجتماعی مانند اعتیاد و بزه‌کاری، از این قبیل فیلم‌ها هستند. این فیلم‌ها به هر شیوه‌ای ساخته شوند، هشداردهنده و آگاهی‌بخش هستند. البته این آگاهی‌بخشی به‌طور مستقیم صورت نمی‌گیرد. اما وقتی فیلم، زندگی واقعی مردمی را نشان می‌دهد که قربانی آسیب‌های اجتماعی مثل اعتیاد و طلاق یا اعمال مجرمانه‌ای مثل قتل و سرقت و قاچاق مواد مخدر شده‌اند، با نگاهی هنرمندانه، درباره نتایج گرفتار شدن به این آسیب‌ها یا جرم‌ها به تماشاگر آگاهی می‌دهد و این خود، شکلی از پیش‌گیری است که برای سلامت جامعه و فرد، مهمتر از درمان است.»

سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاری اجتماعی، درباره نقش هنر در ارتقای سلامت جامعه می‌گوید: «ظرفیت‌های هنر در حوزه سلامت اجتماعی، از جمله پیش‌گیری از آسیب‌های اجتماعی، غیرقابل چشم‌پوشی است. به‌طور طبیعی، اساس فیلم نیز یکی از مولفه‌های هنر فیلم‌نامه است. هرچه فیلم‌نامه با واقعیت‌ها متناسبتر باشد و مبتنی بر مخاطب‌شناسی تهیه شود و جذابیت داشته باشد، می‌تواند در افزایش آگاهی مردم در حوزه اجتماعی نقش پررنگتری ایفا کند.»

رئیس انجمن مددکاری ایران، درباره پرداختن به قصه‌های سلامت‌محور در فیلم‌ها توضیح می‌دهد: «نکته قابل تامل این است که مشاوران فیلم‌نامه نیز باید واقعیت‌ها را بشناسند و همچنین از شرایط حاکم بر کشورها مطلع باشند. با توجه به جذابیت حوزه هنر و با توجه به تاثیر چشمگیر روش دیداری، مطالبی که به‌واسطه فیلم به مخاطب عرضه می‌شود در ذهن، ماندگاری بیشتری دارد. فیلم باید از زمان نگارش فیلم‌نامه تا زمانی که به تصویر در می‌آید، حاوی پیام‌ها و نکات مثبت اجتماعی و در بخش‌هایی نیز می‌تواند هشداردهنده باشد. هرچه فیلم با واقعیت‌ها ارتباط بیشتری داشته باشد، می‌تواند در ارتقای سلامت، موثرتر باشد.»

توجه فیلمسازان به پیش‌گیری، حفظ و ارتقای سلامت

حسینی‌زاد درباره این‌که فیلمسازان امروز ما بیشتر به کدام مقوله پیش‌گیری، حفظ و ارتقای سلامت توجه دارند، می‌گوید: «فیلمسازان امروز ما اغلب، بیمار را یک عنصر معنایی تلقی می‌کنند؛ یعنی یک پیام اخلاقی را گاهی به اطرافیان بیمار، گاهی به جامعه و گاهی نیز به خود بیمار منتقل می‌کنند. برای مثال، به‌وسیله یک فیلم می‌توانیم از شیوه برخورد با بیماران مختلف آگاه شویم. بیماری‌های روانی نیز از جمله مسائلی هستند که فیلمسازان به آن می‌پردازند و علل آن را در نماهای مختلفی از فیلم نمایش می‌دهند.»

این استاد دانشگاه درباره کارکرد سینما می‌گوید: «یکی از مهمترین مسائلی که سینما در جامعه ایجاد می‌کند، ارائه الگویی برای سبک زندگی است. سینما به ما می‌گوید که چگونه باید با اطرافیان و همسایه‌های خود رفتار کنیم یا چه‌طور باید به‌درستی رانندگی کنیم. شیوه انتقال این مفاهیم می‌تواند صریح یا غیرمستقیم باشد. سینما در مقوله پیش‌گیری نیز به‌طور کامل، کارکردی آموزشی دارد و البته چگونگی انتقال مفاهیم، به هدف‌گذاری شما بستگی دارد. سینما یک وسیله ارتباطی قوی با عملکردی  چندسویه، و نه یک‌سویه، است. در سینما نشانه‌ها با یکدیگر همراه می‌شوند و پیام خاصی را به مخاطب منتقل می‌کنند.»

امان‌الله قرایی مقدم نیز در این رابطه اظهار می‌دارد: «به نظرم سریال‌های تلویزیونی و فیلم‌های سینمایی از هر سه جنبه پیش‌گیری، حفظ و ارتقای سلامتی به این موضوع پرداخته‌اند.»

موسوی چلک در این رابطه خاطرنشان می‌کند: «ما عمدتا باید بر پیش‌گیری تمرکز کنیم و ویژگی برنامه‌های پیش‌گیری باید به گونه‌ای باشد که اطلاعات ارائه‌ شده، بیش از اطلاعات مردم باشد. گاهی معرفی منابع اجتماعی و خدماتی در فیلم‌ها می‌تواند برای افرادی که سلامتی آن‌ها دچار اختلال شده است کمک‌کننده باشد.»

فیلم‌های تاثیرگذار در حوزه سلامت اجتماعی

حسینی‌زاد درباره فیلم‌هایی که توانسته‌اند او را تحت تاثیر قرار دهند، می‌گوید: «اصغر فرهادی در فیلم‌های خود درباره مهمترین معضلات جامعه ما یعنی دروغ‌گویی صحبت می‌کند. «جدایی نادر از سیمین» هم درباره مشکلات روانی است که خانواده‌ها را از هم می‌پاشاند. فیلم‌های پوران درخشنده، از جمله «عبور از غبار»، پیام‌های اجتماعی ضمنی را منتقل می‌کنند. به نظرم سینماگران مستقل هنری که به سینما فکر می‌کنند و آن را تنها یک صنعت اقتصادی برای کسب درآمد نمی‌دانند، موفق می‌شوند و به معضلات اجتماعی توجه دارند.»

این استاد جامعه‌شناسی در ادامه توضیحات خود می‌افزاید: فیلم «چهارشنبه 19 اردیبهشت» خوب بود چون هم دردهای جامعه را نشان می‌داد و هم بیانگر عشق و چالش‌های مربوط به آن بود. فیلم‌های پوران درخشنده معمولا خیلی صریح هستند و منظور خود را به‌سادگی منتقل می‌کنند. فیلم‌های ناصر تقوایی نیز درباره سلامت خانواده است.

پرویز اجلالی نیز درباره فیلم‌های تاثیرگذار در حوزه سلامت اجتماعی می‌گوید: «فیلم ابد و یک روز» با نشان دادن زندگی در یک خانواده پرجمعیت در حاشیه شهر و با دو عضو معتاد، به ما یادآوری می‌کند که معتادان موجودات منفرد و بی‌ریشه‌ای نیستند که بتوان به‌سادگی جمع‌آوری‌شان کرد، بلکه این افراد نیز بخشی از مردم هستند. بحث درباره چند میلیون انسان است که به هزاران خانواده وابستگی دارند و با رشته‌هایی به دیگران متصل هستند و بر آن‌ها اثر می‌گذارند. این‌گونه فیلم‌ها در واقع، نه با بیماران بلکه با سیاستگذاران و جامعه سخن می‌گویند و راه‌حل ارائه می‌دهند.»

این استاد دانشگاه اضافه می‌کند: «یکی دیگر از فیلم‌هایی که به یک رابطه اجتماعی خاص اشاره می‌کرد، «سنتوری» بود. این فیلم نشان می‌داد که چه عواملی طیف هنرمند و حساس را گرفتار می‌کند اما فیلم، به ستایش اعتیاد متهم شد. فیلم می‌تواند شناخت ما از ویژگی‌های رفتاری مثبت یا منفی بیماران مختلف را افزایش دهد و به پیدایش نوعی از روان‌شناسی بیماران کمک کند.»

موسوی چلک نیز در این رابطه می‌گوید: «بین برنامه‌های تلویزیونی کودک، فتیله و عمو پورنگ خوب بودند. معمولا برنامه‌هایی که در حوزه اعتیاد بودند، جذابیت بیشتری داشتند. «خنداونه» نیز برنامه خوبی است. برنامه‌های خشن، بر جوانان و نوجوانان اثر منفی بیشتری می‌گذارند و آسیب‌زا هستند.»

انتظارات جامعه‌شناسان از فیلمسازان اجتماعی

پرویز اجلالی در این رابطه می‌گوید: «با وجود سبک زندگی متفاوت، پیش‌گیری و آموزش اهمیت بسیاری دارد. انتظار می‌رود مسئولان تحقیق کنند که چرا سرطان تا این اندازه افزایش پیدا کرده است و نتایج این پژوهش‌ها باید از طریق سینما و تلویزیون به اطلاع مردم برسد.»

قرایی مقدم نیز با بیان انتظار خود مبنی بر این‌که فیلمسازان در فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی به‌طور غیرمستقیم به مسائل مربوط به بهداشت اجتماعی، روحی و روانی و جسمی بپردازند، می‌گوید: «نمی‌توانیم از سینماگران انتظار داشته باشیم که برای ارتقای سلامتی فیلم بسازند؛ چون این وظیفه وزارت بهداشت و درمان است. بنابراین، در حیطه اختیار فیلمسازان، اگر پیام‌ها به‌طور غیرمستقیم منتقل شود، بر مخاطب تاثیر بیشتری می‌گذارد.»

موسوی چلک، در پایان درباره انتظار خود از فیلمسازان حوزه سلامت می‌گوید: «انتظار می‌رود که نگرش فیلمسازان به سینما، تک‌بعدی نباشد و مسائل دیگری که در جامعه وجود دارد را نیز مورد توجه قرار دهند تا بتوانند پیام‌های اجتماعی را با زبان هنر به دیگران منتقل کنند. حقیقت این است که فیلم‌های اجتماعی ما با واقعیت فاصله دارند و سیاست‌گذاری اجتماعی و فرهنگی نیز بر یکدیگر منطبق نیستند.»